تبليغاتX
مهار بيابان‌زايي

دیروز باز هم عباس نیامد؛ اما عباث نه! او آمد ...

خوشامدگویی عباث به حاضران در مراسم نکوداشتش!

    شامگاه دیروز در فرهنگسرای زیبا و بزرگ پایداری، می‌شد به راحتی پایستگی عباث را دید؛ پایستگی و جاودانگی مردی از تبار طبیعت که حالا می‌شود او را در هر برکه‌ای، تالابی، رودخانه‌ای، دشتی و کوهی دید ...
    آخر او آن بالاها در یکی از مرتفع‌ترین رودخانه‌های جهان ناپدید شده است؛ پس اگر قرار بر جاری شدن هم باشد، او اینک در بین همه‌ی زیستمندان و همه‌ی مردم پایین دست جاری است ...
  
   


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 22 آبان1388ساعت 13:20  توسط محمد درویش 

درختان هم می‌توانند برق تولید کنند و هم در مهار آتش‌سوزی جنگل‌ها مؤثر باشند!


   به گزارش سازمان خواروبار و کشاورزی (فائو) افزون بر 350 میلیون هکتار از رویشگاه‌های جنگلی جهان سالانه در اثر آتش‌سوزی به یغما می‌رود که این میزان برابر با 8.8 درصد از مجموع اندوخته‌گاه‌های جنگلی جهان است. در بزرگی این رقم همان بس که بدانیم: مجموع مساحت جنگل‌های 53 کشور جهان از جمله ایران که اصطلاحاً از ایشان با عنوان کشورهای با پوشش کم جنگل (LFCCS) یا Low Forest Cover Countries یاد می‌شود، حتا به نصف آن رقم هم نمی‌رسد! بنابراین، اگر روند کنونی برای 12 سال دوام یابد، دیگر جنگلی بر روی کره خاک نخواهد ماند ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 21 آبان1388ساعت 11:50  توسط محمد درویش 

دل من گره‌گير چشم نجيب اين نهال نوپاي سيب است!

لطفاً درنگ كنيد!

آندره ژيد : بكوش عظمت در نگاه تو باشد نه آن چه بدان مي نگري .

     نظرتان در باره‌ي اين تصوير چيست؟ در اين تصوير چه چيز حيرت يا تحسين و يا دست كم توجه شما را بر‌مي‌انگيزد؟
      احتمالاً خواهيد گفت: مشاهده‌ي آن سيب درشت قرمز رنگ در انتهايي‌ترين و لرزان‌ترين و شكننده‌ترين جوانه‌ي نهالي كه شايد هنوز جشن يك‌سالگي‌اش را هم نگرفته باشد!
      نگاه كنيد كه آن سيب متقارن و خوش‌تراش چگونه صاحبش را به زحمت انداخته و قامت نحيفش را خم كرده است.
      با اين وجود، اگر اينك دل من و تو گره‌گير فقط يكي از ميلياردها ميليارد درخت سيب موجود در جهان شده، شايد دليلش به كشف همين راز و رمز و چرايي ايستايي و پايداري آن نهال تكيده برمي‌گردد! راز و رمز و درد و رنجي كه حاصلش تولد سيب سرخ خورشيد است ...

روزی خواهم آمد و پیامی خواهم آورد
در رگ‌ها نور خواهم ریخت و صدا خواهم زد:
ای سبدهاتان پرخواب! سیب آوردم، سیب سرخ خورشید
خواهم آمد، گل یاسی به گدا خواهم داد.
زن زیبای جزامی را گوشواری دیگر خواهم بخشید.
کور را خواهم گفت: چه تماشا دارد باغ!

     و من بر اين باورم كه روشن‌دلي لازم است تا بتوان در پاي اين لحظه‌ها و عكس‌ها درنگ كرد و تلنگرش را شنيد و در زيبايي‌اش شناور شد و شناور ماند ...
      وگرنه ممكن است داغون شوي مثل سهراب، وقتي كه دريابي در سرزميني زيست مي‌كني كه هيچ كس زاغچه‌اي را سر يك مزرعه جدي نمي‌گيرد!

      ممنون از دوست عزيزي كه تصوير اين تك‌نهال سيب‌آلود و سرخ‌فام را برايم فرستاد و زنهارم داد تا او را جدي بگيرم ...

درج نظر

+ نوشته شده در  چهارشنبه 20 آبان1388ساعت 15:11  توسط محمد درویش 

یک موفقیت دیگر برای مهار بیابان‌زایی!

مسابقه ای بی سابقه در وبلاگستان فارسی

محیط زیست، حقوق بشر و مهار بیابان‌زایی!


     بنا بر اعلام دبیرخانه‌ی مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، خوشبختانه تارنمای مهار بیابان‌زایی توانسته است با جلب نظر شرکت کنندگان در مسابقه‌ی «حقوق بشر در آیینه وبلاگ‌ها» و نیز هیأت محترم داوران این مسابقه‌ی بی‌سابقه، به عنوان وبلاگ برتر در رشته محیط زیست انتخاب شود.
    ناگفته پیداست که اگر مهار بیابان‌زایی این گونه می‌تواند مورد توجه قرار گیرد، سهمی از این موفقیت را باید مدیون آن گروه از نویسندگان و کوشندگانی بداند که حاضر شدند از وقت گرانبهای خویش درگذرند و بخشی از آن را به روشن‌گری در حوزه محیط زیست اختصاص دهند. جریانی که می‌شود هویت تمام‌نمای آن را در اعضای گرین‌بلاگ مشاهده کرد؛ اعضایی که پیوسته بر شمارشان افزوده می‌شود و بدین‌ترتیب وزن محتوای سبز را در وبلاگستان فارسی ارتقاء می‌دهند.
     درود بر آنان و همه‌ی ایرانیانی که عاشقانه طبیعت خویش را دوست می‌دارند و حرمت می‌نهند.

     و اما بعد:
    وقتی از اين حقيقت تلخ آگاه هستيم که زادگاهِ مشترک ما از منظر پايداری زيست‌محيطی در رتبه‌ی يکصد و سی و پنجم قرار دارد  و پايتخت آن در ميان 215 شهر جهان از نظر امنيت عمومی، يکصد و پنجاهم و از نظر کيفيت زندگی، يکصد و شصت و هفتم است؛ ساده‌انگارانه خواهد بود، اگر بپنداريم که با توجهی که در دنیای مجازی به مقوله‌ی محیط زیست شده است، می‌توان امیدوار بود که این روندهای نگران‌کننده به سرعت شیبی معکوس بیابند. چرا که هيچ‌گاه نبايد فراموش کنيم: ما همچنان در سرزمینی زیست می‌کنیم که ساکنانش تنها 8 دقيقه در سال (به طور متوسط) مطالعه می‌کنند؛ سرزمینی که هرگز از منظر شاخص‌های توسعه‌ی انسانی حتا نتوانسته در شمار 90 کشور نخست جهان هم قرار گیرد! همان سرزمینی که برای هر شش نفر از ساکنانش فقط يک جلد کتاب وجود دارد - به نقل از محمّدحسين ملك احمدي، دبير هيأت اُمناي كتابخانه‌هاي عمومي‌كشور – که این میزان فقط يک پانزدهم نسبت جهانی آن است. بنابراين، به نظر می‌رسد برای دستيابی به آستانه‌ی تحوّل و توسعه‌ی جامعه در هر حوزه‌ای، نيازمند پرورش نسلی دانا، با صلاحيت، با کفايت و شديداً معتقد و پايبند به مراعات حدود و ثغورِ عادلانه (متعادل) در آن حوزه باشيم؛ نسلی که با تعريف و اجرای دقيق حدود آزادي‌ها و مسئوليت‌ها و کيفر دادنِ (در جای خود نهادن) کسانی که از حدود پا را فراتر بنهند، امنيت پايدارِ فردی و اجتماعی را - به عنوان نخستين شرطِ وجودی يک محيط بارور و پويا -  برقرار و محافظت کنند.      
سخنان خانم مري رابينسون، كميسر عالي حقوق بشر سازمان ملل متحد در اجلاس ژوهانسبورگ، مي‌تواند كلام سزاواري در اين جستار باشد: «فكر مي‌كنم در آينده‌ی نزديك جامعه‌ی جهاني به اين نتيجه خواهد رسيد كه مهمترين مسايل بشري عبارتند از: توسعه‌ی پايدار، حفاظت از محيط‌زيست و رعايت حقوق بشر. در واقع اين سه مسأله، اضلاع ضروري يك مثلث هستند كه سرنوشت بشر را رقم مي‌زنند. بدون هر يك از اين سه، بهبود وضعيت انسان‌ها و جوامع ناممكن خواهد بود. تحقق توسعه‌ی پايدار، مستلزم توجه به حقوق بشر و حفاظت از منابع طبيعي و محيط‌زيست است. از طرف ديگر، حقوق بشر آنگاه رعايت خواهد شد و محيط‌زيست آنگاه محافظت مي‌‌شود كه توسعه‌ی پايدار در تمامي جهان تحقق پيدا كند.»
     آیا کسی هست که هنوز درنیافته باشد که چرا حفظ محیط زیست می‌تواند با حرمت‌نهادن به حقوق بشر مرتبط باشد؟
    بار دیگر و به سهم خویش از اقدام سزاوارانه‌ی دست‌اندرکاران این مسابقه‌ی ارزشمند تشکر کرده و این امیدواری را برای خویش محفوظ می‌دارم که سرانجام بتوانیم روزی را درک کنیم که در آن نه فقط انسان که هر زیستمندی که در جهان فانی حضور دارد، بتواند از حرمت و احترامی درخور و سزاوارانه بهره‌مند شود.

                                                           درج نظر

+ نوشته شده در  سه شنبه 19 آبان1388ساعت 14:31  توسط محمد درویش 

بیاییم همه در سوگ گراندکانیون ایران بگرییم!

    روزنامه همشهری امروز را که ورق بزنی با این تیتر غم‌انگیز روبرو می‌شوی: گراند كانيون ايران در معرض تخريب!
     و بعد از قول کاظم مهین روستا می‌خوانی: تنگ هايقر معروف به گراند كانيون ايران در 35 كيلومتري جنوب غربي شهرستان فيروزآباد و بعد از روستاي رودبال واقع شده است ... تنگه‌ای که حالا قرار است به بهانه‌ی احداث یک سد مخزنی دیگر کاملاً نابود شده و به زیر آب رود!
     یاد گزارشی افتادم که 8 سال پیش، در 10 آذر 1380 و پس از بازدید از منطقه نوشته و در آن برای نخستین‌بار، چشم‌اندازهای کم‌نظیر دهرود را با گراندکانیون پهلو زده بودم!
شما هم این گزارش را اگر وقت دارید بخوانید، تادریابید که چرا امشب با خواندن خبر همشهری چشمانم دوباره خیس شد و آه از نهادم درآمد ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 16 آبان1388ساعت 22:46  توسط محمد درویش 

دعوای مترو تهران خیابانی می‌شود!


    احتمالاً شما نیز ممکن است مانند من یکی از صدها هزار شهروندی باشید که امروز صبح چنین تابلویی را در سطح برخی از معابر تهران دیده‌اید ...
    
   


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 16 آبان1388ساعت 20:15  توسط محمد درویش 

بلوط شازند ، سنجاب و مهران!

سنجاب ایرانی: نجات دهنده بلوط ستان های زاگرس

     کوشان مهران را که یادتان هست؟ وبلاگ ندارد، اما وبلاگ‌نویس‌ها را دوست دارد؛ درس محیط زیست خوانده و هنوز هم می‌خواند؛ اما با اغلب استادان این رشته مشکل دارد! ایران را به خوبی می‌شناسد و به خصوص با تنوع زیستی‌اش بسیار نسبت دارد و نبض زمین را خوب می شناسد! از این گذشته تقریباً تو همه چیز سرکی کشیده و می‌کشد. با این وجود، هنوز در برابر وسوسه‌ی وبلاگ‌نویسی مقاومت کرده و ترجیح می‌دهد که همچنان کامنت نویس وبلاگستان سبز باقی بماند.
    دیروز تلفنی پیشنهادی را برای نجات ذخیرگاه 13 هکتاری بلوط در استان مرکزی (شازند) مطرح کرد که ضمن سپاس از احساس مسئولیت و عشق پاکش به محیط زیست وطن، بد ندیدم که آن را در مهار بیابان‌زایی به ثبت رسانم. به خصوص که خوانندگان ثابت این تارنما لابد قصه‌ی سنجاب‌ها را در باغ گیاه‌شناسی ملّی ایران به یاد دارند؟
    مهران هم خواسته است تا صدایش به گوش مسئولین منابع طبیعی استان رسیده و برای نجات آن قطعه‌ی 13 هکتاری و امکان زادآوری بهتر بلوط‌ها، تعدادی سنجاب را در منطقه رهاسازی کنند.
     امیدوارم که این پیشنهاد عملی شود.

                                                                درج نظر

+ نوشته شده در  جمعه 15 آبان1388ساعت 22:54  توسط محمد درویش 

رقم‌های حیرت‌انگیز کاهش سطح آب زیرزمینی در شهر شال


     امروز مهمان مردم نجیب و خونگرم شال در استان قزوین بودم. آبادبومی کهن که مردمانش با زبانی اختصاصی به نام تاتی صحبت می‌کنند (گویا یکی از صاحب‌منصبان بانک جدید تات هم اهل همین دیار است) و یکی از بخش‌های شهرستان بویین‌زهرا محسوب می‌شود. آنها در پی راه‌اندازی و استحصال انرژی‌های نو، به ویژه باد و خورشید در منطقه‌ی خود بودند و مشتاقانه امکانات و خدمات فنی را مطالبه می‌کردند ...
   


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 15 آبان1388ساعت 21:31  توسط محمد درویش 

روزگار سینوسی سبزنویس‌ها در وبلاگستان فارسی!

      نزدیک به پنج سال است که از نزدیک با جریان سبزها در دنیای وبلاگستان فارسی آشنا هستم؛ جریانی که گاه می‌شود آن را به راحتی از دنیای مجازی حذف کرد، بدون آن که بازخوردی را شاهد باشیم و گاه از چنان موج توفنده و ابعاد سترگ و تأثیرگذاری برخوردار می‌شود که انگار وبلاگستان فارسی بدون محیط زیست‌نویس‌ها چیزی کم دارد!
      راستی چرا این گونه است؟ چرا صاحبان تارنماهای پرمخاطب و تأثیرگذاری چون دیده‌بان محیط زیست ایران، برای طبیعت، دور روزگاران، گرگ خاکستری، زیستا، تاریخ و جغرافیا و ... دیگر یا نمی‌نویسند و یا فقط می‌نویسند که مجبور نباشند پاسخ دهند که چرا نمی‌نویسند؟!
      بدتر از همه این که کسی هم سراغ خاموش‌شده‌ها و خاموش‌مانده‌ها را نمی‌گیرد!
     این در حالی است که در سال‌های اخیر با تحرک خوبی که مهدی اشراقی با گرین بلاگ، یاسر انصاری با سبزپرس، ناصر کرمی با ایرن و سپهر سلیمی با زیستا در محتوای سبزنویسی مجازی بوجود آورده بودند، امیدهای فراوانی آفریده شده بود که موج‌های سبز وبلاگستان به تدریج همه جا را فراگیرد. امّا افسوس که  تارنمای موج سبز مدتهاست که دارد خاک می‌خورد. دردناک تر آن که کسی حتا مرگ تمام و کمال زیستا را تسلیت هم نگفت؛ حتا خود سپهر سلیمی عزیز!
     بگذریم!

گزارشی تحلیلی از دویچه وله

    در همین باره، تحلیلی خواندنی را محمود صالحی و بابک بهمنش در بخش فارسی صدای آلمان انتشار داده‌اند که روشنگرانه است.
   امید که وبلاگ‌نویسی سبز روزی به جایگاه سزاوارانه‌ی خویش در تولید محتوای فارسی وبلاگستان دست یابد؛ هرچند که نباید فراموش کنیم: هم‌اکنون نیز این جایگاه بسیار رفیع‌تر از همتای اجرایی و پژوهشی آن در دولت است.

                                                                درج نظر

+ نوشته شده در  جمعه 15 آبان1388ساعت 0:41  توسط محمد درویش 

آخرین لطیفه سال: سدها مانع تخریب محیط زیست می‌شوند!

اگر گفتید که چه شباهتی بین این کامیون با جریان سدسازی در کشور وجود دارد؟! - طرح از جام جم

       همین الان آبی که در دست دارید، زمین نهاده و جوابیه‌ی تاریخی شركت توسعه منابع آب و نيروي ايران  - وابسته به وزارت نیرو - را به روزنامه همشهری بخوانید تا بقیه‌ی روز را با خنده‌ای نمکین از این همه حماقت/نادانی/ ... سرکنید (نقطه‌چین‌ها را خود می‌توانید بسته به میل و مناعت طبع‌تان پر کنید!).


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 14 آبان1388ساعت 0:55  توسط محمد درویش