اين پست اختصاص دارد به تبيين و تأكيد بر يك مفهوم بسيار ساده و در عين حال، فوقالعاده حياتي و البته – اغلب - ناديده گرفته شده در سياستگذاريهاي كلان ملّي! اين كه «هنگامي ميتوان از پايداري در توسعه سخن گفت كه تأمين مستمر نيازها و رضايتمندي عموم زيستمندان همراه با افزايش كيفيت زندگي انسان مدنظر قرار گرفته باشد.»
همين!
ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه 11 فروردین1386ساعت 1:21  توسط محمد درویش
|
در اين پست كوشيدهام تا به علتالعلل ماجراهاي غمانگيزي چون سد سيوند، جادهي بلده نور به گرمابدر، تعريض جادهي پارك ملّي گلستان، تخريب پارك جنگلي لويزان و سرخهحصار و هزاران پروژه مشابه ديگر كه آشكارا به بهانهي توسعهي بخشي، ملاحظات پايداري ميراث طبيعي و ملّي را نشانه رفته و ميروند، بپردازم.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه 5 فروردین1386ساعت 12:16  توسط محمد درویش
با آرزوي گذران تجربههايي خوش و لحظاتي خاطرهانگيز و شاد در نخستين روزهاي فرودين 86، ششصد و بيست و دوّمين پست از تارنماي «مهار بيابانزايي» را به يكي از مهمترين حلقههاي مفقودهي مديريت كشور (پايش و ارزشيابي)، به ويژه در حوزهي منابع طبيعي، كشاورزي و محيط زيست اختصاص دادهام. باشد كه اين آغازين پست محمّد درويش در سال 1386 ؛ سالي كه به آن صفات زيباي «اتحاد و انسجام» داده شده است، بتواند فتح بابي شايسته در اين حوزه محسوب شود.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه 4 فروردین1386ساعت 13:42  توسط محمد درویش
پایش و ارزشیابی، ابزاری مدیریتی محسوب میشوند که در جهان به شدّت فناورانهی امروز برای تعيين ميزان كارآيي طرحهای توسعه - يعنی درجهی پایبندی آنها به اهداف و شیوهنامهی پيشبینی شده و نيز ميزان حصول نتايج مورد انتظار – به کار میروند. در حقيقت، يكي از مهمترين دريافتهايي كه ضرورت نگاهي نو به سامانهي پايش و ارزشيابي طرحهاي توسعه را به اثبات رسانده و تعيين ضوابط طراحي نظام پايش را در اولويتهاي راهبردي برنامههاي پنج سالهي كشور قرار ميدهد، لحاظ اين واقعيت است كه صرف هزينهكردن منابع مالي و دستيابي به نتايج پيشبيني شده در شناسنامه يا پيشنهاديهي (پروپوزال) طرح، كفايت نكرده و در اغلب موارد به مفهوم برآوردهشدن انتظارات حاصل از اجراي طرحهاي توسعه نيست. به سخني ديگر، آنچه كه بيش از پيش در نزد برنامهريزان و نخبگان آيندهساز اهميت دارد، دريافت اين آگاهي است كه با اجراي هر طرحي تا چه اندازه قدرمطلق شاخصهاي توسعهي كشور رشد داشته يا خواهد داشت. امّا شايد يك پرسش بنيادي آن باشد كه چگونه ميتوان از سامانهي منسجمي به نام «نظام پايش و ارزشيابي» در تضمين و سنجش پايداري طرحهاي توسعه، به ويژه در حوزهي مديريت منابع طبيعي بهره برد؟ پرسشي كه گمان ميرود بر بنياد تجربيات مشابه جهاني در اغلب كشورهاي شمال و برخي از كشورهاي جنوب، بتوان پاسخي روشن و مستدل به آن داد. چه، اگر موفق شويم معيارها و شاخصهايي مشخص و دقيق براي سنجش پايداري زيستبومِ متأثر از طرح مديريت منابع طبيعي تعيين و معرفي كنيم، آنگاه سنجش پايداري، كمينهي انتظاري است كه از نظام پايش و ارزشيابي طرحها ميتوان درنظر داشت.
و اين مهم، با تعيين و معرفي مطلوبترين معيارها و شاخصهاي نشاندهندهي پايداري سرزمين در زيستبومهاي جنگلي، مرتعي، بياباني و محيطهاي آبي كاملاً دستيافتني مينمايد.
+ نوشته شده در دوشنبه 1 آبان1385ساعت 13:59  توسط محمد درویش
|
- پندار بنيادين:
پندار بنيادين يا مسألة اساسی مطالعة پيشِ رو، بررسی امکان دستيابی به کمينهای از معيارها و شاخصهايی گويا، ساده و منطقهای است که بتواند نزديکترين ارزيابی ممکن به واقعيت را از جريان بيابانزايی در ايران ارايه دهد. به ديگر سخن، اين مطالعه در پی آن است تا سياههای از كارآمدترين معيارهای سنجش تخريب سرزمين در مناطق تحت اثر بيابانزايی را معرفی کرده و شاخصهايی قابل اندازهگيری، در دسترس و آسان برای تعيين وضعيت دقيقِ معيارهای ياد شده از منظرِ سهبعدی وضع موجود، سرعت و استعداد طبيعی ارايه کند. بدينترتيب، انتظار میرود با توانمندساختن و بهنگامکردنِ سامانههای ديدهبانی و پايشِ کشوری، امکان پيشبينی کماشتباهترِ خطر بيابانزايی به تفکيک زيستاقليمها يا محدودههای طبيعی متأثر فراهم شده و درصد موفقيت برنامة اقدام ملي افزايش يابد.
در مسيرِ دستيابی به اين مهم، توصيف کامل مفهوم بيابانزايی و محدودة عمل آن، همچنين وجه تمايزش با دانشواژههايی چون بيابان و تخريب سرزمين، به همراهِ تشريحِ ضوابطی روشن و قابل استناد برای بازشناسی معيارها و شاخصها ضروری خواهد بود. همچنين کوشيده شده برای اين پرسش که چرا در ارزيابی بيابانزايی نمیتوان تنها به معيارهای اقليمی بسنده کرد؟ پاسخی درخور ارايه شود.
+ نوشته شده در پنجشنبه 18 فروردین1384ساعت 15:31  توسط محمد درویش
|