يك قدرداني ديگر از بروبچههاي همشهري و شهرداري تهران
به دنبال گزارش روز يكشنبهي اين تارنما، در خصوص هدررفت آب در محل تقاطع بزرگراه شهيد همت به يادگار امام، خوشبختانه دوستان عزيزم در بخش محيط زيست روزنامه همشهري، آقايان اسدالله افلاكي و ناصر كرمي موضوع را پيگيري كرده و به وسيلهي خبرنگار سرويس شهري روزنامه، خانم قيدي موضوع به شهردار منطقهي 2 و شوراي شهر تهران منعكس شد. در نتيجه، بعدازظهر ديروز كه مجدداً از منطقه عبور كردم، ملاحظه شد كه خوشبختانه لولهها مرمت شده و ديگر نشت آب وجود ندارد. وظيفهي خود ميدانم از يكايك مسئولان و هموطناني كه در اين مهم به وظايف شهروندي خويش عمل كرده و در كمترين زمان ممكن، اين مشكل را برطرف كردند، قدرداني كنم. اميد كه چنين رخدادهايي تكرار شده و مردم دريابند كه در مديريت زيستگاهشان، گوشهايي براي شنيدن، چشمهايي براي ديدن و ارادهاي براي پاسخ دادن و عمل كردن به انتقادات شهروندان وجود دارد.
ادامه مطلب
| +| نوشته شده توسط محمد درویش در چهارشنبه 12 تیر1387 و ساعت 14:46
آيندهي سبز جهان، در گرو مهار انرژيهاي نو
 
در دوّمين روز از هفتهي سبز، موسوم به “Going Green“، شبكهي تلويزيوني CNN اقدام به معرفي دهكدهاي سبز با لقب “Eco village” در كشور جمهوري فدرال آلمان كرد؛ دهكدهاي كه كوشيده بود تا بيشينهي انرژي ممكن را از كارمايههاي خورشيدي و بادي دريافت كند و افزون بر آن، در معماري بناي خود، تا آنجا كه امكان دارد، هدررفت انرژي را به كمينه برساند.

موضوعي كه روز گذشته، پيمان كنعان در مؤسسه تحقيقات جنگلها و مراتع نيز بر آن صحه نهاد و گوشزد كرد كه ۳۰ درصد انرژي توليد شده در كشور، به دليل عدم رعايت اصول درست ساختمانسازي، عملاً بدون استفاده در بخش ساختمان به هدر ميرود.
در همين ارتباط:
رواج بیسابقهی انرژیهای تجدید پذیر در آلمان
| +| نوشته شده توسط محمد درویش در چهارشنبه 12 تیر1387 و ساعت 1:8
ارادهي سبز رسانهاي جهان در سكوت كامل همتايان ايراني!

شامگاه ديروز – 10 تيرماه 87 – وقتي كه متوجه لوگوي سبزرنگ و متفاوت غول رسانهاي جهان – CNN- شدم، توجهم جلب شد و دريافتم كه از 30 ژوئن تا 6 جولاي با انگيزهي هشدار و افزايش حساسيت شهروندان جهان به مخاطرات ناشي از پديدهي جهانگرمايي و تغيير اقليم، موج سبز ديگري كليد خورده است. موجي كه با جستجوي كليد واژهي "Going Green" در موتور محبوب گوگل، دريافتم كه از پيشينهاي نسبتاً طولاني برخوردار بوده و بيش از 5560000 مأخذ اينترنتي وجود دارد كه تاكنون با اين دغدغه همراه شده است. و دريغ از كوچكترين حركت يا خبري در رسانهها و يا وبلاگهاي فارسيزبان! چرا؟! ادامه مطلب
| +| نوشته شده توسط محمد درویش در سه شنبه 11 تیر1387 و ساعت 2:16
نخستين بازخوردهاي «بهترين خبر قرن» در عمارت آشنای بلوار كشاورز!
 
آنها كه يادداشت «بهترين خبر قرن براي محيط زيست» را پيش از اين خواندهاند، ميدانند كه موضوع چيست و آنها كه نخواندهاند، بايد بدانند: بهترين خبر قرن براي طرفداران محيط زيست، شتابي است كه در تمايل بسياري از دولتها براي استحصال كارمايههاي نو، همچون انرژي خورشيدي، بادي، زمينگرمايي و … پديد آمده است! چرا كه نفت از مرزهاي ۱۴۰ دلار براي هر بشكه گذر كرده و بسياري از ناظران بر اين باورند كه جهانيان بسيار زودتر از آني كه پيشبيني ميشد، مجبورند با واقعيتي به نام ۲۰۰ دلار براي هر بشكه نفت خام كنار بيايند ...
ادامه مطلب
| +| نوشته شده توسط محمد درویش در یکشنبه 9 تیر1387 و ساعت 2:32
آيا اين حفره ميتواند پل شهيد همت بر يادگار امام را ويران كند؟!

سهشنبهي گذشته (۴ تيرماه ۸۷)، هنگامي كه به همراه سيّد جعفر سيّد اخلاقي از دفتر پيمان كنعان در طبقهي چهارم ساختمان انرژيهاي نو وزارت نيرو برميگشتم، با اين صحنه روبرو شدم! صحنهاي كه شايد نظير آن را در كمتر پايتختي در جهان بتوان ديد. آن هم در اوج بحران خشكسالي و كمبود بيسابقهي ذخاير آب شيرين قابل استحصال كشور (رفته بوديم تا دريابيم كه هزينهي استقرار يك دستگاه آب شيرينكن خورشيدي در جزيره كيش چقدر تمام ميشود و با كمال حيرت دريافتيم كه اين هزينه براي يك ليتر آب شيرين با كيفيت استاندارد كامل، كمتر از ۵۰ ريال خواهد بود، در حالي كه همه ميدانيم كه قيمت بطريهاي كوچك آب معدني – به ظرفيت ۲۸۰ سي سي – ۲۵۰ تومان است!). فارغ از موضوع آبشيرينكنهاي خورشيدي، كه بعدها بيشتر از آن خواهيد شنيد و خواند، به موضوع اصلي اين يادداشت برگرديم!
  
نخست فكر كردم كه شايد حادثه جديد باشد و بازرسان شهرداري تهران يا سازمان آب منطقهاي استان تهران و يا بازرسي كل كشور و يا دهها واحد رنگارنگ نظارتي و حراستي ديگر پايتخت جمهوري اسلامي ايران، هنوز مجال ديدن و گزارش كردن اين رخداد مخرب را نيافتهاند. امّا ...
ادامه مطلب
| +| نوشته شده توسط محمد درویش در یکشنبه 9 تیر1387 و ساعت 1:13
قرار است 16 خرداد همه از محيط زيست بنويسند ...

طرفداران محيط زيست – دست كم - 36 سال است كه در چنين روزي فرياد ميزنند، درخواست ميكنند، اشك ميريزند، مقاله مينويسند، فراخوان ميدهند، همايش راه مياندازند، برنامه راديويي و تلويزيوني ميسازند، از فيلمهاي مستند علمي بهره ميگيرند، فرهنگسازي مينمايند، در تحصن و راهپيمايي حاضر ميشوند، تشكل محيط زيستي برپا ميدارند، امضا جمع كرده و براي مقامات تومار ميفرستند ... و خلاصه هر يك به فراخور حال و توان و تخصص و عشق خويش به محيط زيست، نهايت تلاش خود را ميكنند تا توجه مردم و مسئولين را آنگونه كه شايسته و سزاوار است به حفظ محيط زيست و مهار حركتهاي ناپايداركنندهي سرزمين در ايران عزيزمان جلب كنند. امّا به نظر ميرسد تا زماني كه اين عشق، تخصص و اراده به حفاظت از طبيعت آنقدر قدرتمند نشده باشد كه بتواند در قالب احزاب سبز به صحن بهارستان راه پيدا كند، نخواهد توانست از حقوق طبيعت و اجراي درست اصل پنجاهم قانون اساسي كشور، به شكلي سزاوارانه حراست و حمايت كند. و براي اعلام موجوديت احزاب سبز، آن هم در كشوري كه هنوز تحزب را در بسياري از لايههاي سنتي و مقتدرانهي آن، ضد ارزش ميدانند، راه درازي بايد طي شود ... راهي كه شايد با امكاناتي كه دنياي پويا، شتابنده، فراگير و بسيار مؤثر مجازي در قالب وبلاگستان فارسي در اختيار نسل امروز قرار داده است، بتوان با سرعتي بيشتر آن را طي كرد. چنين است كه به سهم خود از ابتكار ارزشمند سپهر سليمي عزيز كه موج سبز وبلاگستان را در آستانهي آيينهاي بزرگداشت سي و ششمين سالگرد روز جهاني محيط زيست (پنجم ژوئن) به راه انداخته است، قدرداني ميكنم و اميدوارم تلاشهاي او، مهدي اشراقي عزيز و ديگر دوستان و هموطناني كه به اين موج ميپيوندند، بتواند استعداد (پتانسيل) كشور را براي ظهور يك حزب قدرتمند سبز نشان داده و ارتقاء بخشد. يِادمان باشد كه هماكنون دانشمندان معتقدند 70 درصد گیاهان و یک چهارم پستانداران جهان با خطر انقراض و نابودي مواجه هستند؛ آيا ميتوان از چنين تهديد بنيانكني به سادگي گذشت؟
آشكار است كه نبايد به نوشتن يك پست در وبلاگ بسنده كرد و دلخوش داشت ... بايد يك فرهنگ ساخت و يك نهضت آفريد؛ نهضتي كه دفاع از محيط زيست برايش نه صرفاً يك ژست احساساتگرايانه، كه يك منش خرمندانه و يك رويكرد بايسته و صددرصد علمي براي حصول به توسعه پايدار باشد. پس پيش به سوي روزي كه در آن علاوه بر اينكه همهي نويسندگان وبلاگهاي فارسيزبان از محيط زيست مينويسند؛ همهي خبرنگاران و سردبيران روزنامههاي پرشمارگان كشور هم سرمقالهي خود را به محيط زيست اختصاص دهند؛ همه نقاشان با الهام از محيط زيست وطن آثاري ماندگار بيافرينند؛ همه شاعران به ياد محيط زيست و طبيعت زيباي ايران قطعهاي مانا بسرايند؛ همهي موسيقيدانان و ترانهسرايان و آهنگسازان بهترين قطعهي هنري خود را به طبيعت وطن پيشكش كنند؛ همهي خوانندگان از محيط زيست و براي محيط زيست ترانه بخوانند؛ همهي فيلمسازان تصميمبگيرند كه دستكم در سكانسي از فيلمهاي جديدشان به طبيعت وطن بپردازند؛ همهي آموزگاران مقاطع ابتدايي و متوسطه از عشق به طبيعت و حرمت محيط زيست براي شاگردانشان سخن بگويند؛ و همهي مردم به احترام محيط زيست، براي يك ساعت از هر وسيلهاي كه طبيعت را آلوده ميكند، استفاده نكرده و به احترام اين بستر زيبا و اين موهبت اهورايي، بر آرامشش بيافزايند ...
انشاالله
| +| نوشته شده توسط محمد درویش در یکشنبه 12 خرداد1387 و ساعت 15:5
به بهانه برگزاري کنفرانس حفاظت از تنوع زیستی در شهر بن آلمان

نهمین کنفرانس حفاظت از محیط زیست سازمان ملل متحد، جمعه شب گذشته، 10 خرداد ماه با سخنراني گابريل، وزير محيط زيست جمهوري فدرال آلمان در شهر بن به کار خود پایان داد. كنفرانسي كه كوشيد تا بر ضرورت اصل حفاظتشده اعلام كردن پارههايي از مناطق و زيستگاههاي ارزشمند جهان صحه نهاده و آن را عملي كاملاً خردمندانه و اقتصادي نشان دهد. به همين مناسبت، بخش فارسي صداي آلمان، گفتگويي را با نگارنده ترتيب داده است كه ماحصل آن را ميتوانيد اينجا بخوانيد و بشنويد.
| +| نوشته شده توسط محمد درویش در یکشنبه 12 خرداد1387 و ساعت 14:46
كارمايهي خورشيدي ؛ همان لبخند پروردگار به ايرانيان است

يكشنبه گذشته (29 ارديبهشت ماه 87)، پيش از حضور در همايش «سدهاي بزرگ؛ پيامدها و جايگزينها»، در جلسهاي حاضر بودم كه در آن پيمان كنعان، مدير دفتر انرژي خورشيدي سازمان انرژيهاي نو وزارت نيرو (سانا) ميكوشيد تا به تبيين توانمنديهاي ادارهي متبوعش در مهار كارمايههاي خورشيدي و بادي در ايران بپردازد. اين نشست پس از آن عينيت يافت كه نگارنده كوشيد تا در برنامهي راهبردي 20 ساله بخش بيابان، سهمي از فعاليتهاي اجرايي و پژوهشي را به اين حوزه اختصاص دهد و از آن رو، اولويتهاي راهبردي زير در آن برنامه گنجانده شده و به تصويب نهايي رسيد:
ادامه مطلب
| +| نوشته شده توسط محمد درویش در سه شنبه 31 اردیبهشت1387 و ساعت 4:6
وقتي كه در سكوت ما، زيباترين درختان وطن ذغال ميشوند!

محمّد طيبي عزيز، بار ديگر مهار بيابانزايي را مخاطب قرار داده و در ادامهي گزارش پيشينش - كه بازخورد نسبتاً شايستهاي هم داشت - تصاويري تأثربرانگيز از روند مرگ تدريجي يكي از زيباترين جنگلهاي استان فارس به نام «مُلِهگاله» را در اثر تبديل غيرقانوني درختان به ذغال برايم ارسال كرده است ...
ادامه مطلب
| +| نوشته شده توسط محمد درویش در جمعه 20 اردیبهشت1387 و ساعت 22:1
آقاي دكتر احمدينژاد ؛ ما هوا نداريم ... پول نفت نخواستيم!
در زمستان سال ۸۵، زماني كه پروفسور حسين قديري، براي مدّتي در ايران بود و مجموعه سخنرانيهايي را به هدف همافزايي بيشتر ايرانيان علاقهمند به جديدترين دريافتهاي دانش محيط زيست در برخي نهادهاي علمي پژوهشي و دانشگاهي ايراد كرد، نوشتم كه بزرگترين جنايت صدام، آن چيزي نيست كه گمان ميبريم رخ داده و حاصل آن دهها هزار انسان آرميده در زير خاك است. بلكه مرگبارترين و خطرناكترين كاري كه آن خونخوار نادان و خودخواه عراقي انجام داد، فرمان احداث كانال صدام و درنتيجه مرگ تدريجي يكي از بزرگترين و ارزشمندترين تالابهاي جهان به نام هورالعظيم بود. تالابي كه اكنون، اگر آب رودخانه كرخه نبود، حتا همان 10 درصد باقيماندهاش نيز خشك شده بود و ابعاد فاجعهاي كه هماينك بيش از چهارميليون هموطن عزيزم در خوزستان و ميليونها انسان ديگر در كشورهاي همسايه را با خود درگير كرده است، به مراتب وخيمتر ميساخت ...
ادامه مطلب
| +| نوشته شده توسط محمد درویش در پنجشنبه 12 اردیبهشت1387 و ساعت 1:36
آقاي سرلشگر فيروزآبادي ؛ خطاب اين يادداشت با شماست!
بعدازظهر امروز – هفتم ارديبهشتماه ۸۷- حاصل ۲۰ ماه تلاش خود و همكارانم را در قالب «برنامه راهبردي بيابان، چشمانداز ۱۴۰۴» در جمع رييس و شوراي معاونين سازمان جنگلها، مراتع و آبخيزداري كشور ارايه دادم؛ گزارشي كه البته در فرصتي مناسب به مهمترين فرازها و دستاوردهاي آن اشاره خواهد شد. امّا اينك فقط به يك دليل اين يادداشت را مينويسم: گزارش تكاندهنده و باورنكردني سرهنگ تقي ايرواني - فرمانده يگان حفاظت جنگل - از ماجراي آتشسوزي در جنگلهاي نوشهر و آستارا در سه روز گذشته. گزارشي كه شنيدن آن و ديدن فيلمي كه همزمان از جنگلهاي مشتعل منطقه كجور در نوشهر مازندران پخش ميشد، نهتنها نگارنده، كه اغلب حاضران را به شدّت متأثر، عصبي و حيران كرد ... ادامه مطلب
| +| نوشته شده توسط محمد درویش در یکشنبه 8 اردیبهشت1387 و ساعت 1:52
تقابل چرچیل و انجیل در حوزه سدسازی!
نسلي ميرود ... نسلي ديگر ميآيد ... اما زمين همواره ميماند ... رودها به سوي درياها روان ميشوند ...

پروفسور كيدر آسمال (Kader Asmal)، يكي از اعضاي برجستهي «كميسيون جهاني سدها» (متولد ۱۹۳۴ ميلادي) و از نويسندگان كتاب «سدها و توسعه» كه پيشتر در همين تارنما آن را معرفي كردهام، در پيشگفتار كتاب مزبور، با اشاره به سخن آسماني پروردگار – كه در ابتداي اين يادداشت آمده است - در كتاب مقدس مسيحيان (انجيل)، اين نگراني را مطرح ميكند كه آيا ممكن است عملكردهاي نابخردانهي بشر در نگاه افراطي به نهضت سدسازي، سبب ترديد در كلام خداوند را فراهم آورد؟! و آيا ممكن است زماني فرا رسد كه ديگر هيچ رودي به دريا نرسد؟! نظير فرجام ناميموني كه براي رودخانه كلرادو در آمريكا اتفاق افتاد و يا قمرود در دشت مسيله و يا ماجراي غمانگيز سد طرق در خراسان و ... خوانندگان قديمي اين تارنما، لابد به ياد دارند كه چندي پيش نيز، عبارتي تاريخي از وينستون چرچيل، نخستوزير مقتدر بريتانياي كبير در همين تارنما به چالش كشيده شده بود، آنجا كه در سال 1908 ميلادي با افتخار گفته بود:
«يك روز، هر قطره از آبي كه در دره نيل ميريزد و جاري ميشود، دوستانه و به تساوي ميان مردم رودخانه تقسيم خواهد شد و خود نيل شكوهمندانه خواهد مرد و هرگز به دريا نخواهد رسيد.»
اينك اين پرسش قابل طرح است كه آيا آرزوي چرچيل – كه خود را همواره يك مسيحي معتقد برميشمرد – آشكارا با كلام كتابي كه قاعدتاً بايد برايش مقدس باشد، در تضاد قرار نداشت؟!

از اين ناسازه (پارادوكس) ي روحاني كه بگذريم، در دنياي واقعيت و مديريت سازهها نيز، هر روز كه ميگذرد، بر صف مخالفان پنداري كه ميكوشد، سدسازي را نماد واقعي پيشرفت و توسعه كشورها و ملتها نشان دهد، افزوده ميشود. در حقيقت شايد بتوان پيشينهي نخستين اعتراضات جدي به روند شتابناك توسعهي سدسازي در جهان را تا ماه مارس سال 1977 به عقب برد (بيش از 31 سال پيش)؛ زماني كه كنفرانس جهاني سازمان ملل متحد در شهر زيباي ماردلپلاتاي كشور آرژانتين، با عنوان «كنفرانس آب» برگزار شد و حاصل آن، انتشار اسناد بسيار مشهوري بود با عنوان: "United Nations' Mar del Plata Action PLAN". اسناد ارزشمندي كه نهتنها به تصويب نمايندگان اغلب كشورهاي جهان رسيد، بلكه هنوز هم آموزههاي منتج از آن مورد استناد قرار ميگيرد. اما نه آنطور كه بايسته و سزاوار است! چرا كه اگر غير از اين بود، امروز نبايد شاهد وقوع رخدادهاي پي در پي و شتاباني باشيم كه در اثر توسعهي افراطي احداث سدهاي مخزني بزرگ بوجود آمده و بر ناپايداري سرزمين ميافزايد. و باز امروز نبايد اعتراف ميكرديم كه كماكان اين انديشهي پيشبرندهي آبسالاران بنيادگرا (fundamentlist hydrocrasts) است كه حرف آخر را در نظام برنامهريزي كلان اغلب كشورها، به ويژه در اردوگاه جنوب ميزند. و اينك به جايي رسيدهايم كه به ندرت ميتوانيم رودخانهاي چون يلو استون (Yellowstone) را با طول بيش از يك هزار كيلومتر در جهان بيابيم كه هنوز بر روي خود سنگيني سدي را احساس نكرده باشد. به نحوي كه در فرانسه، تنها شاخهي باقيمانده جريان آزاد رود رن (Rhon) نيز در ۱۹۸۶ با يك سد به اسارت كشيده شد و در ديگر مناطق اروپا، اغلب رودهاي مشهور چون ولگا، هيچكدام شاخهاي بزرگتر از يك چهارم طول خود ندارند كه تبديل به مخزن نشده باشد! برآورد شده كه مخزن سدها در سراسر دنيا، حدود ۱۰ هزار كيلومتر مكعب گنجايش دارند كه اين مقدار معادل پنج برابر حجم تمام رودخانههاي جهان است! راستي! وقتي چنين موجي در جهان دست بالا را دارد، ديگر ما چه ميگوييم؟ و چرا اينگونه صريح به مخالفت با سرداران نهضت سدسازي در كشور برخواستهايم؟ چرا نميگذاريم آنها با دل خوش به يكديگر مدال سازندگي دهند و همايشهاي غرورآفرين برگزار كنند؟ چرا كابوس سدهايي چون پانزده خرداد و سيوند و ملاصدرا و ... را هر از گاه چون آوار بر سر ايشان خراب ميكنيم؟! مگر نميبينيم كه همه چنين ميكنند؟!

پاسخ را شايد بتوان با توجه به خطر ناپيدايي كه در روح حاكم بر جملهي وينستون چرچيل وجود دارد، بيان كرد. اينكه چرچيل، از مرگ شكوهمندانهي بزرگترين رودخانهي آفريقا – آن هم با غرور - سخن گويد و اعلام نمايد كه روزي سرانجام به كمك بشر (با كمك سد آسوان)، همهي قطرات تشكيلدهندهي آب اين رودخانه را به تساوي بين مردم تقسيم خواهيم كرد و نخواهيم گذاشت تا نيل به مديترانه برسد! دقت كنيم كه نظير چنين جملاتي را بارها و بارها در طول يكي دو دههي اخير تا چه اندازه از زبان متوليان صنعت آب كشور شنيده و ميشنويم. پيوسته به اين نكته اشاره ميشود كه سهم قابل توجهي از پتانسيل آبي ايران، بدون استفاده از دسترس خارج شده و به درياچههاي داخلي يا آبهاي آزاد ميريزد. امّا اندك افرادي هستند كه با خود اين پرسش را طرح ميكنند كه اگر تمامي نزديك به 300 سد برنامهريزيشده براي كشور ساخته شده و بدينترتيب، همهي اندوختهي سطحي آب كشور، به اصطلاح مهار شود، آنگاه با ريههاي خروشان سرزمين مادري، چون كارون، زايندهرود، سفيدرود، كرخه، خرسان، سرباز، مُند، زرينهرود و ... چه ميكنيم؟! آيا ميخواهيم همان بلايي را كه بر سر كلرادو، قمرود، قرهچاي، كر و سيوند، هيرمند و ... آمده است را دوباره تكرار سازيم و نهتنها تنوع زيستي ناهمتاي جانوري و گياهي زيستمندان متكي به آب رودخانههاي موصوف را از بين برده، بلكه سببساز نابودي كامل جلگهي پاييندست در پاياب شويم؟ همان گونه كه دشت سرسبز مسيله را از دست داديم؟ آري، چرچيل راست ميگفت! پول نيل را سرانجام جمال عبدالناصر با احداث سد غولپيكر آسوان، سر سفرهي مردم آورد! و اينك چيزي جز زمينهايي از هميشه شورتر، لميزرع و مسموم، با كمترين زيستمند گياهي و جانوري براي مصريهاي ساحلنشين باقي نمانده است. در عوض مالاريا كماكان بيداد ميكند و بسياري از گونههاي آبزي نيل با خطر انقراض كامل مواجه گشتهاند. به جرأت ميتوان گفت: فرجام ناميمون ساخت بيش از ۴5 هزار سد در جهان، توسط حمايت آبسالاران بنيادگرايي كه با غرور تمام به جنگ قوانين طبيعي رفتند، هيچ زمان چون امروز ملموس و قابل درك نبوده است.
يادمان باشد: همان طور كه در يادداشتهاي قبلي نيز تأكيد كردهام، افراطگرايي در هر حوزهاي ميتواند خطرناك باشد، حتا در صنعت آب و حتا در محيط زيست (اكولوفاشيستها يا خمرهاي سبز). اين فقط افراط گرايي مذهبي و بنلادنيسم نيست كه ميتواند بحران بيافريند! مفهوم سخن فوق اين است: همانگونه كه نبايد با ساخت هر نوع سدي در هر محل و زماني مخالفت كرد، نبايد هم به بهانهي مهار آبهاي سرگردان و تأمين آب كشاورزي، در برابر فاجعهي خاموشي تمامي رودخانههاي كشور ساكت ماند. براي همين است كه اينك برخي از كشورهاي جهان در آسيا، اروپا و آمريكا تصميم گرفتهاند تا به روند افزايش ساخت سدهاي مخزني، شيبي منفي دهند. حتا در ايالات متحده با تخريب برخي از سدهاي بزرگ كشور، تصميم گرفته شده تا افزون بر ۱۶ هزار كيلومتر از بخشهاي حساس رودخانههاي آمريكا، زير پوشش قانون مصوب سال ۱۹۶۸ «حيات وحش و چشماندازهاي رودخانهاي»، در شرايط جريان آزاد و طبيعي نگهداشته شوند. باشد كه با بازنگري و تغيير سياست كنوني مديريت حاكم بر بخش آب كشور، شَاهد آن باشيم كه بخشي از بودجههاي هنگفت اين سدها، صرف بهبود سامانههاي آبخيزداري در بالادست، افزايش غناي گياهي كوهستانها، تكميل شبكههاي آبياري ناتمام پشت سدهاي ساخته شدهي كنوني، عمليات آبخوانداري و سرانجام افزايش راندمان آبياري در بخش كشاورزي شود؛ بخشي كه هماكنون بيش از 90 درصد ار آب استحصالشدهي كشور را در خود ميبلعد، امّا بازده آن حتا به 30 درصد هم نميرسد.
مؤخره: در واپسين روزهاي كاري سال كهنه، يعني در بيست و هفتمين روز اسفندماه 86، چهار جوان علاقهمند به ميراث فرهنگي و مواهب طبيعي ايرانزمين را در دفتر كارم ملاقات كردم؛ آنها از جمله مديران پايگاه اطلاع رساني «عليه آبگيري سد سيوند» بودند كه مشتاقانه آمده بودند تا شيوههاي تداوم و نفوذ فعاليتشان را با يكديگر مرور كنيم و همايشي را براي نيمه نخست سال جاري تدارك ببينند. علاقهي اين دوستان به سرنوشت وطن كه اغلب آنها از نظر تخصصي شايد آنچنان نيز مرتبط با صنعت سدسازي و دانش محيط زيست نبودند، برايم سخت ارزشمند بود. آنها از واپسين روزهاي سال نيز همچنان براي اجرايي كردن هدفشان بهره ميبردند، در حالي كه بسياري ديگر از مدتها قبل ... تا بعد ... به خود استراحت داده بودند! خواستم در اينجا از اين هموطنان جوان و سختكوشم كه به درستي نام خود را «دوستداران ميراث فرهنگي و محيط زيست ايران» نهادهاند، قدرداني كرده و خدا قوت گويم.
در همین ارتباط :
- سدها برای خودنمایی!
- سدی برای شهری در حال نابودی
- چرا با نهضت سدسازي مخالفم؟
خوانندهي گرامي: براي درج ديدگاه خويش در مورد اين يادداشت از كامنتدوني سايت مهاربيابانزايي ميتوانيد بهره بريد.
| +| نوشته شده توسط محمد درویش در سه شنبه 27 فروردین1387 و ساعت 15:6
يك خبر علمي ارزشمند كه بايد پيامش را در ايران جدي بگيريم!
صبح امروز، همكار عزيزم، دكتر شاهمرادي، مرا از انتشار خبري كمسابقه بر روي خروجي درگاه پربينندهي ياهو مطلع كرد كه در شمار 10 عنوان خبري پربازديد ياهو نيز قرار داشت؛ خبري كه ميتواند براي ما دربردارندهي زنهاري بزرگ و تأملبرانگيز باشد. ضمن سپاس از شاهمرادي عزيز، نخست خبر را – كه به نقل از خبرگزاري رويترز است - با هم مرور ميكنيم:
برای درج نظر به سایت مهاربیابان زایی مراجعه فرمایید. ادامه مطلب
| +| نوشته شده توسط محمد درویش در یکشنبه 25 فروردین1387 و ساعت 12:40
پيگيري يك خبر و يك تشكر ويژه از همشهری

به دنبال انتشار دو مقالهي هشداردهنده از آقاي مهندس طيبي خرمي، پژوهشگر سخت كوش شيرازي در «مهار بيابانزايي»، خوشبختانه بروبچههاي صفحه محيط زيست روزنامه همشهري، موضوع را پيگيري كرده و ضمن مصاحبه با ايشان، به انعكاس بايسته موضوع در همشهري مبادرت كردند. به سهم خويش، اين پيگيري و مداومت مسئولانه در تهيه اخبار زيست محيطي را به دوستان سبزانديشم در همشهري تبريك گفته و اميدوارم بازخوردهاي شايستهي آن را دريافت دارند.
بخوانيد: جنگل ملهگاله به زغال تبديل ميشود!
| +| نوشته شده توسط محمد درویش در شنبه 24 فروردین1387 و ساعت 10:29
معرفي اجمالي برنامه راهبردي خشكسالي كشاورزي در ايران

همزمان با داغ شدن نگرانيهاي حاصل از رخداد يك خشكسالي بيسابقه، آن هم پس از يك سرمازدگي كمسابقه در زمستان ۸۶، صبح چهارشنبه – ۲۱ فروردين ماه ۸۷ - نشستي كارشناسي به منظور ارايهي «برنامهي راهبردي خشكسالي كشاورزي» توسط آقاي دكتر بهرام ثقفيان و تيم همكارانشان در محل سازمان تحقيقات ترويج، آموزش و تحقيقات كشاورزي برگزار شد. آنچه ميخوانيد، روايت مصور و كوتاه نگارنده است از مهمترين جستارهاي مطرحشده در اين نشست است؛ نشستي كه علاوه بر دكتر پورهمت (معاون سازمان)، آقايان دكتر محمّد حسين مهديان (مديركل دفتر بررسي و هماهنگي طرحهاي تحقيقاتي)، مهندس انوشيروان نجفي (مديركل دفتر نظارت و ارزشيابي)، دكتر كمالي، دكتر محمد هادي داودي (سرپرست مركز تحقيقات حفاظت خاك و آبخيزداري)، دكتر احمد فاتحي مرج (رييس پايگاه ملّي خشكسالي)، دكتر نادر حيدري (مؤسسه تحقيقات فني و مهندسي)، دكتر گودرز نجفيان (معاون بخش تحقيقات غلات مؤسسه اصلاح و تهيه نهال و بذر)، مهندس بنيهاشمي (سازمان جنگلها، مراتع و آبخيزداري كشور) و نمايندگاني ديگر از مؤسسات مرتبط با موضوع حضور داشتند ...
ادامه مطلب
| +| نوشته شده توسط محمد درویش در جمعه 23 فروردین1387 و ساعت 1:59
يك خبر خوش در آستانه روز زمين پاك
در گفتگويي كه ديروز با ناصر به بهانهي انتشار آخرين پست بحثبرانگيزش داشتم، او اعلام كرد كه كار طراحي و ساماندهي نخستين خبرگزاري سبز ايران – با عنوان خبرگزاري مستقل محيط زيست ايران - مراحل نهايي خود را طي ميكند و به زودي با برطرفشدن چند مشكل فني كوچك، ايرانيان علاقهمند به محيط زيست ميتوانند به صورت روزانه در جريان آخرين خبرهاي سبز ايران و جهان قرار گيرند. او حتي اين را هم گفت كه هماكنون و به صورت آزمايشي، اين خبرگزاري اقدام به انتشار اخبار كرده و به روز ميشود. براي ناصر و گروه همراهش كه در تدارك و راهاندازي اين حركت ارزشمند زيستمحيطي- فرهنگي نقش داشتهاند، آرزوي توفيق روزافزون دارم و اميدوارم كه خبرگزاري سبز ايران، روزي به جايگاهي ممتاز در حوزهي خبررساني كشور دست يابد.
| +| نوشته شده توسط محمد درویش در پنجشنبه 22 فروردین1387 و ساعت 17:9
تصاويري از آثار سرمازدگي بر رويشگاه جنگلي چيتگر – غرب تهران
سرماي كمسابقهي زمستان 86، همان طور كه پيشتر هم اشاره كردم، خسارتهاي سنگيني را بر بخش كشاورزي و منابع طبيعي كشور وارد ساخته و علاوه بر آسيبرساندن به بسياري از اقلام كشاورزي و درختان ميوه (حتا انار و زيتون)، شمار قابل توجهي از درختان نسبتاً مقاوم سوزنيبرگ را نيز متأثر كرده و از بين برده است. از جمله آثار اين سرما را آن گروه از شهروندان تهراني كه در مسيرهاي غربي تهران تردد دارند، ميتوانند بر روي جنگلهاي دستكاشت چيتگر كه قدمتي نزديك به 40 سال دارند، به وضوح مشاهده كنند. اين تصاوير را كه ديروز – 21 فروردين 87 – از منظر شمالي جنگل چيتگر گرفتهام، به خوبي نمايانگر عمق فاجعه است ...
ادامه مطلب
| +| نوشته شده توسط محمد درویش در پنجشنبه 22 فروردین1387 و ساعت 0:31
سيزدهمين روز نوروز 87 را با همآغوشي با طبيعت سپري كنيم ، نه هماوردي با آن!
«ما بايد به کودکانِ جهان، به آنها که آينده را در تملّک خويش دارند، اطمينان دهيم: از طريق اقدامات خود دنيايي پيراسته از ذلّت و تحقيرِ حاصل از فقر، تخريب محيطزيست و الگوهای توسعهي ناپايدار برایشان به ارث میگذاريم.»
بند سوّم از بيانيهي سياسی اجلاس زمين در ژوهانسبورگ
به جز ايرانيان، اين كدام ملت است كه بتواند ادعا كند از پيشينهاي همسنگ ما در احترام و همراهي و تعامل با طبيعت برخوردار است. آيين نوروز و آشتي با طبيعت در سيزدهمين روز از فرودين؛ آييني كه از قدمتي چند هزارساله برخوردار است، به خوبي مؤيد و تأييدكنندهي اين مدعاست. با اين وجود و به رغم چنين پيشينهي غرورآفريني در پاسداري از مواهب طبيعي در نزد ايرانيان، متأسفانه چند سالي است كه به بهانهي سيزدهبدر، روز زمين و آشتي با طبيعت، برخي از ما بيشترين قهر و هماوردي خود را با زمين به نمايش ميگذاريم. در حالي كه سزاوارتر اين است كه ايرانيان در واپسين روز نوروز، به ستايش طبيعت تازه از خواب بيدار شده بپردازند و توان هماغوشي خود را با اين موهبت ناب هستي به نمايش نهند. امّا چرا آنگونه رفتار نميكنيم كه زيبندهي اين رسم غرورآفرين و ديرينه است؟! ادامه مطلب
| +| نوشته شده توسط محمد درویش در دوشنبه 12 فروردین1387 و ساعت 12:0
دهم فروردين : يك روز سبز ديگر براي طرفداران محيط زيست در جهان

امروز – دهم فروردين 87 - مصادف است با 29 مارس 2008، روزي كه قرار است به پيشنهاد «earthhour»، جهانيان در هر كجاي اين كرهي خاك كه ميزيند، به نشانهي اعتراض بر روند شتابان و نگرانكنندهي گرمشدن زمين، به مدت يك ساعت و در اقدامي سمبليك، از ساعت 20 الي 21 تا آنجا كه ميتوانند از روشنكردن لامپهاي غير ضروري خودداري كرده و بدينترتيب، عزم و همبستگي خود را براي كاهش روند انتشار گازهاي گلخانهاي و ديگر مؤلفههاي دخيل در اين فرآيند شوم به نمايش نهند. تاكنون 266821 شخصيت حقيقي و 19298 شخصيت حقوقي با ثبتنام در اين سايت، آمادگي خويش را براي حمايت از اين حركت سبز اعلام كردهاند. لطفاً شما نيز ثبت نام كرده و بر شمار ايرانياني كه از آموزههاي زيستمحيطي پشتيباني ميكنند، بيافزاييد. به همين بهانه، يادداشت زير را ارايه ميدهم: ادامه مطلب
| +| نوشته شده توسط محمد درویش در شنبه 10 فروردین1387 و ساعت 2:16
درسي كه دكتر فرود شريفي بايد از سوئد بياموزد!

همانطور كه پيشتر اشاره كردم، در واپسين ماه سال كهنه، عاليترين مقام متولي منابع طبيعي كشور، در سخناني تأملبرانگيز و همزمان با آيينهاي بزرگداشت هفته منابع طبيعي خطاب به معترضين سبز نهاد متبوع خويش، آشكارا اعلام داشت: «اگر بخواهيم محيط زيست صد درصد حفظ شود، بايد همه كارهايمان را تعطيل كنيم». در حقيقت، دكتر فرود شريفي، دوّمين رييس سازمان جنگلها، مراتع و آبخيزداري كشور در زمان صدارت، مهندس اسكندري بر صدر وزارت جهاد كشاورزي هم، همان حرفي را زد و در را بر همان پاشنهاي چرخاند كه سالهاست ديگر مديران ناآشنا با ملاحظات زيستمحيطي عنوان كرده و ميكنند و علناً از محيط زيست با عنوان «محيط ايست» نام ميبرند ...
ادامه مطلب
| +| نوشته شده توسط محمد درویش در جمعه 9 فروردین1387 و ساعت 10:1
كداميك در اولويت است؟ سدسازي يا افزايش راندمان آبياري!
امروز، چهاردهمين روز از سومين ماه ميلادي (مارس)، مصادف است با يك روز جهاني كه براي طرفداران محيط زيست در جهان از اهميتي بسيار زياد برخوردار است؛ روزي كه در همان حال، براي سدسازان طبيعتستيز، ميرود كه به كابوسي بزرگ بدل شود. آري امروز، «روز حرکت علیه سدهای بزرگ» نام دارد؛ ابتكار ارزشمندي كه اينك قدمت آن به يك دهه رسيده است. امّا به راستي چه كسي ميتوانست باور كند، روزي فراخواهد رسيد كه گروهي از نخبگان و دانشمندان و علاقهمندان به محيط زيست مخالفت خود را با احداث سازههاي غولپيكر اعلام ميدارند كه بيش از نيم قرن است، احداث آنها به عنوان سمبل توانايي يك دولت و ملت شناخته شده و آرزوي رهبر هر دولت و حكومتي بود كه در دوران زمامدارياش، روبان قرمز افتتاح يكي از اين مخازن انباشت آب را پاره كند. با اين وجود و به رغم آفرينش چنين نهضت روشنگرانهاي در سرتاسر جهان، گويا خبرها در اين ملك و ديار بسيار دير ميرسد و سرعت آن درست مانند سرعت غالب اينترنت كاربران با لكنتهاي فراوان روبروست! چنين است كه در اين يادداشت، كوشيدهام به يكي از چالشهاي اين حوزه بپردازم و همين جا از دوستاني كه به يادآوري اين روز در محيط مجازي همت كردند، قدرداني كنم ... ادامه مطلب
| +| نوشته شده توسط محمد درویش در جمعه 24 اسفند1386 و ساعت 12:21
تصور جهان بدون ابر!

تازهترين مطالعات جهاني، حكايت از كشف يكي ديگر از اثرات ناميمون جهان گرمايي (global warming) بر كيفيت زيست در كره زمين دارد. اينكه درجهي ابرناكي و روند شكلگيري تودههاي ابر، ممكن است در اثر فرآيند گرمايش جهاني، به شدت مختل شود. امّا چگونه؟! ادامه مطلب
| +| نوشته شده توسط محمد درویش در جمعه 10 اسفند1386 و ساعت 21:50
احداث كارخانه سيمان در قلب ايستگاه پژوهشي مارگون! چرا؟
مارگون، نام آبادبومي است در استان کهكیلویه و بویراحمد و در فاصله ۷۰ كيلومتري از مركز استان (ياسوج). این آبادي در بخش مارگون از توابع بویراحمد سفلي قرار گرفته و جمعیت آن در سال ۱۳۸۵، برابر با ۲۷۳۵ نفر بوده است.
ادامه مطلب
| +| نوشته شده توسط محمد درویش در شنبه 4 اسفند1386 و ساعت 8:50
اين ديگر چه زمستاني بود يا شايد هم هست؟!
حالا ديگر علاوه بر مردم كوچه و بازار، اغلب كارشناسان و اقليمشناسان هم ميپرسند: اين ديگر چه زمستاني است؟ ساكنان شمال كانادا و كشورهاي اسكانديناوي در حالي يكي از معتدلترين و دلپذيرترين زمستانهاي خود را سپري ميكنند كه براي نخستين بار، خبرگزاريهاي جهان تصاويري از برفبازي كودكان عرب در آن سوي خليج فارس و درياي عمان را به جهان مخابره ميكنند! چه كسي ميتوانست تصور كند كه در منطقهي گرمي چون جنوب چين، روزي برف ببارد و زمينها سفيدپوش شود؟ شدت سرما چنان است كه بسياري از اهالي سواحل خليج فارس در هر دو سوي ايراني و عربي را شوكه كرده و حتا شيوع آن گروه از بيماريهايي را سبب شده كه تاكنون كمتر در اين خطهي داغ و تفديده مشاهده شده بود.

اقليمشناساني كه به بررسي نوسانات شديد آب و هوايي كشور چين در طول چند دههي اخير پرداختهاند، آشكارا حيرت خود را از چنين تغييرات شگرفي اعلام داشته و آن را بيسابقه توصيف كردهاند. جالب آن كه موج سرماي شديد و بيماريهاي ناشي از آن در نزد كودكان و سالمندان چيني در حالي امان حدود يك ميلياردنفر از همنوعان چشمبادامي ما را بريده است كه به شهادت آمارهاي هواشناسي و تحليلهاي منتج از آن، در سال 2006 میانگین درجه حرارت در چین در بيشينهي خود در 55 سال اخير بود و باز در همان شرايط، سال 2007 را بايد براي كشاورزان چيني، مصيبتبارترين و خسارتزاترين سال دانست؛ سالي كه بدترین خشکسالیهای منطقهای در دهههای اخیر در این كشور رخ داد و سبب زوال پهنههای وسیعی از اراضي کشاورزی، نقصان حجم آبهاي سطحي، كاهش سطح سفرههاي آب زيرزميني، شورشدن اراضي و فرونشست زمين در حدی بیسابقه شد. بحران چنان جدي است كه در پيشبيني سال پيش رو در چين، وانگ کیوئی، يكي از هواشناسان مشهور عضو انجمن هواشناسی اين كشور به صراحت ميگويد: «حوادث ناشی از گرمایش جهانی، مانند بارانهای سیلآسا، خشکسالیها و توفانهای دریایی بارزتر، مکررتر و شدیدتر خواهند شد.» برخي از دانشمندان و صاحبنظران بر اين باورند كه با سرعت گرفتن تغییرات آب و هوایی ناشی از پديدهي جهان گرمايي (Global warming)، تأثیرات اجتماعی، اقتصادی و سیاسی اين پديدهي شوم بر چین افزایش خواهد یافت؛ آن هم در شرايطي كه اين كشور خود را مهياي برپايي بزرگترين جشن ورزشي جهان (المپيك 2008 پكن) ميكند و حالا علاوه بر كابوس آلودگي هوا، بايد نگران طغيانهاي غيرقابل پيشبيني آب و هوايي و طوفانها و سيلهاي مهيب هم باشد. و اين همهي ماجرا نيست! چرا كه همزمان با موج سرما و بوران بيسابقه در عرضهاي كمتر از 35 درجهي شمالي، همان گونه كه در يادداشت هفتهي پيش اشاره كردم، شتاب ذوب يخهاي قطبي چنان افزايش يافته كه بر بنياد ستادههاي حاصل از پژوهشهاي دانشمندان - كه در شماره اخير مجله معتبر نيچر منتشر شد - روند بالا آمدن سطح آب درياهاي آزاد تا 163 سانتيمتر، يعني دوبرابر پيشبيني هيأت بين دولتي تغييرات آب و هوايي سازمان ملل متحد (IPCC)، براي قرن 21 محتمل است. و اين يعني يك فاجعهي كامل؛ فاجعهاي كه بسياري از پرجمعيتترين، زيباترين و ارزشمندترين اراضي، سكونتگاهها، بنادر و جزاير جهان را به كام خود خواهد كشيد ... و خوشبختانه طنين اين خطر به حدي رسيده كه به نظر ميرسد سرانجام سبب واكنش برخي از نمايندگان مجلس شوراي اسلامي را هم فراهم آورده و در بحبوحهي انتخابات، رييس فراكسيون محيط زيست مجلس (حجتالاسلام سادات موسوي) را به انتقاد از كمكاري و انفعال دولتيان در اين حوزه واداشته است؛ انفعالي كه سبب شد، در دو ماهه نخست زمستان يخزدهي امسال، فقط رقم خسارت به محصولات كشاورزي را از مرز يكهزار ميليارد تومان عبور دهد!
(بخشهايي از اين يادداشت در صفحه 12 روزنامه جامجم، مورخ 17 بهمنماه 86 منتشر شده است)
| +| نوشته شده توسط محمد درویش در جمعه 3 اسفند1386 و ساعت 18:18
تصاویری از گرم ترین زمستان در سوئد!

همكار عزيزم، دكتر حسن روحي پور، امروز از سفري كاري از بندر گوتنبرگ سوئد برگشته بود و مهمترين حرفش، گرمتر بودن هوا در سوئد نسبت به تهران است! به نحوي كه خود سوئديها نيز از اين بابت حيرتزده شدهاند. ايشان گفتند: در طول سه هفتهاي كه در آن كشور بودند، فقط يك روز دما يك درجه زير صفر رفت. تصاويري نيز كه از اين كشور شمالي اروپا و نزديك قطب ميبينيد، همين بيان را تأييد ميكند ... ادامه مطلب
| +| نوشته شده توسط محمد درویش در سه شنبه 16 بهمن1386 و ساعت 23:22
از فرسايش و رسوب تا تغيير اقليم و جهانگرمايي
چهارشنبهي گذشته (۲۸ آذرماه ۸۶)، به دعوت اعضاي كميتهي ملّي فرسايش و رسوب، مهمان گروهي از نخبگان دانش خاكشناسي و آبخيزداري كشور بودم. بهانهي اين حضور، نمايش و تحليل فيلم مستند و بحثبرانگيز آقاي ديويس گاگنهايم (يك حقيقت ناخوشايند) بود كه بر اساس كتابي از «ال گور»، سياستمدار پيشين و فعال زيستمحيطي كنوني آمريكايي ساخته شده و تاكنون با حدود دو ميليارد نفر بيننده، در شمار پرتماشاگرترين فيلمهاي مستند علمي جهان قرار گرفته است.
ادامه مطلب
| +| نوشته شده توسط محمد درویش در جمعه 14 دی1386 و ساعت 0:32
چرا كنفرانس بالي نافرجام نماند؟!

آنچه كه سبب شد تا 10 هزار شركتكننده حاضر از يكصد و نود كشور جهان را پس از دو هفته حضور پرتنش، خوشحال و راضي از جزيرهي بالي اندونزي به خانههايشان بازگرداند، چه بود؟ چرا اينبار و در پايان يك همايش مهم زيستمحيطي، هيأت آمريكايي حاضر در همايش مورد انتقاد شديد قرار نگرفت و هو نشد؟! آنچه سبب تغيير 180 درجهاي مواضع دولتي شد كه سالهاست مخالفين پندارش را در حوزهي جهانگرمايي، علناً مجنون و ديوانه خطاب ميكند، چه بود و چرا اينك سياسيون كاخ سفيد هم - ظاهراً - همان حرفي را ميزنند كه مخالفين ايشان در خارج از كاخ و بيرون از خاك آمريكا بر زبان ميرانند؟! آيا اين صرفاً ترفندي مصلحتانديشانه براي جلب آراي رأيدهندگان آمريكايي است؟ آيا گروه جنگافروز نومحافظهكار كه همواره در طول هفت سال گذشته، دست بالا را در هيأت حاكمهي آمريكا داشته نفوذ خويش را از دست داده است؟ و يا شايد اينك نخبگان جمهوريخواه، بيش از هر زماني دريافتهاند كه كنفسيوس در سه هزار سال پيش راست گفته است، وقتي نوشت: «درختي كه در برابر باد نميايستد و خم ميشود، پايدارتر است.» اينها دغدغههايي است كه شكلدهندهي آخرين يادداشت نگارنده در ستون گرمايش روزنامه جامجم بود، مطلبي كه با عنوان: «در كنفرانس بالي، چرا آمريكا عقبنشيني كرد؟!» (البته با حذف پاراگراف آخرش) در روز چهارشنبه -۲۸ آذرماه ۸۶ - منتشر شد. اينك متن كامل و بدون حذف آن يادداشت را ميتوانيد در ادامه مطالعه فرماييد:
برای درج دیدگاه خویش در مورد این پست می توانید به سایت مهار بیابان زایی مراجعه فرمایید.
ادامه مطلب
| +| نوشته شده توسط محمد درویش در شنبه 1 دی1386 و ساعت 1:40
جهانگرمايي و سقوط يك نخستوزير

تيتر بالا، عنوان يادداشتي بود كه هفتهي گذشته در ستون گرمايش زمين روزنامه جام جم منتشر شد. هميشه – و در طول اينسالها بيشتر – فرياد برآوردهايم كه چرا وزن ملاحظات زيستمحيطي در سبد اولويتهاي راهبردي كشور آنگونه كه سزاوار است، احساس نشده و اغلب اين دغدغههاي زيستمحيطي است كه در پاي منافع سياسي، اجتماعي و اقتصادي مملكت به قربانگاه رفته و ذبح ميشود. اينك امّا رخدادي را ميتوان تجربه كرد و با افتخار از آن ياد نمود كه نشان ميدهد: در جهاني زيست ميكنيم كه عدم رعايت يا بياعتنايي به هنجارهاي زيستمحيطي، حتا ميتواند سقوط يك دولت قدرتمند و ديرپا را نيز تسهيل كند؛ دولتي كه به شدت از سوي ايالات متحده آمريكا نيز حمايت ميشد ... امّا امروز دوران زمامداري 11 سالهاش به خاطرههاي تلخ يك ملت در كوچكترين قاره جهان (استراليا) پيوسته است. با اميد به درك پيام اين تحول بزرگ براي همهي مردم و دولتيمردان و زنان هموطن، دعوت ميكنم تا يادداشت نگارنده را در جام جم بخوانيد:
برای درج دیدگاه خویش در مورد این پست می توانید به سایت مهار بیابان زایی مراجعه فرمایید.
ادامه مطلب
| +| نوشته شده توسط محمد درویش در پنجشنبه 29 آذر1386 و ساعت 8:21
داستان يك سفر عشقي ناتمام!
ميدانم، مهاربيابانزايي را چه به روايت سفرهاي عشقي؟ آن هم از نوع ناتمامش! امّا اگر اندكي صبر كنيد، درخواهيد يافت كه اين سفر ناتمام و به تأخيرافتاده، ميتواند شناسهاي باشد بر خطر روزافزوني كه كاربرد فناوري افسارگسيخته ميتواند براي پايداري زيست به بار آورد. ماجرا از دوّم آذرماه جاري شروع شد، وقتي كه سانكن كروز (Sunken cruise) ، یک کشتی نسبتاْ بزرگ با ۱۵۰ خدمه و مسافر كه حدود 60 هزار گالون از انواع مواد نفتي را نیز با خود حمل ميكرد، در سواحل جنوبي كشور شيلي دچار سانحه شده و غرق گرديد و بدينترتيب، با نشت محمولهي خطرناكش به آبهاي اقيانوس، يك فاجعه بزرگ زيستمحيطي را رقم زد؛ فاجعهاي كه به دليل ماهيتش رنگ و بويي رمانتيك هم به خود گرفت و ابعاد رسانهاي گستردهتري يافت! تا آنجا كه به صفحات روزنامهاي پرتيراژ، چون لسآنجلستايمز هم راه يافت و خبر آن توسط بنگاه خبري Associated Press به تمامي نقاط جهان مخابره شد ...
برای درج دیدگاه در مورد این پست می توانید به سایت مهار بیابان زایی مراجعه فرمایید. ادامه مطلب
| +| نوشته شده توسط محمد درویش در شنبه 17 آذر1386 و ساعت 22:34
پس از گراز و راکون و تشي ، اينك نوبت به سمور آبي رسيد!

قصهي غمانگيز انقراض سمور آبي (Lutra lutra) يا شنگ در تالابهاي گيلان، تازهترين نشانزد نگاه توسعهگر و تماميتخواه آدمي به زيستبوم است. سمورها شكار ميشوند و ميميرند، زيرا همانند گرازها، گرگها، تشيها، پلنگها، راكونها و ... زيستگاهي براي زندگي ندارند و اين بار بهانهي مرگ سمورها، استخرها و حوضچههاي پرورش ماهي سردآبي در حاشيهي رودخانهها و تالابهاي استان گيلان است؛ حوضچههايي كه صاحبانش به سمور، همان نگاهي را دارند كه صاحبان مرغداريها و روستائيان به روباه! سمورها، پستانداراني بسيار زيرك و در عين حال محافظهكار و محتاط به شمار ميروند كه ميليونها سال است بر روي اين كرهي خاك ميزيند، آنها يكي از دشمنان طبيعي جوندگاني نظير موش آبي بوده و در تنظيم شمار جمعيت اين جانداران نقش به سزايي برعهده دارند. اين پستاندار معمولاً در شب به شكار ميپردازد و به دليل همسطح بودن استخرهاي پرورش ماهي، اغلب براي صيد ماهي به درون آنها رفته و اسير ميشود. امّا اين مشكل چارهاي بسيار آسان دارد! به گفتهي كامران زلفينژاد، مدیركل محیط زیست استان گیلان: بيشتر استخرهای سردآبی در كنارههای رودخانهها و مماس بر زیستگاه این گونهي بینظیر ساخته شدهاند، درصورتي كه اگر در مهندسی سازههای شیلاتی ارتفاع سطح آب از لبهي حوضچهها افزایش یابد، حیوان به دلیل تشخیص این كه پس از پریدن در استخر، توانایی برگشتن از آن را نخواهد داشت، وارد حوضچهها نمیشود. كما این كه در كشور آلمان هم اكنون این امر اجرا میشود و به توصيهي پروفسور هایدمن، در ايران هم قابل اجراست. خوب است جناب مجابي كه ... ادامه مطلب
| +| نوشته شده توسط محمد درویش در جمعه 9 آذر1386 و ساعت 4:4
آیا جهان گرمایی به گرم شدن تنور انتخاباتی کمک می کند؟!

پايگاه خبري تحليلي «فرارو» در نخستين روز آذرماه ۸۶، فرازهايي از گفتههاي مسئولين هشت تشكل عمده سياسي كشور را بر روي تارنماي خويش منتشر كرد كه براي نگارنده و اغلب علاقهمندان به محيط زيست، سخت مأيوسكننده بود. گفتگوي مزبور به بهانهي طرح اين پرسش شكل گرفته بود كه «جایگاه خطرناكترين بحران كرهي زمين در نزد تشکلهای سیاسی ایران كجاست و چه برنامههايي را براي مهار اين معضل جهاني در ايران و جلب آراي رأيدهندگان دارند»؟ پاسخها، امّا بسيار نااميدكننده بود و بار ديگر نشان ميداد تا چه اندازه وزن ملاحظات زيستمحيطي در بين راهبردهاي سياسي، اقتصادي و اجتماعي احزاب پرقدرت و اثرگذار كشور ناچيز است. غمانگيزتر آن كه برخي از پرسششوندگان، پاسخ خود را با طرح اين سؤال ميدادند كه «اصولاً گرمايش جهاني چيست و چه ربطي ميتواند با قضيهي انتخابات داشته باشد؟!» اين درحالي است – همان طور كه در سومين بخش از اين مجموعه گفتارها اشاره كردهام (جام جم، شماره نهم آبان ماه ۸۶) – اغلب دشمنان قسمخوردهي جهانگرمايي و انكاركنندگان گرمايش زمين از احزاب دست راستي حاكم بر ايالات متحده آمريكا و استراليا نيز اينك دريافتهاند كه اگر خواهان دوام و پايداري حكومت حزب متبوع خويش در انتخابات آينده هستند، بايد – دستكم در ظاهر – ژست زيستمحيطي گرفته و با شور و حرارت از جهانيان بخواهند براي حل بحران شتابناك تغيير اقليم چارهاي عاجل بيانديشند (هر چند، اين تمهيد هم نتوانست جان هاوارد را از شكست سنگين در انتخابات اخير استراليا نجات دهد! همانگونه كه پيشبيني نميشود، جمهوريخواهان نيز بتوانند مجدداً اعتماد رأيدهندگان آمريكايي را بدست آورند). روي سخنم بيشتر با اصحاب رسانه و سازمانهاي فرهنگي آموزشي و تبليغاتي كشور است؛ موضعگيريهاي ناشيانه و غمانگيز نخبگان سياسي ما و انفعال حيرتانگيز – ظاهراً – هوشمندترين بخش از طبقهي سياسي كشور در مواجهه با رخداد «جهانگرمايي» فقط و فقط بيانگر يك حقيقت تلخ است؛ اينكه هيچ تلاش شايسته و سزاوارانهاي براي آگاهيبخشي مردم نسبت به خطرات ويرانگر اين پديدهي شوم صورت نگرفته و هنوز، حتا اغلب مردان و زنان حوزهي سياست هم آن را جدي نميگيرند، چه رسد به مردم كوچه و بازار.
(اين مقاله در روزنامه جام جم امروز – صفحه ۱۲ – به عنوان ششمين بخش از مجموعه گفتارهاي ستون گرمايش زمين به چاپ رسيده است.)
برای درج دیدگاه در مورد این پست می توانید به سایت مهار بیابان زایی مراجعه فرمایید. ادامه مطلب
| +| نوشته شده توسط محمد درویش در چهارشنبه 7 آذر1386 و ساعت 9:32
آيا طبيعتستيزي عين حقطلبي است؟ - عبرتهاي كامفيروز فارس!

در كامفيروز فارس، يك ايستگاه تحقيقات منابع طبيعي وجود دارد كه دقيقاً در فاصله ۱۱۰ كيلومتري شمال غرب شيراز واقع شده و در سال ۱۳۷۰ برپا شده است. در اين ايستگاه تحقيقاتي، از سال ۱۳۷۲ چندين طرح پژوهشي براي يافتن درجهي سازگاري گونههاي مختلف پهنبرگ و سوزنيبرگ، از جمله بلوط، اقاقيا، سرو نقرهاي، كاج سياه، زربين، عرعر، ون (زبان گنجشك)، كاج الداريكا (تهران)، سنجد و كاج بروسيا در شرايط مختلف اقليمي، بومشناختي و خاكي مورد آزمون قرار گرفته و به صورت سالانه در معرض پايش، اندازهگيري و ثبت دادهها است. امّا اينك به بهانهي احداث جاده و بدون هماهنگي با مسئولين مركز تحقيقات كشاورزي و منابع طبيعي استان فارس، لودرها به جان اين عرصهي ارزشمند و غيرقابل جايگزين پژوهشي افتاده و بيش از ۹۵۰ اصله درخت مورد بررسي را ريشهكن كردهاند. به سخني ديگر، نتيجهي ۱۴ سال پژوهش در عرض چند ساعت به يغما رفته است. افزون بر آن، بين ۲۵۰۰ تا سه هزار اصلهي ديگر از درختان جنگلي رويشگاه منطقه در طول يك مسير ۴۰ كيلومتري (به عرض ۴۰ متر) در اثر عمليات راهسازي كاملاً از ميان رفته است. همكاران من (عباس قمري زارع، رضا خوشنويس، حميدرضاعباسي، افسانه اسماعيلي و …) كه اخيراً در قالب گروه ارزشيابي مؤسسه متبوع از منطقه بازديد كردهاند، به چشم خود بقاياي ۸ درخت بسيار ارزشمند و كهنسال را نيز مشاهده كردهاند كه تصاويرش را ميبينيد. گفتني آن كه دهستان كامفيروز، يكي از پنج بخش مركزي شهرستان مرودشت به شمار ميآيد كه به دليل قرار گرفتن در جوار آبشار استثنايي مارگون در تنگ بستانك (بهشت گمشده)، واجد ارزشهاي منحصر به فرد بومگردي است. همچنين اين منطقه با درياچه سد درودزن همجوار بوده و واجد جاذبههاي ديگري چون چشمه شش پير و تنگ براق و … نيز هست. اين ها را گفتم تا بدانيم و بدانيد چه جنايتي به نام توسعه در جاي جاي اين بوم و بر مقدس در حال شكلگيري است! و آنگاه وقتي از زبان عاليترين معاون رييس جمهور وطنم (پرويز داوودي) ميشنوم: «سياستهاي کنترل جمعيت و حفظ محيط زيست از توطئههاي غرب عليه جهان اسلام است.» درمييابم كه ديگر نميتوان به اين عمليات طبيعتستيزانه، صرفاً به چشم اشتباهي سهوي نگريست؛ حكايت آن است كه مقاومت در برابر حفظ محيط زيست، به مفهوم مقاومت تمامي حق در برابر تمامي باطل پنداشته ميشود! و اين يعني پايان ماجراي طبيعت ايران.
برای دیدن تصاویر بیشتر به سایت مهار بیابان زایی مراجعه فرمایید ادامه مطلب
| +| نوشته شده توسط محمد درویش در دوشنبه 5 آذر1386 و ساعت 19:11
ستون گرمايش زمين در روزنامه جام جم
چند هفتهاي است كه به پيشنهاد دبير بخش محيط زيست روزنامه جام جم، جناب پوريا ناظمي، ستوني در صفحهي 12 روزهاي چهارشنبه جام جم داير شده و ميكوشم با زباني ساده، توجه مخاطبين عام و سياستمداران و برنامهريزان كشوري را به اهميت خطر «جهان گرمايي» جلب كنم. جهانگرمايي، رخدادي است كه بيش از 95 درصد دانشمندان IPCC بر آن مهر تأييد زده و مهمترين عامل بروز آن را، انسان معرفي كردهاند. به قول ناصر كرمي عزيز (در همايش نقد و بررسي فيلم يك حقيقت ناخوشايند): «بايد تابع خرد جمعي بود و به آن احترام گذاشت.» كاري كه وي نيز در روزنامهي تحت سرپرستياش انجام ميدهد و حجم عمدهاي از مطالب بخش محيط زيست آن را به آگاهيبخشي در مورد خطر جهانگرمايي اختصاص داده و ميدهد، هر چند خودش هنوز در تغيير اقليم ترديد دارد.» به هر حال اين واقعيت كه انسان متهم شمارهي يك در بروز جهانگرمايي است، ميتواند يك خبر خوش هم باشد! چرا كه اگر آدمي توانسته چنين بحراني و با چنين گسترهي فراخي بيافريند، آنقدر قدرت و دانايي هم خواهد داشت كه به مقابله با آن برخواسته و در مهارش همت گمارد. به شرط آنكه از ارادهي لازم هم برخوردار شده و زمان را از دست ندهد. درست از چنين منظري است كه كوشيدهام به دولتمردان و زنان تصميمگير و تصميمساز كشور نشان دهم: جهانگرمايي، ميتواند فرصتي براي جهانگرايي و صلح و همكاري فراهم آورد؛ چرا كه براي نخستين بار، بشريت را در برابر دشمني واحد قرار داده است. اينك ضمن جلب توجه شما به آخرين يادداشت اين ستون - که امروز منتشر شده است - با عنوان: «كشفي كه كسي را خوشحال نكرد!»، لينك قسمتهاي گذشته را نيز در انتها ميآورم.
كشفي كه كسي را خوشحال نكرد! ادامه مطلب
| +| نوشته شده توسط محمد درویش در چهارشنبه 30 آبان1386 و ساعت 4:38
اعدام درختان در سرخنكلا ؛ آن هم براي پاسداشت مردهها نه آسايش زندهها!
سرخنكلا يا سرخنكلاته، نام آبادبومي است متعلق به بخش بهاران شهرستان گرگان؛ يكي از صدها سكونتگاه به هم فشرده در بخش خاوري از نوار ساحلي شما ل كشور (استان گلستان) كه اينك درختانش را ريشه كن ميسازند! نه به خاطر زندهها؛ كه در پاسداشت مردهها!! چرا؟ تصاوير ابوطالب عزيز را ببينيد ... گمان نبرم نياز به شرح اضافيتري داشته باشد. ياد شهيد باهنر افتادم كه در نخستين سالهاي پيروزي انقلاب (ششم شهريورماه 1360) و در مقام رييس دولت وقت در مواجهه با پاكتراشان حريص درختان شمال كشور گفت: « آیا وقت آن نرسیده که این مردم احساس کنند هر برگی که از این درخت می افتد، این برگ متعلق به آنهاست، متعلق به امت اسلامی است و متعلق به جمهوری اسلامی است و گوشه ای از حفظ و حراست از این منابع طبیعی است.» آن تفكرات كجاست؟ چرا اينك به جايي رسيدهايم كه رويشگاه درختان را خزانهاي براي توسعهي آتي شهر و كشور ميپندارند و به هر بهانهاي، چه در سيوند، چه در نايبند، چه در كجور، چه در لويزان، چه در كامفيروز فارس و چه در سرخنكلا اين آيههاي مهرباني و حيات را اعدام ميكنند؟! واي بر ما ... ادامه مطلب
| +| نوشته شده توسط محمد درویش در دوشنبه 28 آبان1386 و ساعت 18:25
سيرك پرديسان و اخلاق زيستمحيطي!
ديروز من هم مانند ميليونها نفر از هموطنان عزيزم در پاي برنامهي زنده فرجه ميخكوب شدم و حيرتزده از خود ميپرسيدم: چگونه ميشود از آزار حيوانات به بهانهي سرگرمي مردم دفاع كرد؟ راستي فرق ما با نسلهاي هزارههاي پيشين در يونان و خاور دور چيست؟ آنها نيز با تماشاي جدال همنوعان خويش (گلادياتور) نشسته و تفريح ميكردند و از ريختن خونشان، آتش هیجان خود را فرو ميدادند و خوی حيوانيشان را ارضاء ميكردند. و امروز، بشر متمدن فقط جاي شخصيتها را تغيير داده و به جاي حيوان دو پا از حيوان چهار پا سود ميبرد تا همان لذت و هيجان را تجربه كند و به فرزندانش بياموزد كه اين است بهترين و سالمترين تفريحي كه ميتوانستم برايت به ارمغان آورم! امّا نكتهي دردآورتر آن است كه حامي اين شوي حيواني، خود بزرگترين متولي حراست از طبيعت و زيستمندان آن است. چندي پيش در پستي با عنوان: «دردهايي كه درختان ميكشند تا به چشم آيند!» يادآور شدم: اگر ما بتوانيم كودكاني را تربيت كنيم كه درد يك درخت را نيز باور كرده و درك كنند، آن كودكان امروز و مديران فردا، هرگز نسبت به زجر و درد هموطنان دردمند و محروم خويش، بيتفاوت نخواهند ماند. حرف ديگري ندارم كه اضافه كنم ... فقط ميگويم كه تصاوير مهدي اشراقي عزيز دیگر دوستان گرین بلاگی از حيوانات اين سيرك ايتاليايي دلم را به درد آورد. چون نمادی است برای سیطره و زورگویی انسان به هر آنچه که دوست میدارد. اگر برای همه موجودات زنده احساس قايل شویم، چطور آدمی حاضر میشود این همه رنج به حيوان و درخت (که مظهر بخشایش احساس به ما آدمیان است) بدهد تا مطابق آنچه او میخواهد و لذت میبرد، شکل بگیرد و رفتار كند نه آنچه که طبیعت جلوی او گذاشته است؟ و اين همان اخلاق زيستمحيطي است كه متأسفانه اغلب ما آن را از ياد بردهايم. اميد كه مسئولين سازمان حفاظت محيط زيست، پي به اشتباه خود برده و كاربري خردمندانهتر و سزاوارانهتري براي اكوپارك پرديسان فراهم آورند.
باور كنيد برخي وقتها اقرار به اشتباه، آسانترين و مؤثرترين اقدام است.
| +| نوشته شده توسط محمد درویش در شنبه 26 آبان1386 و ساعت 15:33
پيش به سوي رستاخيزي سبز!
«آيا خانهتان هيچ خواب نميبيند و در رؤياهايش شهر را به قصد بيشهزارها و تپهها ترك نميگويد؟» جبران خليل جبران

فقط يك روز به رستاخيز سبز وبلاگستان باقي مانده است ... روزي كه بيگمان شبيه هيچ روزي نخواهد بود؛ چرا كه بيش از سیزدههزار وبلاگنويس از مليتها، آيينها و زبانهاي گوناگون قرار است حدود 12 ميليون بازديدكنندهي خويش را با خود به طبيعت ببرند و از حرمت زيستبوم سخن بگويند. افزون بر آن، خبرنگاران بسياري از رسانههاي گروهي ديداري، شنيداري و نوشتاري منتظر انعكاس شكوه اين پژواك سبز در دنياي پوياي وبلاگستان هستند و بدينترتيب، ميتوان 15 اكتبر 2007 را براي هميشه با نام و ياد و حرمت و عشق به محيط زيست در سراسر جهان مزين ساخت؛ رويداد شورانگيزي كه در عين حال قدرت ناهمتاي صفحات مجازي را در «شبكهي شبكهها» به رخ انكاركنندگان و ديرباوران هنوز خاموش و يا خنثياش ميرساند. از همين رو، فردا هم «اروند»، هم «دلنوشتهها» و هم «مهار بيابانزايي» به استقبال اين روز خواهند رفت: اروند با پستي به نام «درسي كه تماشاگران كاوازاكي به ما دادند!» ؛ دلنوشتهها با «بياييم به تشكيل جبههي متحد طبيعتخواهي بيانديشيم» و مهار بيابانزايي نيز پستي را منتشر خواهد كرد با عنوان: گاوها و آدمها».
هموطن وبلاگنويس عزيز! اگر هنوز به اين فراخوان بزرگ نپيوستهايد، شتاب كنيد و نام درخشان وبلاگ خود را به سياههي غرورآفرين نخستين پيشگامان اين نهضت سبز بيافزاييد تا خانههاي ما دوباره خواب ببيند و از عطر سحرانگيز و شكوه آرامبخش و گوشنواز جنب و جوش همهي زيستمندان گياهي و جانورياش آكنده شود.
| +| نوشته شده توسط محمد درویش در یکشنبه 22 مهر1386 و ساعت 2:40
انتقاد بيسابقه امّا سبز رنگ رييسجمهور آلمان از اروپا!

«از میان همهي کسانی که برای دعای باران به سوي تپهها میروند٬ تنها آنان که با خود چتری میبرند٬ به کار خویش ایمان دارند.» آنتوان چخوف
ديروز (اول اكتبر 2007)، هورست كوهلر ۶۴ ساله، سيزدهمين رييسجمهور كشور آلمان – پس از جنگ جهاني دوّم – طي سخناني تأملبرانگيز (در برلين) در بارهي روند جهانيشدنglobalization)، انتقاداتي صريح را به خود (اروپا) وارد ساخت و به نبود عدالت در نظم كنوني اقتصاد جهاني اعتراف كرد. وي كه سخنان خويش را با اشاره به آگهيهاي جذاب تبليغاتي گردشگري هند (Incredible India - only seven hours away) شروع كرد و آن را به ويژگي حيرتآور قرن 21 – كوتاه شدن فاصلهها – ربط داد، در فرازي مهم از سخنراني خويش كه سخت مورد توجه 350 نفر از مستمعين پرنفوذ حاضر در جلسه قرار گرفت، با هوشمندي و صداقت از جنبهي زشت جهانیشدن انتقاد کرد و گفت که اروپا هم الگويي بیبدیل نبوده و نیست. كوهلر گفت: «در حالي كه ما اروپاييها در سواحل آفریقا تا حد خالی کردن دریاها از آبزيان به صیادي افراطي مشغول بوده و هستيم ؛ آشكارا درپاسخ به منتقدان خويش (از جمله طرفداران محيط زيست) میگویيم که برای این کار قرارداد بستهايم. اما وقتی میبینيم که آفریقاییها از راه دریا راهی کشورهای دیگر شدهاند تا زندگی بهتری داشته باشند و از فقر رهایی پیدا کنند ، با تعجب و دلسوزی و احساس مزاحمت از خود واکنش نشان میدهيم!» كوهلر به انديشهاي ناب و بينشي ارزشمند در حوزهي مباني محيط زيست اشاره ميكند و ميگويد: نظامي كه همه چيز را براي خود بخواهد و صرفاً از چماق ملاحظات زيستمحيطي براي سركوب بيشتر كشورهاي فقير بهره برد، نميتواند به پايداري خود در درازمدت اميدوار باشد (كنايه از ظهور و تشديد ناامني و عمليات تروريستي در اغلب نقاط جهان، حتا در اروپا و آمريكا). اين درست همان كاري است كه ايالات متحده آمريكا و استراليا نيز در طول يك دههي اخير انجام دادهاند و در حالي كه همواره ژست سبز گرفته و از دغدغههاي زيستمحيطي دفاع كردهاند، امّا عملاً حتا حاضر به پذيرش پيماني جهاني چون كيوتو هم نشده و تا مرز انكار پديدهي جهانگرمايي و نبش واقعيت محرز علمي نيز پيش ميروند. اينجاست كه بايد افسوس خود را به عنوان شهروندي ايراني و متعلق به كشورهاي در حال توسعه اعلام دارم كه چرا رييس جمهور كشورم (و البته اغلب رؤساي جمهور كشورهاي جنوب حاضر در اجلاس اخير سازمان ملل متحد) در فرصت تاريخي كه در دانشگاه كلمبيا و سازمان ملل متحد براي به چالش كشاندن شعارهاي غرب داشت، آنگونه كه بايسته بود، بهره نبرد و سياستهاي زيستمحيطي ايشان را به ويژه در محيط دانشگاهي معتبر چون كلمبيا به چالش نكشاند. هرچند كه ميدانم اين مشاوران ايشان هستند كه بايد مورد پرسش قرار گيرند كه چرا خوراك لازم و متناسب را براي چنين سخنرانياي در اختيار شخص نخست جمهوريت نظام قرار ندادهاند. آيا اشاره به چنين گافهاي بزرگي در كنار سلوك آرام و تحسينبرانگيز دكتر احمدينژاد، پاسخي شايستهتر به لي بالينگر (رييس دانشگاه كلمبيا) و ديگر همفكران ايشان به شمار نميرفت؟! راستي چرا قدرت محيط زيست را باور نكرده و جدي نميگيريم؟! يكبار ديگر به سخن هوشمندانهي چخوف بازگرديم و در آن تعمق كنيم ... همهي پاسخها را سالها پيش چخوف داده است. نه؟!
در همين ارتباط :
| +| نوشته شده توسط محمد درویش در سه شنبه 10 مهر1386 و ساعت 13:43
شش هزار وبلاگ از محیط زیست خواهند نوشت!
تا اين لحظه صاحبان ۵۸۷۹ وبلاگ از سراسر جهان، دعوت يك آمريكايي اصفهانيتبار را لبيك گفته و اعلام داشتهاند كه در روز ۱۵ اكتبر ۲۰۰۷ (۲۳ مهرماه ۱۳۸۶) به بهانهي محيط زيست، يك پست از وبلاگ خود را به سبزانديشان سراسر عالم هديه خواهند داد. اميد كه هموطنان عزيزم نيز هر چه بيشتر اين دعوت را جدي گرفته و در آن روز با قلم سبز خويش به استقبال طبيعت روند. از عليرضا مجيدي عزيز – كه گمان برم نخستين وبلاگ نويس وطني بود كه اين خبر را در ايران اعلام داشت – و ديگر دوستاني كه تاكنون به انعكاس اين حركت ارزشمند پرداختهاند، سپاسگزارم.
 ادامه مطلب
| +| نوشته شده توسط محمد درویش در چهارشنبه 4 مهر1386 و ساعت 14:29
"كمجان" را چگونه "بيجان" كرديم؟!
«دريغ بر ملتي كه دَم برنميآورد، مگر هنگامي كه در تشييع جنازه گام برميدارد؛ خود را نميستايد، مگر در ميان ويرانههايش؛ و عصيان نميكند، مگر هنگامي كه گردنش در ميان تبر و كنده قرار دارد.» جبران خليل جبران
«كمجان» نام تالابي است ارزشمند، با وسعتي بالغ بر 5250 هكتار - مجموعهای از تالابهای آب شیرین دايمی و فصلی که با پوشش غالب نی و لويی در ناحیهي سفلی رودخانه کُر و دلتای کربال قرار گرفته است - كه به واسطهي برخورداري از ويژگيهايي كمنظير، در سياههي تالابهاي بينالمللي ثبت شده در كنوانسيون رامسر قرار دارد. چرا كه این تالاب یکی از منابع مهم تغذیه و زادآوری پرندگان مهاجر آبزی و کنارآبزی در ناحیهي بختگان به شمار ميرفت. اما همان گونه ك |