تبليغاتX
مهار بيابان‌زايي

به استقبال روز جهاني كوهستان برويم

روز جهاني كوهستان با شعار مديريت بلا در كوهستان ها

     كوه‌ها يادآور همه‌ي آن چيزهايي است كه به بشر درس استقامت، بلندپروازي و حفيرشمردن مشكلات را مي‌دهد. كوه كه بروي و از آن بالا به شهر و آدم‌هايش نگاه كني، تازه درمي‌يابي كه چقدر بزرگي و تا چه اندازه آن چه را كه بزرگ مي‌پنداشتي و عظيم تصورش مي‌كردي، ريز است و قابل صرف‌نظر كردن!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 14 آذر1388ساعت 15:15  توسط محمد درویش  mohandes

اگر بيابان‌ها نبودند؛ فيتوپلانگتون‌ها هم نبودند و ما هم نبودیم!

كتابي كه يادمان انداخت: بيابان ها را دوست بداريم!

     امروز صبح داشتم با همكار دیرینه و عزيزم – دكتر حسن روحي‌پور – در باره‌ي ريزگردها و شيوه‌هاي مقابله با آنها گفتگو مي‌كردم كه ايشان به نكته جالبي اشاره كردند؛ واقعيتي كه همواره كوشيده‌ام در جاي جاي اين تارنما به خوانندگان مخاطب خويش انتقال دهم. روحي‌پور - با اشاره به كتابي كه اخيراً يك دانشمند چيني تبار آلماني به نام پروفسور Yaping Shao توسط انتشارات Springer منتشر كرده است با عنوان: Physics and Modeling of Wind Erosion - متذكر شد كه اگر همين ذرات ريز گرد و غبار يا اصطلاحاً ريزگردها نبودند، فيتوپلانگتون‌ها هرگز نمي‌توانستند آهن مورد نياز خود را بدست آورند و بدين‌ترتيب مهم‌ترين ركن زنجيره‌ي غذايي در محيط‌‌هاي آبي با تهديدي مرگبار روبرو مي‌گشت؛ تهديدي كه عقوبت آن تمامي حيات را در همه‌ي جنبه‌هاي آبي و خاكي‌اش متأثر مي‌ساخت!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 14 آذر1388ساعت 14:2  توسط محمد درویش  mohandes

دیروز بیست و پنجمین سالگرد قتل 35 هزار انسان بود!

مرگ گسترده و خاموش دام ها در بوپال ...

    سوم دسامبر 1984 میلادی، بسیاری از مردم بوپال تصور کردند که 1984، یک افسانه‌ی خیال‌بافانه نبوده و جرج اورول راست می‌گفته است!
   در آن روز شوم 10 هزار نفر از مردم بیگناه این بخش از هندوستان در اثر فاجعه‌ی نشت گاز سمی از کارخانه‌ی یونایتد کاربید به دلخراش‌ترین شکل ممکن جان خویش را از دست دادند ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 13 آذر1388ساعت 15:9  توسط محمد درویش  mohandes

دو تصویر گویا از گاردین: در نکوهش جنگل‌زدایی


     جنگل‌زدایی – deforestation - یکی از فرآیند‌های نام‌آشنا در طول یک قرن اخیر بوده که نگرانی بسیاری از علاقه‌مندان به محیط زیست را برانگیخته است. اما امروز، افزون بر نگرانی‌های معمول، خطرات روزافزون جهان‌گرمایی –Global Warming – نیز سبب شده تا اثرات نامیمون جنگل‌زدایی بر کیفیت و دوام زیست در کره‌ی زمین به شدت مورد توجه نخبگان جهانی در اجلاس کپنهاگ قرار گیرد ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 13 آذر1388ساعت 13:19  توسط محمد درویش  mohandes

در فاصله‌ی 3 روز تا سبزترین اجلاس جهان؛ خیلی‌ها هنوز نمی‌دانند کپنهاگ را باید خورد یا پوشید یا ...?!


فقط سه روز مانده تا بزرگترین اجلاس سبز در روی کره زمین

     چهارشنبه شب گذشته، خبرنگار محیط زیستی یکی از روزنامه‌های پایتخت با من تماس گرفت تا از موضع و برنامه‌های دولت در آستانه‌ی اجلاس کپنهاگ آگاه شود. با تعجب به ایشان گفتم: نشانی را اشتباه آمده‌اید! باید از مسئولین سازمان حفاظت محیط زیست سؤال کنید. اما او پاسخی داد که حیرتم را افزون‌تر کرد!   


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 13 آذر1388ساعت 11:10  توسط محمد درویش  mohandes

این را دیگر نمی‌شود سانسور کرد! می‌شود؟


     یک تیتر پر سروصدای این روزها، «سانسور رسمی آلودگی هوا» بود که در چندین سایت و روزنامه به تیتر یک بدل شد! با خود در حیرتم که مگر می‌شود چنین تصاویری را انکار و سانسور کرد؟!    

شمال آزادراه آزادگان - ساعت 4 بعدازظهر 11 آذر 1388

     دیروز داشتم از غربی‌ترین نقطه‌ی بزرگراه همت به سمت شرق می‌راندم که در مقطع آزادگان با این تصویر تأسف‌بار برای چندمین بار روبرو شدم. در حقیقت، کمتر روزی است که از آزادراه تهران کرج عبور کنم و شاهد به هوا رفتن چنین دودهای غلیظ و سیاه‌رنگی نباشم! آن هم در شهری که رسماً اعلام می‌شود بیش از سه میلیون از شهروندان بی‌گناهش  مبتلا به آسم هستند؛ بیماری مهلکی که به گفته‌ی رییس انجمن آسم و آلرژی ایران، متهم شمار یک آن، آلودگی هوای تهران است. شهری که در شش ماه نخست سال جاری فقط شش روز هوای پاک داشت!
    و من در شگفتم که چگونه هنوز در برابر جابجایی این پایتخت دوداندود تردید و مقاومت وجود دارد! و مرگ خاموش تهرانی ها را جدی نمی گیریم؟
     مگر نه این است که خود اعلام می‌کنیم:  طرح جامع كاهش آلودگي هواي تهران شكست خورد!
     مگر نه این است که هشدار می‌دهیم: ميزان آلاينده سرطان‌زاي بنزن دست‌کم10 برابر حد مجاز است!
      این داستان تکراری مدیریت آلودگی هوای تهران را تا کی و کجا می‌خواهیم ادامه دهیم؟
     ما که حتا به دلیل باورهای قبیله‌ای و ملاحظات گروهی و صنفی خود، حاضریم وضعیت مترو تهران را به این خاک سیاه امروز برسانیم، دیگر چه ادعای رهبری جهان داریم؟ آیا فکر نمی‌کنید آنها که از بالا به ما می‌نگرند، دل‌شان درد می‌گیرد از بس که باید از شعارهای توخالی ما بخندند؟!
     اگر به فکر ما نیستید؛ دست کم به فکر دل مردمانی باشید که سخنان شما را می‌شنوند!
     به پرسش وحید عزیز برگردیم: آیا هوای پاک فقط رؤیای ماست؟!

درج نظر

+ نوشته شده در  پنجشنبه 12 آذر1388ساعت 9:47  توسط محمد درویش  mohandes

تصاويري تازه از زيباترين باغ جهان

    

يادم باشد خواهرزاده اين درخت كم نظير و زيبا را در باغ ملي گياه شناسي ايران نشان تان دهم!

     به دنبال انتشار تصاويري از باغ بوچارت در ونكور كانادا - باغي كه بسياري بر اين گمانند كه زيباترين پرديس ساخت بشر و شكوه‌مند‌ترين سروده‌ي آدمي در ستايش طبيعت است –  يكي از هموطنان عزيز مقيم آن ولايت پرآب و سبز به نام دانش، زحمت كشيدند و چند عكس تازه كه خودشان از اين سروده‌ي هوش‌ربا گرفته بودند، برايم ارسال داشتند تا در لذت ديداري‌اش و با ضرب ضربان خيس و تب‌دارش، خوانندگان عزيز اين كلبه‌ي مجازي را هم شريك سازم ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 11 آذر1388ساعت 14:54  توسط محمد درویش  mohandes

چرا كميسيون كشاورزي، آب و منابع طبيعي مجلس براي نمايندگان جذابيت ندارد؟!

 

احمدعلي كيخواه داراي دكتراي آب از استراليا

    دوشنبه شب گذشته با دكتر احمدعلي كيخواه نماينده مردم زابل و زهك در مجلس شوراي اسلامي و نايب رييس كميسيون كشاورزي، آب و منابع طبيعي نشستي مشترك داشتيم كه بيش از 4 ساعت به طول انجاميد.
    موضوع نشست بررسي توانمندي‌هاي مؤسسه تحقيقات جنگل‌ها و مراتع كشور به منظور ساماندهي به اوضاع نگران كننده‌ي دشت سيستان از منظر شاخص‌هاي مؤيد ناپايداري سرزمين بود. شاخص‌هايي كه جملگي با شيبي منفي و شتاب‌ناك در حال فرواُفت كارمايه ها و زيرساخت ها هستند.
    نكته‌ي جالبي كه دكتر كيخواه مورد اشاره قرار داد، وزن ناچيز گرايه‌هاي محيط زيستي و دانش‌هاي مرتبط با آن در مجالس قانون‌گذاري ايران بوده است. وي مي‌گفت: تا هنگامي كه بر شمار راه‌يافتگان به صحن بهارستان از بين متخصصين اين بخش افزوده نشود، نبايد انتظار داشت كه كار مؤثر و بزرگي براي احياي وضعيت كشاورزي، منابع طبيعي و آب در ايران صورت گيرد.
   گفته‌هاي او مرا به فكر فرو برد؛ به خصوص آن كه در طول ماه گذشته اين دومين باري بود كه با وي به عنوان يكي از نمايندگان ذينفوذ و تحصيل‌كرده جلسه داشتم - كه با 155 رأي به عنوان ناظر مجلس شوراي اسلامي در شوراي عالي آب كشور هم انتخاب شده است - و هربار احساس مي‌كردم كه چقدر غم و حرف‌هاي ناگفته در ضميرش موج مي‌زند! حرف‌هايي كه شايد هيچگاه نتواند برزبان آورد و همين او را بيشتر بيازارد.
    جالب است بدانيد در هيچ يك از دوره‌هاي هشت‌گانه مجلس، تاكنون اكثريت اعضاي اين كميسيون را متخصصان مرتبط تشكيل نداده‌اند؛ آن هم در شرايطي كه تعداد دانش‌آموختگان اين حوزه در مجلس همواره به صورت اسمي بيشتر از ظرفيت كميسيون – يعني 23 نفر - بوده است! به عنوان مثال در همين دوره هشتم حدود 30 نفر كارشناس، كارشناس ارشد و دكترا در رشته‌‌هاي كشاورزي و گرايش‌هاي مرتبط با آن در حوزه‌ي آب و منابع طبيعي و ... حضور دارند. امّا متأسفانه حتا نيمي از اعضاي كنوني كميسيون متخصص اين حوزه نيستند! يا دغدغه‌ي نخست‌شان اين حوزه نبوده و نيست! چرا؟
    وقتي ميزان جذابيت اين كميسيون حتا براي متخصصين راه‌يافته به مجلس چنين اندك است، ديگر چه انتظاري از طيف گسترده‌ي نمايندگان غير متخصص در اين حوزه داريم تا به پايداري بوم‌شناختي سرزمين و حفاظت و ديده‌باني از اصل 50 قانون اساسي در عين تضمين امنيت غذايي كشور بپردازند!؟
    آيا مجاز هستم تا بگويم: از ماست كه بر ماست؟!

                                                              درج نظر


+ نوشته شده در  چهارشنبه 11 آذر1388ساعت 11:30  توسط محمد درویش  mohandes

آن پیرمرد خلخالی را یادتان هست؟ کشتند روباهش را ... کشتند!


در برگریز پاییز
گفتی که بایدش کَند
گفتی که بایدش سوخت
ناموس خاک و باران
این را نخواست امّا:
آن هیمه‌های گیلاس
غرق شکوفه امروز!
                                 منصور اوجی

لحظه ي نابي كه فقط آن پيرمرد مي داند چقدر مزه دارد ... عكس از ايرنا

      چگونه باور کنم این خبر را؟ یعنی یک انسان تا چه اندازه می‌تواند بی‌معرفت و نادان و آزمند باشد؟ باورتان می‌شود؟ آن پیرمرد عزیز خلخالی را که همین 18 مهرماه از او و کار ارزشمندش نوشته بودم، اینگونه روح و جانش را خراشیدند؟ تا من و تو یادمان باشد که خلخال همواره آوردگاه ناسازه‌هاست!
     آری ... در نخستین روزهای آذرماه، یک شکارچی عزیز! پیرمرد قصه‌ی ما را از زحمت غذا دادن به روباهی که 4 سال برای اهلی‌کردنش زحمت کشیده بود، خلاص کرد!
    آن شکارچی با پدر و مادر و بسیار عزیز! این کار را کرد تا به همه‌ی روباه‌های ساکن در همه‌ی کشورهای موجود در همه‌ی قاره‌های جهان ثابت کند: مبادا به آدم‌زمینی‌ها اعتماد کنید! از سرنوشت خون‌آلود این روباه ساده‌لوح خلخالی درس عبرت گرفته و همچنان کدهای ژنتیکی‌تان را دست نخورده محفوظ دارید؛ کدهایی که در آن این پیام آتشین صدها هزارسال است که با درشتی هر چه تمام‌تر حک شده است: «در این دنیا هیچ چیز برای ما روباه‌ها، خطرناک‌تر از معاشرت و نزدیکی با آدمیزاد نیست! هست؟»

     گاه دلم می‌گیرد، گاه نفس کم می‌آورم، گاه آرزو می‌کنم که کاش انسان نبودم ... الآن یکی از همان لحظه‌هاست ...

   باز هم درود بر شرف آن پیرمرد عزیز خلخالی که در گفتگو با ایرنا می‌گوید: «با کشته شدن اين روباه و بدون حضور روزانه‌ی روباه در درب کلبه‌اش، خانه وي سکوت مرگباري به خود گرفته و اميدوار است در آينده بتواند با يک روباه وحشي ديگري از کوهستان‌هاي خلخال اُنس گرفته و او را براي پذيرايي به کلبه‌اش جلب کند.»
     ممنون که هنوز امیدواری هموطن فرزانه‌ی من ... ممنون ... با تمام وجودم شریک غمت هستم، هر چند که می‌دانم نه تو مرا می‌شناسی و نه من تو را و شاید هرگز هم توفیق زیارتت حاصل نشود.

    مؤخره:
    یک آدمی را می‌شناختم که عاشق روباه‌ها بود ... یعنی فکر می‌کردم که بود! حالا دریافتم که چرا خودکشی کرد؟ از بس که روباه قصه‌ی ما را در خلخال کشته بودند ...
این را نخواست امّا:
آن هیمه‌های گیلاس
غرق شکوفه امروز ...

                                همین!

                                                       درج نظر

+ نوشته شده در  سه شنبه 10 آذر1388ساعت 4:40  توسط محمد درویش  mohandes

تدوين دانشنامه اسلامي - کشاورزي، منابع طبيعي و محيط‌زيست

    با خبر شدم كه گويا قرار است دانشنامه‌اي با عنوان: «اسلامي – كشاورزي، منابع طبيعي و محيط زيست» در كشور تدوين شود. البته اين كه چگونه پيشوند اسلامي را مي‌شود در كنار واژگاني چون منابع طبيعي و محيط زيست آورد، خودش نكته‌اي است كه بايد نخبگان امر در اين حوزه توضيح دهند! ندهند؟ به هر حال ما حكومت اسلامي، مجلس شوراي اسلامي يا بانكداري اسلامي شنيده بوديم؛ امّا هر چه فكر مي‌كنم كه چگونه بايد منابع طبيعي اسلامي را تصور كنم، عقلم به جايي قد نمي‌دهد! مي‌دهد؟

    بگذريم!

تصوير نامه دكتر عصاره به آقاي متقي در باره معرفي 12 نفر مزبور

     فارغ از اين پرانتز دلپذير! خواستم بگويم كه نام 12 نفر از افراد صاحب‌نظر و متخصص در علوم مرتبط با منابع طبيعي به دبيرخانه اين دانشنامه معرفي شده است تا در صورت نياز به ارزيابي مقالات و واژه‌هاي تخصصي مورد استفاده در دانشنامه از اين دانش‌پژوهان استفاده گردد
.

اسامي اين متخصصان عبارت است از:
1- دکتر حسين سردابي (متخصص جنگل و خاک)
2- دکتر حسن مداح‌عارفي (متخصص ژنتيک و رئيس بانک‌ژن منابع طبيعي ايران)
3- مهندس هاشم کنشلو (متخصص جنگل)
4- دکتر فرهنگ قصرياني (متخصص مرتع و محيط‌زيست)
5- دکتر مهدي فرح‌پور (متخصص مرتع و مرتع‌داري)
6- دکتر محمد خسروشاهي (متخصص علوم بيابان و کوير)
7- مهندس محمد درويش (متخصص علوم بيابان و محيط‌زيست)
8- دکتر مصطفي اسدي (گياه‌شناس)
9- دکتر سيدرضا طبايي‌عقدايي (متخصص ژنتيک و اصلاح نباتات)
10- مهندس محسن نصيري (متخصص در تکنولوژي بذر)
11- دکتر حسين حسين‌خاني (متخصص علوم چوب)
12- دکتر سيدابراهيم صادقي (متخصص حمايت و حفاظت از منابع طبيعي)

البته يك نكته‌ي ديگر هم بايد مي‌گفتم كه به خاطر آن 11 بزرگوار ديگر از گفتنش صرف‌نظر مي‌كنم! نكنم؟


+ نوشته شده در  دوشنبه 9 آذر1388ساعت 11:10  توسط محمد درویش  mohandes

باغ‌موزه‌ها باید به درختان جان دهند نه آن که جان بستانند!

سردار باقرزاده

     آقای سردار باقرزاده عزیز - رییس بنیاد حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس! ممنون که می‌خواهی در شهرکرد باغ موزه دفاع مقدس درست کنی. اما کاش آن باغ موزه را در جایی برپامی‌داشتی که به موجودیت سبزینه در بام ایران بیافزاید، نه آن که منجر به تخریب 5 هکتار از اراضی پارک جنگلی تهلیجان هم بشود ...    


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 8 آذر1388ساعت 23:52  توسط محمد درویش  mohandes

تصویری که جهان‌گرمایی را تعریف می‌کند!


    کوه یخ یا همان ICEBERG  را اگر از نزدیک ندیده باشیم، دست کم در شاهکار بی‌بدیل سر دیوید آتن‌برو بزرگ «planet Earth» دیده‌ایم و یا اگر آن را هم ندیده باشیم، تایتانیک جیمز کامرون را که دیگر دیده‌ایم! ندیده‌ایم؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 7 آذر1388ساعت 20:5  توسط محمد درویش  mohandes

Green Desert!


     اشتباه نکنید! امروز نه می‌خواهم در باره‌ی این مدل از بیابان سبز با شما گفتگو کنم و نه آن یکی مدل!
     امروز می‌خواهم از آمازون بگویم ... از ریه‌ی زمین که اینک لکه‌هایی برهنه در تاروپودش شکل گرفته و این مرطوب‌ترین و سبزترین پاره‌ی زمین را به بیابانی سبز بدل ساخته تا من و تو یادمان بماند که بشر در صورت بهره‌گیری از قدرت ویرانگری، می‌تواند تا چه اندازه توانا در تخریب باشد.

بیابان سبز در آمازون - سال 2009 (این عکس همزمان با اجلاس کپنهاگ منتشر می شود)

     فکر کنم باید کارشناسان برنامه توسعه‌ی سازمان ملل متحد – UNDP  - در تعریف خود از بیابان‌زایی تغییر دهند. زیرا حالا ممکن است در مناطق نیمه مرطوب و مرطوب هم بیابان‌زایی رخ داده و بیابانی جدید متولد شود!
    شایان توجه آن که مطابق تعریف: بیابان‌زایی عبارت است از تخریب سرزمین در مناطق خشک، نیمه خشک و نیمه مرطوب خشک ناشی از فرآیندهای طبیعی یا مؤلفه‌های انسانی.

                                                             درج نظر

+ نوشته شده در  شنبه 7 آذر1388ساعت 12:29  توسط محمد درویش  mohandes

سبزترین سروده‌ی بشر در ستایش طبیعت!

victoria-butchart-gardens-overview

    در آستانه چهل و یکمین سال تولد مؤسسه تحقیقات جنگل‌ها و مراتع کشور، چندین تصویر از این مجموعه‌ی سبز و کم‌نظیر را نمایش دادم؛ پردیس پهناوری که چه در سطح ملّی و چه در سطح منطقه هماوردی را در برابر خویش نمی‌بیند. اینک اما می‌خواهم شما را به دیدن زیباترین باغ جهان موسوم به butchart دعوت کنم. باغی که در جزیره ونکور کانادا و در فاصله‌ی 21 کیلومتری از شهر ویکتوریا واقع شده و سال تأسیس آن به 1904 میلادی می‌رسد. یک باغ کاملاً رؤیایی با حدود 20 هکتار وسعت که حقیقتاً شاهکار معماری سبز می‌توان نامیدش. این که اگر انسان بخواهد می‌تواند بزرگترین و زیباترین شعر را در ستایش طبیعت بیافریند و به باور من، باغ بوچارت – که به افتخار رابرت بوچارت و همسرش جین به این نام موسوم شده است – یکی از گوش‌نواز‌ترین و سحرانگیز‌ترین و پرجاذبه‌ترین سازه‌های بشری در ستایش طبیعت است ...

   

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 7 آذر1388ساعت 7:54  توسط محمد درویش  mohandes

آنها در سواحل میکروب درو می‌کنند و ما میکروب می‌کاریم!


    تازه‌ترین گزارش منتشر شده از سوی یک نهاد تحقیقاتی موسوم به دیده‌بان سواحل در استرالیا نشان می‌دهد که سواحل سیدنی، بزرگترین و گردش‌پذیر‌ترین شهر این کشور هیچگاه تابستانی به این تمیزی را تجربه نکرده است.
    در حقیقت از بین 29 ساحل مورد بررسی که در تمام روزهای تابستان دارای آبی قابل شنا و سالم بودند،  سواحل شمالی سیدنی پاک‌ترین بوده است ... 
   


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 6 آذر1388ساعت 14:50  توسط محمد درویش  mohandes

رابطه دلفین ، ترور جان اف کندی ، علف‌کش و سام خسروی‌فرد!

 

دلفین ها می میرند! چه در این سوی آب و چه در آن سوی آب! چرا؟

          سام را همه‌ی اهل محیط زیست ایران خوب می‌شناسند؛ آدمی دقیق، متخصص در جزییات امور و فوق‌العاده مسئولیت‌پذیر نسبت به آنچه منتشر می‌کند.
    بنابراین وقتی در آتش نوشتش به بررسی ماجرای مرموز مرگ فله‌ای دلفین‌ها در خلیج فارس می‌پردازد و آن را با تروری مرموز‌تر در ینگه دنیا مقایسه می‌کند، باید حرفی داشته باشد، حرف‌ستان!
 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 6 آذر1388ساعت 12:32  توسط محمد درویش  mohandes

آی آدم‌ها! هوا در آن‌بالاها - در شهرکرد – بس ناجوانمردانه سرد است ...

مسلخستان درختان 20 ساله در شهرکرد - عکس از هومان خاکپور

     روز گذشته، در سکونتگاهی که در بین 30 مرکز استان با عنوان بام ایران شناخته می‌شود؛ رخدادی تلخ روی داد که اشک بسیاری از طرفداران محیط زیست را در شهرکرد درآورد. آنها که شهرکرد را از نزدیک دیده‌اند، می‌دانند که این شهر برخلاف آنچه انتظار می‌رود از سرانه‌ی سبزینه‌ی درخوری برخوردار نیست و برهنگی زمین در شهرکرد کمتر از کرمان به چشم نمی‌آید! می‌آید؟
    با این وجود، بنابر روایت تصویری دیده‌بان عزیز طبیعت چهارمحال و بختیاری – هومان خاکپور – به بهانه‌ی دفاع از ارزش‌ها و نشر فرهنگ! این بار این مظلوم‌ترین و مفیدترین آیه‌های پروردگار هستند که در دامنه‌ی جنوبی کوه تهلیجان در صف مرگ قرار گرفته و بیش از 500 اصله از ایشان به جوخه‌ی اعدام سپرده شدند! چرا؟!
     انگار واقعاً هوا در آن بالاها در بام ایران، بس ناجوانمردانه‌تر از هر زمان دیگری و هر مکان دیگری سرد است! نیست؟

                                                           درج نظر

+ نوشته شده در  چهارشنبه 4 آذر1388ساعت 23:14  توسط محمد درویش  mohandes

در توصيف يك زيباچشم فومني!

 

يك سنجاقك زيبارو اهل فومن


طفل پاورچين پاورچين ،  دور شد كم كم در كوچه سنجاقك‌ها
بار خود را بستم ، رفتم از شهر خيالات سبك بيرون
دلم از غربت سنجاقك پر ...

    اين تصوير را كه مي‌بينيد، يك نفر درست لحظاتي قبل از رفتن برايم فرستاد ... سنجاقكي زيبارو و خوش قد و قامت با چشماني درشت و رنگ قهوه‌اي مليح كه از نوعي لنز خاكستري هم در پايين دست بهره برده است!
    نگاه كنيد كه چقدر يك موجود مي‌تواند زيبا آفريده شود؛ آن هم با آن بال‌هاي تورتوري نارنجي‌رنگ كه كمكش كرده تا عنوان سريع‌ترين حشره جهان را با سرعت 56 كيلومتر در ساعت از آن خود كند! و تازه در آن سرعت و به مدد قدرت بينايي اعجاب‌برانگيزش مي‌تواند شكار هم بكند!
     در حقيقت آن اصطلاحي كه مي‌گويند:
     فلاني در هوا مي‌زنه! را نخستين بار براي سنجاقك‌ گفته‌اند! نگفته‌اند؟ تازه او علاوه بر آن كه در هوا خوب مي‌زنه، زيرآبيش هم حرف نداره! و از همه جالب‌تر اين كه تخصص اصليش سوراخ كردنه!
     پيش‌تر از توماس شاهان و قاب پنجره‌اي سخن گفتم كه او دست و دلبازانه به روي ما گشوده است.
     حالا با ديدن اين هم‌وطن فومني زيبارو، بيشتر دريافتم كه براي ديدن زيبايي‌ها و غرق شدن در خلسه‌ي خيال‌انگيز چشم‌اندازهاي ديداري پرجاذبه و سحرانگيز زمين، نيازي به اخذ ويزا و تهيه پاسپورت و خرج‌هاي آنچناني نيست.
     فقط كافي است منظر ديدمان را تغيير دهيم و دلمان را از غربت سنجاقك‌هاي ديارمان پر كنيم.

                                                        درج نظر

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 2 آذر1388ساعت 15:20  توسط محمد درویش  mohandes

در ستایش دانشمندان دانشگاه ادینبورگ!

پژوهشگران دانشگاه ادینبورگ

     اخیراً پژوهشگران اسکاتلندی در دانشگاه ادینبورگ، دریافته‌اند که می‌توان به مدد برخی باکتری‌های موجود در اندام گروهی از حشرات و گیاهان نورافشان، میدان‌های مرگ ناشی از پنهان‌سازی مین را کشف کرد.
    کشف بزرگ این دانشمندان، بار دیگر ثابت می‌کند که بشر امروز حق ندارد به بهانه‌ی آن که فایده‌ای برای فلان گیاه یا جانور نمی‌شناسد، آن را علف هرز یا جاندار زیانکار نامیده و نسلش را به انقراض بکشاند.
    ما باید بپذیریم که هنوز – در بهترین حالت – چیزی در حدود 10 درصد از گونه‌های گیاهی و جانوری موجود در کره خاک را شناسایی کرده‌ایم؛ واقعیتی که عظمت نادانی بشر را در این حوزه بر دل و جان نخبگان زمین می‌تاباند.

     یادمان باشد که تا چند دهه پیش:
    ما نمی‌دانستیم که یک شب‌پره ساکن در آمریکای لاتین می‌تواند میلیون‌ها هکتار مراتع استرالیا را از مرگ نجات دهد؛
   ما نمی‌دانستیم که به کمک گیاهی به نام پریوش قرمز می‌توان سرطان هاجکین و لوسمی لنفتیک کودکان را درمان کرد؛
   ما نمی‌دانستیم که سرخدار پاسیفیک می‌تواند به مبتلایان سرطان سینه و تخمدان امیدی تازه دهد؛
   ما نمی‌دانستیم که بزاق زالو می‌تواند مانع لخته‌شدن خون در حین عمل جراحی شود؛
   و ما نمی‌دانستیم که ماده‌ای در پوست نوعی قورباغه ساکن در برکه‌های اکوادر وجود دارد که اثر تسکین‌دهنده‌ی درد آن ده‌ها برابر مرفین است.

   این ها را گفتم تا بار دیگر که خواستیم برگه‌ای را به بهانه‌ی توسعه و اشتغال‌زایی امضاء کرده و مجوز نابودی یک زیستگاه را صار کنیم؛ بار دیگر که خواستیم ابر را به زمین کشیده و خشکش کنیم و بار دیگر که خواستیم از ژرفای دنا یا از بلندای بابا‌موسی یا میانه‌ی تالاب انزلی توسعه‌ای را بازمهندسی کنیم؛ اندکی بیشتر تأمل کرده و به یاد آوریم: شاید داروی نجات فرزند من از عصاره‌ی نهفته در جان زیستمندان همین سرزمین قرار است بدست آید.
     طبیعت را دوست بداریم و پاسداری‌اش کنیم، حتا اگر آن را نمی‌شناسیم!
                                                                                          همین.

 

درج نظر

+ نوشته شده در  یکشنبه 1 آذر1388ساعت 19:12  توسط محمد درویش  mohandes

آنها کوه می‌کارند و ما کوه درو می‌کنیم!

حضور کوهستان در کنار هر شهری، یعنی بوی بهشت! کاش ما نیز قدر کوه های خود را بیشتر بدانیم.

     در چند روزه‌ی اخیر، کمتر خبری توانسته همچون طرح بلندپروازانه‌ی آلمان‌ها برای ساخت یک کوه مصنوعی در مرکز برلین، سروصدا به پا کند. این کوه هزارمتری که به عنوان بلندترین و عظیم‌ترین سازه‌ی ساخت بشر نام خواهد گرفت، قرار است تا آرزوی دیرینه‌ی مردم برلین را برای استفاده از فضای کوهستان و طبیعت ناب آن جامه‌ی حقیقت به تن کند ...
    


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 1 آذر1388ساعت 0:8  توسط محمد درویش  mohandes

یک پیروزی دیگر برای طرفداران محیط زیست در ابر!

چشم اندازی ناب از جنگل زیبای ابر

     سرانجام، استاندار سمنان پس از کش و قوس‌های فراوان، دستور توقف عملیات جاده‌سازی (بخوان جنگل‌زدایی) را در جنگل ابر صادر کرد. دو هفته است که طرفداران محیط زیست هر چه فریاد دارند، هر چه توان دارند و هر چه استدلال دارند در مجامع گوناگون محلی و ملّی عرضه داشته‌اند تا بلکه بتوانند از بزرگترین حماقت (بخوان جنایت) قرن در هیرکانی جلوگیری کرده و این سبزکشی بی مثال را به پایان برند. به ویژه باید از دو مدیر توانمند یکی در سازمان حفاظت محیط زیست (دکتر محمّدباقر صدوق) و دیگری در سازمان جنگل‌ها، مراتع و آبخیزداری کشور (دکتر پیمان یوسفی آذر) قدردانی کنم که مرد و مردانه در برابر طبیعت‌ستیزان قدرقدرت و دولت‌سالار ایستادند و پا پس نکشیدند.
    امید که نسل امروز بتواند جنگل زیبا و بی‌مثال ابر را به آیندگان نیامده بر این آب و خاک مقدس تحویل دهند.

درج نظر

+ نوشته شده در  شنبه 30 آبان1388ساعت 23:24  توسط محمد درویش  mohandes

هر چمنزاری با تیر برق زشت‌تر می‌شود! نمی‌شود؟

پیست اسکی تاریک دره - بهار 1387- عکس از رسول کریمی

    هموطن عزیزم، رسول کریمی دو تصویر از یک محل اما در دو مقطع زمانی را برایم ارسال کرده که دریغم آمد در مهار بیابان‌زایی انتشارش ندهم.
    هر دو تصویر، دامنه‌های تاریک دره واقع در عباس‌آباد همدان را نشان می‌دهد؛ یکی متعلق به سال 1387 و دیگری سال 1388.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 30 آبان1388ساعت 0:6  توسط محمد درویش  mohandes

نشانه‌هایی مثبت در مسیر احیای ساختار تشکیلاتی نگهبانان زمین در ایران


     دوشنبه گذشته نمایندگان هفت تشکل عمده‌ی علمی در حوزه‌ی محیط زیست و منابع طبیعی در دفتر دکتر حسین ارزانی، رییس هیأت مدیره انجمن مرتعداری ایران واقع در دانشکده منابع طبیعی کرج به دور هم جمع شده بودند تا در باره‌ی مهمترین مسایل حوزه‌ی متبوع به تبادل نظر و اعلام موضع بپردازند. آقایان دکتر مجید مخدوم، دکتر ابراهیمی، دکتر امیری، دکتر سبحانی، دکتر سلاجقه (رییس دانشکده)، مهندس نصرتی و نگارنده (به نمایندگی از انجمن اعضای هیأت علمی مؤسسه تحقیقات جنگل‌ها و مراتع) از دیگر شرکت‌کنندگان در این جلسه بودند.
    نکته‌ی حایز اهمیت آن بود که تقریباً همه‌ی حاضرین با ادغام تشکیلات منابع طبیعی و سازمان حفاظت محیط زیست کشور در یکدیگر همراه بودند. منتها ملاحظاتی هم وجود داشت که قرار شد پیش از انتشار رسمی، مراتب با رؤسای دو قوه‌ی مجریه و مقننه در میان نهاده شود. چرا که موضوع به زودی در نخستین نشست کابینه دولت مورد بررسی جدی قرار خواهد گرفت.

    همچنین اغلب حاضران حضور دکتر محمّدباقر صدوق در رأس معاونت محیط طبیعی سازمان را به فال نیک گرفته و ابراز امیدواری کردند که ایشان بتواند سزاوارانه‌تر از حقوق طبیعت دفاع کند.

درج نظر

+ نوشته شده در  جمعه 29 آبان1388ساعت 22:57  توسط محمد درویش  mohandes

جنبشي براي سبزشدن و سبزماندن دوباره البرز!

سردر ورودی ایستگاه تحقیقاتی سیراچال در بالادستسد کرج - نرسیده به پل دوآب

چند هفته‌ای است که به همت مرد همیشه جوان طبیعت وطن، مصطفی خوشنویس نازنین و پرانرژی، گروه‌هایی از دوستداران طبیعت و عاشقان درخت یگانه‌ی و دیرینه‌ی وطن – اُرس – راهی سیراچال می‌شوند.
نگارنده نیز در یکی از این سفرهای پاییزی دلچسب، در حالی که طبیعت تمام مهر و لطفش را نثار دوستدارانش کرده بود، همراه این همسفران سبزاندیش و بی‌ادعا بودم تا چند نهال اُرس دیگر به دامن البرز مرکزی پیشکش کنیم ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 28 آبان1388ساعت 12:6  توسط محمد درویش  mohandes

برای روح بلندی که در پشت این گلدان کوچک پنهان شده است!

 

کاش همه می توانستیم اینگونه سبزینگی را در شهر و دیارمان انتشار دهیم.

     چند روز پیش که داشتم از کنار ضلع جنوبی آزادراه یادگار امام به سوی اوین می‌راندم، ناگهان این پنجره میخکوبم کرد ...
   

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 27 آبان1388ساعت 18:38  توسط محمد درویش  mohandes

خودكشي يك وبلاگ سبز!


    امروز دلم گرفت ... داشتم در باره رودخانه كشف رود و روزگار پژمان آن در خراسان رضوي جستجو مي‌كردم؛ رودخانه‌اي كه در طي مسير 290 كيلومتري‌اش از كوه‌هاي زيباي بينالود و هزارمسجد تا پل خاتون سرخس، هر آنچه فاضلاب شهري و كشاورزي و صنعتي و بيمارستاني است، نثارش مي‌كنيم؛ رودخانه‌اي كه از آب گوارايش! محصولات كشاورزي و سبزي برداشت مي‌كنيم و به خورد خود و دام‌هاي مان مي‌دهيم ... و رودخانه‌اي كه بيش از 4 سال است ناقوس مرگ را در ديار حكيم جاودان طوس به صدا درآورده؛ اما دريغ از هيچ فريادرسي ...

    در طول اين سال‌ها، فردي استاندار خراسان شمالي بود كه اينك متولي شماره يك پاسداري از سبزينگي كشور است. خيلي دوست دارم بدانم نحوه‌ي تعامل حسين آقاميري با محمدي‌زاده در طول اين سال‌ها چگونه بوده است؟
    به هر حال حاصلش هر چه كه بود، امروز صداي خبرنگار كم سر و صداي رسانه‌ي به شدت محافظه‌كار راديو در بخش پيك بامدادي را هم درآورد تا به عينه همه مردم ايران با گوش‌هاي خود بشنوند كه همچنان فاضلاب بيمارستاني بدون تصفيه وارد كشف رود مي شود ...
    بگذريم!
 
    منظورم اين بود كه در گرماگرم اين جستجو دريافتم كه يكي از وبلاگ‌نويسان فعال حوزه سبز، دست به خودزني زده و تمامي موجوديت تارنماي پربارش را در دادگاهي فرمايشي به آتش كشيده و حكم اعدام را نيز به اجرا درآورده ...
    و هيچ هم فكر نكرده كه ما از اين به بعد براي ديدن آن تصاوير زيبا در تارنمايش و آن تمثيل‌هاي يگانه، چقدر تنها خواهيم شد ...
   در يادداشت، روزگار سينوسي سبزنويس‌ها گله كرده بودم كه چرا كم مي‌نويسيد؟ يادم رفته بود كه بگويم: چرا خودكشي مي‌كنيد؟
   حالا مي‌گويم و اميدوارم ديگر شاهد قتل هيچ مهتابي به فرمان نئون نباشيم!

+ نوشته شده در  چهارشنبه 27 آبان1388ساعت 15:16  توسط محمد درویش  mohandes

جاي خالي آب در مذاكرات ريزگردهاي عربي!

    ديروز آخرين روز از نشست مشترك هيأت ايراني و عراقي در باره‌ي ريشه‌يابي و مهار مشكل تشديد كانون‌هاي بحراني فرسايش بادي در كشور عراق بود؛ كانون‌هايي كه تظاهراتش در غالب ريزگرد تا تهران هم رسيد و خس و خاشاك تهراني را هم غبارآلود كرد! نکرد؟
    نكته‌ي حيرت‌انگيز ماجرا اين است كه ظاهراً نمايندگان وزارت نيرو به عنوان يكي از پايه‌هاي اصلي براي ريشه‌كني اين بحران ناديده انگاشته شده و محترمانه حذف شده‌اند!

امير سررشته داري

    گزارش امير سررشته‌داري عزيز خود گوياي ماجرا هست. اميدوارم كه تا كار از كار نگذشته، آب را وارد معادله‌ي درمان ريزگردهاي عربي كنيم.

درج نظر

+ نوشته شده در  سه شنبه 26 آبان1388ساعت 14:25  توسط محمد درویش  mohandes

جبهه سبز ایران؛ بودنش بهتر از نبودن یا برعکس؟!

کاش آن رنگ زرد جبهه سبز را قربانی نمی کرد!

    به دنبال انتشار روزگار سینوسی سبزنویس‌ها، یکی از سبزنویس‌ها و سبز‌باوران قدیمی، لطف کردند و کوشیدند تا تنور این جستار را همچنان در دنیای یخ‌زده‌ی وبلاگستان سبز گرم نگه‌دارند! هر چند که به نظر می‌رسد حتا روند جهان‌گرمایی و تغییرات آب و هوایی یا پرداختن به گل و بلبل هم نتواند این یخ را آب کند! می‌تواند؟
   بگذریم ...

   ضمن سپاس از حسین عبیری گلپایگانی، باورم این است که به رغم درک استدلال اغلب اعضای بریده از جبهه سبز ایران، به نظر می‌رسد با بررسی سال‌های بدون جبهه‌ی سبز می‌توان پذیرفت که درمجموع و با وجود همه‌ی اشکال‌های وارد بر این تشکل محیط زیستی نسبتاْ ریشه‌دار کشور، عدم حضورش در عرصه‌ی محیط زیست وطن به مراتب بیشتر به طبیعت ایران ضربه زد تا همان حضور نیم‌بند.
   حرکت های گروهی و کارهای مشارکتی در ایران، بسیار دشوار است ... کاش قدر دوام و استمرار این تاریخ سبز جوان را در آیینه‌ی فعالیت‌های تشکل‌های مردم‌نهاد مرتبط با محیط زیست بیشتر می‌دانستیم و به جای بریدن، به پیوستن فکر می‌کردیم.

درج نظر

+ نوشته شده در  دوشنبه 25 آبان1388ساعت 5:36  توسط محمد درویش  mohandes

درختان هم می‌توانند برق تولید کنند و هم در مهار آتش‌سوزی جنگل‌ها مؤثر باشند!


   به گزارش سازمان خواروبار و کشاورزی (فائو) افزون بر 350 میلیون هکتار از رویشگاه‌های جنگلی جهان سالانه در اثر آتش‌سوزی به یغما می‌رود که این میزان برابر با 8.8 درصد از مجموع اندوخته‌گاه‌های جنگلی جهان است. در بزرگی این رقم همان بس که بدانیم: مجموع مساحت جنگل‌های 53 کشور جهان از جمله ایران که اصطلاحاً از ایشان با عنوان کشورهای با پوشش کم جنگل (LFCCS) یا Low Forest Cover Countries یاد می‌شود، حتا به نصف آن رقم هم نمی‌رسد! بنابراین، اگر روند کنونی برای 12 سال دوام یابد، دیگر جنگلی بر روی کره خاک نخواهد ماند ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 21 آبان1388ساعت 11:50  توسط محمد درویش  mohandes

یک موفقیت دیگر برای مهار بیابان‌زایی!

مسابقه ای بی سابقه در وبلاگستان فارسی

محیط زیست، حقوق بشر و مهار بیابان‌زایی!


     بنا بر اعلام دبیرخانه‌ی مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، خوشبختانه تارنمای مهار بیابان‌زایی توانسته است با جلب نظر شرکت کنندگان در مسابقه‌ی «حقوق بشر در آیینه وبلاگ‌ها» و نیز هیأت محترم داوران این مسابقه‌ی بی‌سابقه، به عنوان وبلاگ برتر در رشته محیط زیست انتخاب شود.
    ناگفته پیداست که اگر مهار بیابان‌زایی این گونه می‌تواند مورد توجه قرار گیرد، سهمی از این موفقیت را باید مدیون آن گروه از نویسندگان و کوشندگانی بداند که حاضر شدند از وقت گرانبهای خویش درگذرند و بخشی از آن را به روشن‌گری در حوزه محیط زیست اختصاص دهند. جریانی که می‌شود هویت تمام‌نمای آن را در اعضای گرین‌بلاگ مشاهده کرد؛ اعضایی که پیوسته بر شمارشان افزوده می‌شود و بدین‌ترتیب وزن محتوای سبز را در وبلاگستان فارسی ارتقاء می‌دهند.
     درود بر آنان و همه‌ی ایرانیانی که عاشقانه طبیعت خویش را دوست می‌دارند و حرمت می‌نهند.

     و اما بعد:
    وقتی از اين حقيقت تلخ آگاه هستيم که زادگاهِ مشترک ما از منظر پايداری زيست‌محيطی در رتبه‌ی يکصد و سی و پنجم قرار دارد  و پايتخت آن در ميان 215 شهر جهان از نظر امنيت عمومی، يکصد و پنجاهم و از نظر کيفيت زندگی، يکصد و شصت و هفتم است؛ ساده‌انگارانه خواهد بود، اگر بپنداريم که با توجهی که در دنیای مجازی به مقوله‌ی محیط زیست شده است، می‌توان امیدوار بود که این روندهای نگران‌کننده به سرعت شیبی معکوس بیابند. چرا که هيچ‌گاه نبايد فراموش کنيم: ما همچنان در سرزمینی زیست می‌کنیم که ساکنانش تنها 8 دقيقه در سال (به طور متوسط) مطالعه می‌کنند؛ سرزمینی که هرگز از منظر شاخص‌های توسعه‌ی انسانی حتا نتوانسته در شمار 90 کشور نخست جهان هم قرار گیرد! همان سرزمینی که برای هر شش نفر از ساکنانش فقط يک جلد کتاب وجود دارد - به نقل از محمّدحسين ملك احمدي، دبير هيأت اُمناي كتابخانه‌هاي عمومي‌كشور – که این میزان فقط يک پانزدهم نسبت جهانی آن است. بنابراين، به نظر می‌رسد برای دستيابی به آستانه‌ی تحوّل و توسعه‌ی جامعه در هر حوزه‌ای، نيازمند پرورش نسلی دانا، با صلاحيت، با کفايت و شديداً معتقد و پايبند به مراعات حدود و ثغورِ عادلانه (متعادل) در آن حوزه باشيم؛ نسلی که با تعريف و اجرای دقيق حدود آزادي‌ها و مسئوليت‌ها و کيفر دادنِ (در جای خود نهادن) کسانی که از حدود پا را فراتر بنهند، امنيت پايدارِ فردی و اجتماعی را - به عنوان نخستين شرطِ وجودی يک محيط بارور و پويا -  برقرار و محافظت کنند.      
سخنان خانم مري رابينسون، كميسر عالي حقوق بشر سازمان ملل متحد در اجلاس ژوهانسبورگ، مي‌تواند كلام سزاواري در اين جستار باشد: «فكر مي‌كنم در آينده‌ی نزديك جامعه‌ی جهاني به اين نتيجه خواهد رسيد كه مهمترين مسايل بشري عبارتند از: توسعه‌ی پايدار، حفاظت از محيط‌زيست و رعايت حقوق بشر. در واقع اين سه مسأله، اضلاع ضروري يك مثلث هستند كه سرنوشت بشر را رقم مي‌زنند. بدون هر يك از اين سه، بهبود وضعيت انسان‌ها و جوامع ناممكن خواهد بود. تحقق توسعه‌ی پايدار، مستلزم توجه به حقوق بشر و حفاظت از منابع طبيعي و محيط‌زيست است. از طرف ديگر، حقوق بشر آنگاه رعايت خواهد شد و محيط‌زيست آنگاه محافظت مي‌‌شود كه توسعه‌ی پايدار در تمامي جهان تحقق پيدا كند.»
     آیا کسی هست که هنوز درنیافته باشد که چرا حفظ محیط زیست می‌تواند با حرمت‌نهادن به حقوق بشر مرتبط باشد؟
    بار دیگر و به سهم خویش از اقدام سزاوارانه‌ی دست‌اندرکاران این مسابقه‌ی ارزشمند تشکر کرده و این امیدواری را برای خویش محفوظ می‌دارم که سرانجام بتوانیم روزی را درک کنیم که در آن نه فقط انسان که هر زیستمندی که در جهان فانی حضور دارد، بتواند از حرمت و احترامی درخور و سزاوارانه بهره‌مند شود.

                                                           درج نظر

+ نوشته شده در  سه شنبه 19 آبان1388ساعت 14:31  توسط محمد درویش  mohandes

دعوای مترو تهران خیابانی می‌شود!


    احتمالاً شما نیز ممکن است مانند من یکی از صدها هزار شهروندی باشید که امروز صبح چنین تابلویی را در سطح برخی از معابر تهران دیده‌اید ...
    
   


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 16 آبان1388ساعت 20:15  توسط محمد درویش  mohandes

بلوط شازند ، سنجاب و مهران!

سنجاب ایرانی: نجات دهنده بلوط ستان های زاگرس

     کوشان مهران را که یادتان هست؟ وبلاگ ندارد، اما وبلاگ‌نویس‌ها را دوست دارد؛ درس محیط زیست خوانده و هنوز هم می‌خواند؛ اما با اغلب استادان این رشته مشکل دارد! ایران را به خوبی می‌شناسد و به خصوص با تنوع زیستی‌اش بسیار نسبت دارد و نبض زمین را خوب می شناسد! از این گذشته تقریباً تو همه چیز سرکی کشیده و می‌کشد. با این وجود، هنوز در برابر وسوسه‌ی وبلاگ‌نویسی مقاومت کرده و ترجیح می‌دهد که همچنان کامنت نویس وبلاگستان سبز باقی بماند.
    دیروز تلفنی پیشنهادی را برای نجات ذخیرگاه 13 هکتاری بلوط در استان مرکزی (شازند) مطرح کرد که ضمن سپاس از احساس مسئولیت و عشق پاکش به محیط زیست وطن، بد ندیدم که آن را در مهار بیابان‌زایی به ثبت رسانم. به خصوص که خوانندگان ثابت این تارنما لابد قصه‌ی سنجاب‌ها را در باغ گیاه‌شناسی ملّی ایران به یاد دارند؟
    مهران هم خواسته است تا صدایش به گوش مسئولین منابع طبیعی استان رسیده و برای نجات آن قطعه‌ی 13 هکتاری و امکان زادآوری بهتر بلوط‌ها، تعدادی سنجاب را در منطقه رهاسازی کنند.
     امیدوارم که این پیشنهاد عملی شود.

                                                                درج نظر

+ نوشته شده در  جمعه 15 آبان1388ساعت 22:54  توسط محمد درویش  mohandes

رقم‌های حیرت‌انگیز کاهش سطح آب زیرزمینی در شهر شال


     امروز مهمان مردم نجیب و خونگرم شال در استان قزوین بودم. آبادبومی کهن که مردمانش با زبانی اختصاصی به نام تاتی صحبت می‌کنند (گویا یکی از صاحب‌منصبان بانک جدید تات هم اهل همین دیار است) و یکی از بخش‌های شهرستان بویین‌زهرا محسوب می‌شود. آنها در پی راه‌اندازی و استحصال انرژی‌های نو، به ویژه باد و خورشید در منطقه‌ی خود بودند و مشتاقانه امکانات و خدمات فنی را مطالبه می‌کردند ...
   


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 15 آبان1388ساعت 21:31  توسط محمد درویش  mohandes

روزگار سینوسی سبزنویس‌ها در وبلاگستان فارسی!

      نزدیک به پنج سال است که از نزدیک با جریان سبزها در دنیای وبلاگستان فارسی آشنا هستم؛ جریانی که گاه می‌شود آن را به راحتی از دنیای مجازی حذف کرد، بدون آن که بازخوردی را شاهد باشیم و گاه از چنان موج توفنده و ابعاد سترگ و تأثیرگذاری برخوردار می‌شود که انگار وبلاگستان فارسی بدون محیط زیست‌نویس‌ها چیزی کم دارد!
      راستی چرا این گونه است؟ چرا صاحبان تارنماهای پرمخاطب و تأثیرگذاری چون دیده‌بان محیط زیست ایران، برای طبیعت، دور روزگاران، گرگ خاکستری، زیستا، تاریخ و جغرافیا و ... دیگر یا نمی‌نویسند و یا فقط می‌نویسند که مجبور نباشند پاسخ دهند که چرا نمی‌نویسند؟!
      بدتر از همه این که کسی هم سراغ خاموش‌شده‌ها و خاموش‌مانده‌ها را نمی‌گیرد!
     این در حالی است که در سال‌های اخیر با تحرک خوبی که مهدی اشراقی با گرین بلاگ، یاسر انصاری با سبزپرس، ناصر کرمی با ایرن و سپهر سلیمی با زیستا در محتوای سبزنویسی مجازی بوجود آورده بودند، امیدهای فراوانی آفریده شده بود که موج‌های سبز وبلاگستان به تدریج همه جا را فراگیرد. امّا افسوس که  تارنمای موج سبز مدتهاست که دارد خاک می‌خورد. دردناک تر آن که کسی حتا مرگ تمام و کمال زیستا را تسلیت هم نگفت؛ حتا خود سپهر سلیمی عزیز!
     بگذریم!

گزارشی تحلیلی از دویچه وله

    در همین باره، تحلیلی خواندنی را محمود صالحی و بابک بهمنش در بخش فارسی صدای آلمان انتشار داده‌اند که روشنگرانه است.
   امید که وبلاگ‌نویسی سبز روزی به جایگاه سزاوارانه‌ی خویش در تولید محتوای فارسی وبلاگستان دست یابد؛ هرچند که نباید فراموش کنیم: هم‌اکنون نیز این جایگاه بسیار رفیع‌تر از همتای اجرایی و پژوهشی آن در دولت است.

                                                                درج نظر

+ نوشته شده در  جمعه 15 آبان1388ساعت 0:41  توسط محمد درویش  mohandes

نوشخند شکوفه‌های سیب به نیشخند سوزان گندمان!

شکوفه سیب در آبان 1388 بر ساحل غربی تالاب گندمان - عکس از وبلاگ طبیعت بختیاری

      هومان خاکپور عزیز در واپسین یادداشتش خبرمان داده که به رغم آتش سوزانی که بیش از یک ماه زیستمندان گندمان را آزار داد – و البته اینک به لطف باران پاییزی، کاملاً سرد و خاموش شده است – طبیعت با گشاده‌رویی مثال‌زدنی‌اش آن خشم انسان‌ساز را با گل‌های سفید و صورتی پاسخ داده است!
     هرچند که ظهور شکوفه‌ها در این فصل، هرگز نمی‌تواند خبر خوشی برای درخت و سالی پربار در بهار آینده باشد. چرا که نشان از تنشی محیطی داده که سامانه‌ی زیستمندی درخت را متأثر کرده است.
     با این وجود، کامنت مرضیه ناظری عزیز و تعبیر عاشقانه‌ی او از واقعیت رخ‌داده، سخت به دلم نشست و دوباره یادم افتاد که در مواجهه با طبیعت و هر آنچه در اوست:

دچار باید شد
و دچار یعنی:
تعبیر عاشقانه‌ی اشکال ...

     درست مثل عباث که وقتی زندگی به او نقره می‌داد، او سیب‌های طلایش را سخاوتمندانه بین مردم پخش می‌کرد تا بشود زندگی ... بشود ضرب زمین در ضربان دل ما ...

    بیاییم از طبیعت بیاموزیم و نوشخندمان را ارزانی نیشخند زمانه کنیم.

                                                                                                  همین.

                                                       درج نظر

+ نوشته شده در  چهارشنبه 13 آبان1388ساعت 23:54  توسط محمد درویش  mohandes

باز هم حديث تكراري بيل و كلنگ و آتش و تالاب!

باز هم حديث تكراري بيل و كلنگ در مواجهه با آتش كه 150 هكتار از قلمرو حله را نابود كرد!


      150 هكتار از تالاب ارزشمند ديگري واقع در منطقه حفاظت شده حله – استان بوشهر – هم در يازدهمين روز آبان 1388 سوخت تا حكايت تلخ مهر 88 در تالاب گندمان و اسفند 87 در تالاب پريشان تكرار شود ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 13 آبان1388ساعت 10:1  توسط محمد درویش  mohandes

هر دیواری با رنگ سبز زیباتر می‌شود! نمی‌شود؟

جلوه ای ناب از احترام به حقوق دیداری شهروندان - تهران ؛ منتها الیه غربی آزادراه شهید همت- 12 آبان 1388

     دیروز که داشتم از اداره به سمت منزل می‌راندم، این تابلو نقاشی توجهم را جلب کرد؛ آن هم در آن برهوت ازدحام سیمان و تیرآهن و دود و ...
     جلوتر که آمدم دیدم اصلاً تابلویی در کار نیست ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 13 آبان1388ساعت 6:25  توسط محمد درویش  mohandes

تن‌پوشی گشاد بر قامتی لرزان و نحیف!

باورتان می شود؟ اینجا تالاب گندمان است - 23 مهر 1388

      هفته‌ی گذشته شخصاً به تالاب گندمان در قلب پرآب‌ترین استان ایران – چهارمحال و بختیاری - رفتم تا پس از یک ماه از نزدیک میزان خسارت‌های واردآمده بر این زیستگاه منحصر به فرد آبی خاکی را در اثر رخداد آتش‌سوزی دریابم. دودی سپید سرتاسر تالاب را همچنان فراگرفته بود؛ شناسه‌ای که اثبات می‌کرد: آتش نهفته در جان گندمان هنوز سوزان است و حیات را بی مهابا به سیخ کشیده و می‌کشد ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 11 آبان1388ساعت 22:40  توسط محمد درویش  mohandes

دانشنامه‌ای که به روح یک شغال تقدیم شد!

     سه شنبه هفته‌ی گذشته در محل تالار اجتماعات دانشکده محیط زیست دانشگاه تهران حاضر شدم تا از نزدیک در جریان دفاع از دانشنامه‌ی کارشناسی ارشد مهدی مجتهدی باشم. عنوان دانشنامه‌ی مهدی «مشارکت مردمی در مدیریت منطقه حفاظت شده سبزکوه» نام داشت؛ منطقه‌ای که بسیار آن را دوست دارم و تاکنون گزارش‌های متعددی از این منطقه‌ی هوش‌ربا در مهار بیابان‌زایی منتشر کرده‌ام. مهدی را یکی دو سالی است که می‌شناسم و از نزدیک در جریان پایمردی‌ها و سختکوشی‌هایش برای انجام این پژوهش میدانی دشوار بوده‌ام. تیم راهبری وی در این تحقیق عبارت بودند از احمدرضا یاوری، فرهاد دبیری و منیژه مقصودی ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 11 آبان1388ساعت 20:59  توسط محمد درویش  mohandes

یک میلیون شتر ؛ طاعون جدید استرالیا!

arabian-camel: چه کسی فکر می کرد روزی این سلطان کم ادعای بیابان، بشود بلای جان؟!

آن 12 هزار شتری که در قرن 19 میلادی توسط کاشفان انگلیسی و با سلام و صلوات از عربستان وارد قاره‌ی جدا افتاده از جهان شد تا به مدد آنها انقلابی در رتق و فتق امور مستعمره پهناور بریتانیای کبیر صورت بگیرد؛ حالا به بزرگترین دشمن این کشور بدل شده است ...

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 9 آبان1388ساعت 23:8  توسط محمد درویش  mohandes

آرامستان واقعي اينجاست!

رودخانه كرج در بالادست سد اميركبير - 8/8/88

لابد شنيده‌ايد يا شايد هم ديده‌ايد كه اخيراً به جاي واژه‌ي مأنوس و غمبار «گورستان» يا «قبرستان» از واژه دلپذير و مشكوك «آرامستان» استفاده مي‌كنند ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 9 آبان1388ساعت 15:34  توسط محمد درویش  mohandes

براي محيط باناني كه گرم احساسند

شاه كوه يكي از آنها بود كه گرم احساس بود ... يادش گرامي.


نمي‌دانم تاكنون اين مجال را يافته‌ايد تا با يك آدم عاشق طبيعت كه در كسوت محيط باني يا جنگلباني روزگار مي‌گذراند، از نزديك آشنا و دم‌خور شويد؟
مي‌دانم، ممكن است بسياري از ما "محيط بان" را ديده باشيم؛ اما محيط بان را نديده باشيم!
ديروز، روز آنها بود ... آن انسان‌هاي سبزانديشي كه مي‌دانند چرا محيط بان مي‌نامندشان و از اين ناميدن به خود مي‌بالند و گرم احساس مي‌شوند؛ آنقدر كه سرماي جامعه‌ي سيمان‌زده و بوق‌اندود بيرون را تاب مي‌آورند.

به بهانه‌ي اين روز دو يادداشت در دو روزنامه‌ي صبح پايتخت منتشر كردم:

1- توان محیط بانان نامتناسب با نیاز طبیعت ایران – روزنامه سرمايه
2- به داد محيط زيست و محيط بان هايش برسيد – روزنامه اعتماد

باشد كه هم ما و اين‌ها و هم البته آنها قدر اين عنوان و اين تن‌پوش مقدس سبزرنگ را بدانيم و بدانيد و بدانند.

در همين باره:

- روز محیط‌بان و خدایی که در این نزدیکی است!


+ نوشته شده در  شنبه 9 آبان1388ساعت 13:42  توسط محمد درویش  mohandes

محمدي‌زاده خوب حرف مي‌زند؛ يعني خوب هم عمل مي‌كند؟!

چه كسي باور مي كند اين خنده ها؟!


عالي‌ترين مقام كشور در قلمرو طبيعت ايران، اين روزها حسابي گرد و خاك راه انداخته و تقريباً همه‌ي حرف‌ها و انتقادها و ناله‌ها و درددل‌هاي طرفداران و متخصصين محيط زيست وطن را گاه حتا تندتر و بي‌پيرايه‌تر بر زبان آورده و از وضعيت پايداري طبيعت ايران به شدت ابراز نگراني مي‌كند.
او مي‌گويد: فقط 9 كشور در جهان وجود دارند كه بيشتر از ايران، به تاراج و تخريب كره‌ي زمين مشغولند!
او اين را هم حتا مي‌گويد كه با ادامه‌ي روند موجود، ممكن است نسلي از ايرانيان كه در قرن 22 پا به عرصه‌ي وجود گذارند، هرگز در سرزمين مادري‌شان نتوانند ردپايي از سبزينه و درخت بيابند.
و مگر ما چيز ديگري جز اين مي‌گوييم؟ وقتي مي‌بينيم كه محمدي‌زاده هم با همان عشق و علاقه از حفظ تالاب‌ها سخن مي‌گويد كه ما!
نكته‌ي تأمل‌برانگيز‌تر آن كه محمدي‌زاده بر خلاف رييس قبلي كه همه‌ي تقصيرها را به گردن مدير پيشينش مي‌انداخت، كمتر در اين دام افتاده و درعوض آشكارا مديريت كلان كشور و عدم توجه سزاوارانه به محيط زيست را در برنامه‌هاي توسعه به چالش گرفته است.
او اينك در انتخاب برخي از همكاران خود نيز چنين رويه‌اي را امتداد داده و اميدهايي را در دل علاقه‌مندان و نخبگان محيط زيست روشن كرده است.
حال بايد ديد اين كلام‌هاي روشن‌گرانه و اين انتقادهاي تند از وضعيت ناهنجار امروز، تاكجا مجال ادامه يافته و آيا مرد اول طبيعت ايران آنقدر ميدان دارد يا به او ميدان داده‌اند! تا بتواند در عمل هم آمال‌ها و آرزوهاي خود را جامه‌ي عمل بپوشاند؟
يك طرفدار محيط زيست هميشه بايد به تبعيت از مهر و نيكفرجامي نهفته در دل طبيعت، مثبت‌انديش باشد؛ از اين رو من هم اميدوارانه به اين تحولات و سخنان نگاه مي‌كنم و با پايشي بيشتر و دقيق‌تر از قبل به انتظار عينيت يافتن آنها مي‌مانم.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 6 آبان1388ساعت 15:12  توسط محمد درویش  mohandes

سپاس از دکتر حجت‌الله زاهدی‌پور

آقای دکتر حجت الله زاهدی پور - 28 مهر 1388

حجت‌الله زاهدی‌پور، یکی از پژوهش‌گران باسابقه در حوزه منابع طبیعی و محیط زیست استان مرکزی است؛ او اینک مسئولیت بخش منابع طبیعی در مرکز تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی اراک را برعهده دارد. هفته‌ی گذشته در معیت گروهی از همکارانم(کنشلو، علیزاده، میرحاجی و رسول امید) برای ارزیابی طرح‌های آن مرکز، مهمان او و همکاران سختکوشش بودیم ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 5 آبان1388ساعت 23:24  توسط محمد درویش  mohandes

خجیر را همچنان می‌خراشند و آب می‌اندازند!

تابلوی لرزان و مجروح پارک ملی خجیر در میان خرابه ها خود گویای همه چیز است!

    امروز به اتفاق همکارانم برای ارزشیابی طرح‌های پژوهشی مرکز تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی استان تهران به پارک ملّی خجیر رفتم.
   تقریباً هر آنچه که دیدم تأسف‌بار و ناامید‌کننده بود؛ قابل تصور نیست که یکی از دیرینه‌ترین و پرمطالعه‌ترین پارک‌های ملّی کشور اینک در چنین شرایط یأس‌آوری به سر برد. تقریباً از همه جا صدای غرش غول‌های آهنی (بلدوزر) به گوش می‌رسید و چنان به جان دامنه‌های شکننده‌ی خجیر افتاده بودند که انگار در پی کشف مخفیگاه دشمنی خون‌ریز هستند ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 3 آبان1388ساعت 21:32  توسط محمد درویش  mohandes

در ستایش مریم دانش

مریم دانش

مریم دانش، دانش‌آموز سال اوّل مدرسه راهنمایی عصمت (منطقه 6 آموزش و پرورش) است که امسال برای دوّمین سال پیاپی توانسته است در مسابقه‌ای جهانی شرکت کرده و از بین دو میلیون و چهارصدهزار شرکت کننده متعلق به بیش از یکصد کشور جهان، حایز رتبه‌ی سوّم شود ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 1 آبان1388ساعت 2:17  توسط محمد درویش  mohandes

باورتان می‌شود؟ فقط چین، آمریکا، روسیه، ژاپن، کره، آلمان و هندوستان از ما بیشتر آلوده می‌کنند!

نقشه ای که باید خیلی هارو شرمنده کنه! شما فکر می کنید می کنه؟

     امروز وقتی در این نقشه که توسط سازمان ملل متحد - UNFCCC - تهیه شده و آخرین تاریخ بروزرسانی آن به همین تابستان سال جاری می‌رسد، دقت کردم؛ هم حیرت کردم و هم نگران شدم از این همه پیشرفت نسبت به سال 2002!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 30 مهر1388ساعت 19:16  توسط محمد درویش  mohandes

ابعاد تازه‌ای از فاجعه‌ی تجاوز به هلن

گزارش اسد افلاکی عزیز را در همشهری امروز حتماً بخوانید.

نه‌تنها حرمت هلن را به جای نیاوردند و حریمش را شکستند، بلکه با شبیخون – که چه عرض کنم؟ - با روزی خونی مستمر و پیوسته بیش از 3 هزار اصله درخت بلوط را به جرم دلپذیر بودن ذغال حاصل از آن در کیسه‌های 50 هزارتومانی! به یغما بردند.
امّا شگفتی اصلی تخریب زیباترین پاره‌های ناب طبیعت وطن در دیار زیبای چهار محال و بختیاری نیست! بلکه این مصاحبه‌ی مدیرکل محیط زیست استان – داود شیوندی – در شماره امروز روزنامه همشهری است که هم خنده بر لبان می‌نشاند و هم اشک از گونه‌ها سرازیر می‌کند!
این عالی‌ترین مقام سبز استان، در حالی که با قاطعیت قطع هرگونه درخت را در منطقه‌ی حفاظت شده هلن تکذیب می‌کند؛ به یک نکته‌ی ظریف هم اشاره می‌کند! این که تا پایان سال 88 همچنان مسئولیت پاسداری از رویشگاه‌های جنگلی استان – از جمله هلن - برعهده‌ی اداره کل منابع طبیعی است و نه سازمان محیط زیست. به بیانی ساده‌تر، جناب مدیرکل ظاهراً در حوزه‌ای که به ایشان ارتباطی ندارد، وارد شده و اعلام می‌کند که درختی قطع نشده است!
به این می‌گویند: حمیت فراقسمتی!

مؤخره:
3 هزار درخت که می‌توانستند حیاتی باکیفیت برای دست کم 3 هزار هموطن ساکن در هلن و سبزکوه بیافرینند، به دست عده‌ای سودجو و نابخرد نابود شدند تا آتشی افروخته‌تر برای منقل‌نشینان محترم فراهم آورند! اما ما به جای آن که درپی یافتن تبهکارانی باشیم که بلوط‌ها را به مسلخ بردند، نگران صندلی و مقام خود هستیم که مبادا آتش نهفته در آه آن 3 هزار بلوط دامن صندلی قدرت‌مان را هم بگیرد!
خواستم بگویم: محیط زیست و منابع طبیعی ما برای حفظ موجودیت خود نیاز به مدیرانی دارد که عشق‌شان به صندلی‌شان کمتر از عشق‌شان به طبیعت و مواهب ناب آن باشد.

همین!

درج نظر

+ نوشته شده در  یکشنبه 26 مهر1388ساعت 0:5  توسط محمد درویش  mohandes

فراخوانی جهانی که در ایران جدی گرفته نشد!

 چرا این روز را در ایران کسی جدی نگرفت؟!   

امروز - 15 اکتبر - روز اقدام جهانی برعلیه تغییرات اقلیمی است. سه سال است که فراخوانی جهانی از سوی وبلاگنویسان در چنین روزی برگزار می شود تا هر سال به موضوعی مهم پرداخته و توجه مردم را به دشواری های زندگی در زمین جلب کنند. امسال هم نوبت تغییرات اقلیمی و جهان گرمایی بود که بیش از 8 هزار وبلاگ از آن حمایت کردند. اما متاسفانه امسال گویا دیگر کسی حوصله یا رمقی برای همراهی سبز با این فراخوان جهانی در ایران نداشته است!

کسی می داند چرا؟

در همین باره:

- گاوها و آدمها

- در پاسخ به فراخوانی جهانی: اقدام برای مقابله با فقر

درج نظر

+ نوشته شده در  پنجشنبه 23 مهر1388ساعت 7:47  توسط محمد درویش  mohandes

ماهي‌ها حوض‌شان گل‌آلود است!


سال‌ها پيش شاعر آسماني و دوست داشتني من – سهراب سپهري – گفته بود:
تو اگر در تپش باغ خدا را ديدي
همت كن و بگو
ماهي‌ها
حوض‌‌شان بي آب است ...


امروز كه داشتم به ارزيابي و داوري برنامه راهبردي بهينه‌سازي الگوهاي مديريت حوضه‌هاي آبخيز، كار ارزشمند دكتر اسماعيل شريفي و همكارانش در مركز حفاظت خاك و آبخيزداري مي‌پرداختم، ناگهان در بخش تصويرسازي از وضع موجود فرسايش در كشور، با اين تصوير روبرو شدم و دلم گرفت ...

چگونه باور كنيم مرگ ماهي ها را ...

پيش خود گفتم:
حالا اگر سهراب زنده بود، بايد به جاي «حوض بي‌آب» از حوض گل‌آلود استفاده مي‌كرد! آن هم در كشوري كه نرخ فرسايش آن در بهترين حالت، شش برابر ميانگين جهاني است.

بياييم به خود قول دهيم كه من و تو هرگز كاري نكنيم كه به قانون جهان بربخورد و آب را از ايني كه هست، گل‌آلودتر كند.

بياييم از اين پس ديگر از پايان يافتن زندگي نترسيم؛ از اين بترسيم كه ممكن است هرگز آغاز نشود اين زندگي!

درج نظر

+ نوشته شده در  سه شنبه 21 مهر1388ساعت 11:34  توسط محمد درویش  mohandes

مطالب قدیمی‌تر