|
پرسشهاي بدون جواب رييس سازمان هواشناسي كشور!
همان طور كه پيشتر اشاره كردم، علي محمّد نوريان، رييس سازمان هواشناسي كشور، در مراسم آغازين دومّين كنفرانس ملّي روز جهاني محيط زيست، سخنان مهم و ارزشمندي را در تالار علامه اميني دانشگاه تهران ايراد كرد و در فرازي از آن پرسشهايي جدي را به مستمعين خويش ارايه داد و از همهي متخصصان اين حوزه خواست تا به سازمان هواشناسي كشور در يافتن بهترين پاسخ ممكن ياري رسانند:
همان گونه كه ملاحظه ميكنيد، دانستن پاسخ برخي از اين پرسشها به ويژه براي برنامهريزان و كلاننگران كشور ميتواند بسيار حياتي باشد. از جمله اينكه: و امّا پرسشي كه جناب نوريان از ذكر آن گذشت، هر چند به گمان نگارنده بسيار مهم و تعيينكننده است:
|+| نوشته شده توسط محمد درویش در سه شنبه 4 تیر1387 و ساعت 23:17 چرا پژوهشها در عرصه منابع طبيعي كارايي ندارند؟
در سامانهي مديريت حاكم بر پژوهش، به ويژه در بخش تحقيقات منابع طبيعي كشور، اغلب مشاهده ميشود كه ستادهها و بروندادها تناسبي درخور با استعدادها و توانهاي علمي سرمايههاي انساني نهادهاي علمي پژوهشي و آموزشي كشور ندارد. به ديگر سخن، «تصميمگير»هاي كشور نتوانستهاند، آن گونه كه سزاوار مينمود، «تصميمساز»ها و كارآفرينان را به قليان انداخته و استعدادهاي بالقوهي ايشان را بالفعل سازند. رخدادي كه سبب شده، نهتنها كارمايهها (انرژيها) به هدر رود، بلكه ضريب رضايتمندي از شغل نيز كاهش يابد ... برای درج دیدگاه خویش در مورد این پست می توانید به سایت مهار بیابان زایی مراجعه فرمایید.
ادامه مطلب |+| نوشته شده توسط محمد درویش در یکشنبه 9 دی1386 و ساعت 14:25 معرفي سياستها و راهبردهاي پژوهش در بيابان – ويرايش پنجم
سرزمين پهناور ايران، به رغم تنوّع قابل توجه آب و هوايي، توزيع متنوع گسترهي شمالي جنوبي و شرقي غربي آن از منظر مختصات جغرافيايي و تفاوت كمنظير ارتفاعي، واجد تنگنايي طبيعي نيز هست؛ تنگنايي كه اگر خوب شناخته و مؤلفههاي آن مورد كاوش و واسنجي دقيق قرار گيرند، ميتواند به يك «فرصت» براي اعتلاي نام ايراني، ارتقاي كيفيت زيست و افزايش توليد ناخالص ملي بدل شود. الف) وظايف اصلي بخش تحقيقات بيابان ب) سياستها و برنامهها ج) اولويتهاي پژوهشي راهبردي 1- پهنهبندي و پايش بيابان و ارزيابي بيابانزايي در كشور؛ اينك بر بنياد شش اولويت راهبردي ارايه شده، موضوعات كلان، طرحهاي جامع و موردي (راهكارها و تاكتيكها) به شرحي كه خواهد آمد، قابل ارايه است: 1- پهنهبندي و پايش بيابان و ارزيابي بيابانزايي در كشور 2- شناخت تنوّع زيستي و ارزشهاي آن در مناطق كويري و بياباني 3- شناخت و معرفي مزيتهاي نسبي كوير و بيابان 4- بررسي اثرات خشكسالي و تغيير اقليم در روند بيابانزايي 5- تحقيق در شيوههاي شناسايي و بهرهبرداري پايدار از اندوختههاي آبي و منابع خاك 6- اثر فعاليتهاي انساني بر بيابانزايي و ظرفيتسازي اطلاعاتي در اين حوزه خوشحال میشوم که در اينجا خوانندهی نظرات اصلاحی و ارشادی شما در بارهي محتواي اين برنامهي راهبردي باشم. از بروبچههاي همشهري و به ويژه دكتر ناصر كرمي عزيز كه محتواي يكي از پستهاي مهار بيابانزايي واجد اهميت تشخيص داده و در نيمصفحهي نخست خويش انعكاس دادند، صميمانه قدرداني ميكنم. اميد كه همه ما خطر جهانگرمايي و عقوبتهاي ناميمون تغيير اقليم در زيستمحيط وطن را درك كنيم. همچنين خوشحالم كه سرانجام بچههاي محيط زيستي دولتي و غير دولتي هم نسبت به ساخت سد سيوند و ملاصدرا و درودزن در بالادست بختگان اعتراض كرده و نشان دادند كه سيوندها فقط كهنزادبومهاي ما را نشانه نرفتهاند. |+| نوشته شده توسط محمد درویش در چهارشنبه 17 مرداد1386 و ساعت 18:37 وجه تمايز «شمال» از «جنوب» چيست؟
آنچه كه امروزه از آن با عنوان وجه تمايز كشورهاي شمال از جنوب يا «توسعهيافته» از «در حال توسعه» ياد ميشود، نه توان مالي، نه قدرت نظامي، نه دستيابي به خودكفايي در برخي اقلام زراعي، صنعتي، نظامي و نه حتا وجود جلوههاي خيرهكنندهي فناورانه و زرق و برق شهري است، بلكه مهمترين شناسهي كشورهاي توسعهيافته را در قدرت آن كشورها براي «توليد محصول بر بنياد علوم نوين» ارزيابي ميكنند. به سخني ديگر، آن كشوري را توسعهيافتهتر مينامند كه سهم توليدات نرمافزاري، ثانويه و خدماتي آن به مراتب بيشتر از توليد مبتني بر منابع پايه يا خام باشد. |+| نوشته شده توسط محمد درویش در دوشنبه 28 خرداد1386 و ساعت 19:57 خطر ؛ بيخ گوش ما و درون ماست!
شايد هنوز گروهي به ياد داشته باشند كه در هنگام ارايهي لايحهي بودجهي سال 1382 (آذرماه 81)، يعني واپسين سال اجراي برنامهي پنجسالهي سوّم توسعهي كشور، هنگامي كه مجامع پژوهشي و دانشگاهي دريافتند كه چه اجحاف بزرگي ممكن است به سهم تحقيق از توليد ناخالص ملّي در سال آينده روا داشته شود، در اجماعي كمنظير، چهار وزير، يكصد نمايندهي مجلس و رؤساي 13 نهاد پژوهشي عمدهي ايران، با ارسال نامههايي جداگانه به عاليترين مقام وقت اجرايي كشور (سيد محمّد خاتمي)، نگراني عميق خويش را از كاهش اعتبارات فصل پژوهش در بودجهي پيشنهادي سال 1382 اعلام كردند (همشهري، شماره 2907 مورخ دوّم آذرماه 1381). فرازناي كلام آن كه: |+| نوشته شده توسط محمد درویش در سه شنبه 22 خرداد1386 و ساعت 19:25 ناسازهاي حيرتآور در محيط پژوهشي و علمي كشور!
آيا ادامهي اين شيوههاي بمبباران رسانهاي براي اعلام پي در پي فتح خاكريزهاي علمي، بياعتمادي بيشتر مردم به درستي دستاوردهاي علمي ... ادامه مطلب |+| نوشته شده توسط محمد درویش در جمعه 27 بهمن1385 و ساعت 10:37 ويژگيهاي نهگانهاي كه يافتههاي پژوهشي بايد از آن برخوردار باشند - 6
• پاسخ مشخص و مرتبط به يك پرسش باشند؛ • بر يك نظريه مبتني باشند؛ • درباره واقعيتها باشند؛ • ساده، رسا و قابل انتقال باشند؛ • روشمند باشند؛ • قابل آزمون باشند؛ • موجز و ناظر بر امور مشخص باشند؛ • قابليت عملّیاتيشدن داشته باشند؛ • كيفيت زندگي را بهبود بخشند. - پارهاي از آفتهاي نظام برنامهنويسي و پژوهشي اين آفتها كه دستيابي به اولويتهايي كارآمد را در حوزههاي گوناگون مديريت كشور با دشواري مواجه ساختهاند، عبارتند از:
|+| نوشته شده توسط محمد درویش در شنبه 11 آذر1385 و ساعت 15:0 پنج ويژگي اولويتهاي انتخابي بخش تحقيقات بيابان - 5
- علل اهميت زمينهي انتخاب شده دركشور؛ بر اين بنياد، هر چه سطح کاربرد نتايج پژوهش گستردهتر (محلی، ملّی، منطقه ای، فرامنطقهای، جهانی)؛ دوام اطلاعاتی آن پايدارتر؛ امتداد فراگردِ کاربرد ستادهها طويلتر، تعداد نفعبرانِ آن پرشمارتر؛ ميزان مشارکت بهرهبرداران در فرآيند پژوهش بيشتر؛ ارزش افزودهي نتايج غنیتر؛ خصلت ميانرشتهای، زمانی و تطبيقی آن بارزتر؛ سطوح تحلیل مسأله پيشبينی شدهتر؛ انطباق برنامهای تحقیق شفافتر و سرانجام درجهي کميابی موضوع پژوهش افزونتر باشد؛ آن پژوهش از اولويت بيشتری برای اجرا برخوردار خواهد بود.
|+| نوشته شده توسط محمد درویش در شنبه 11 آذر1385 و ساعت 14:42 معرفي آرمانهاي يازدهگانهي بخش تحقيقات بيابان - 4
ادامه مطلب |+| نوشته شده توسط محمد درویش در شنبه 11 آذر1385 و ساعت 12:43 رويكرد منتخب در برنامه راهبردي بخش تحقيقات بيابان - 3
|+| نوشته شده توسط محمد درویش در شنبه 11 آذر1385 و ساعت 11:55 اولويتهاي راهبردي بخش تحقيقات بيابان – چشمانداز 1405
پیوست: پتروشیمی کلنگش را بر سر گلستان فرود آورد! ادامه مطلب |+| نوشته شده توسط محمد درویش در شنبه 11 آذر1385 و ساعت 8:35 رضا كُهولي رفت و با دستي پر برگشت!
در حال رانندگي بودم كه بخش خبري ساعت 30/14 راديو جوان در لابلاي انبوه خبرهاي سياسي و ورزشي و اقتصادي خود – از جمله افشاي نام دو مفسد اقتصادي كه بيش از يك و نيم ميليارد دلار وام از بانكهاي كشور گرفته و پس نميدهند! – اعلام كرد كه رضا كهولي، توانسته با اختراع هوا فضاي جديدش در ششمين نمايشگاه انجمن اختراعات انگليس «BIS»، جايزهي نخست را به خود اختصاص دهد.
پيوست: - تصميمات عجولانه براي پارك ملي گلستان - حميد رضا عباسي ؛ ادامه مطلب |+| نوشته شده توسط محمد درویش در شنبه 29 مهر1385 و ساعت 8:3 بايدها و نبايدهاي «پژوهش» در ايران!
كمتر روزي است كه از رسانهاي در باب بايدها و نبايدهاي حوزهي پژوهش سخني شنيده نشود يا به زيور طبع آراسته نگردد و از زبان يكي از سخندانان و سخنسنجانِ ايرانی که به ژرفکاوی و موشکافی، چالشهای اين حوزه را پژوهيده است، نخوانيم يا نشنويم كه پايفشردن بر حل گرههاي موجود در اين بخش، بايد نخستين اولويت كشور باشد؛ مديريت ناهمسازِ پژوهشي، موانع متعدد قانوني، اعتبارات ناچيز، تعداد كم محقق و ناكارآمدي همين تعداد اندك، نبود رابطهي درست بين صنعت و پژوهش يا بين پژوهش و آموزش، عدم وجود پشتوانههاي قانوني براي محققان، مشكلات معيشتي آنان، فقدان سياست جامع علمي پژوهشي، نبود فرهنگ كاربستِ پژوهش در كشور، نبودِ امنيتهاي لازم حقوقي و منزلت درخورِ اجتماعي و در يك كلام، نبود سامانهاي اصولي و منسجم، در شمار گرههاي كوري مينمايند كه نخبگان پرمايهي مملکتی پيوسته در سخنگاههای مختلف كشور از آنها ياد ميكنند، ليکن پيدا نيست سرانجام چه هنگام و با چه ارادهاي آن گرههاي به ظاهر كور براي هميشه ... پیوست: یک خبر خوب دیگر! هفت منطقه به مناطق حفاظت شده کشور افزوده شد. ادامه مطلب |+| نوشته شده توسط محمد درویش در پنجشنبه 20 مهر1385 و ساعت 13:35 خبري كه بايد صورتها را سرخ و سرها را به زير ميانداخت!
در سال 1336 مجلهي سخن، پرسشي را با خوانندگان خويش در ميان نهاد، كه براي جامعهي علمي آن زمان سخت غافلگيرانه و براي جامعهي امروز ما، عبرتآموز است؛ پرسشي كه ميگفت: «آيا ممكن است در وضع فعلي در ايران دانشمندان بزرگي در رشتههاي علوم مانند بزرگان قديم به وجود بيايند كه اهميت جهاني داشته باشند؟ و اگر پاسخ منفي است، چرا؟» دكتر محسن هشترودي ، رئيس وقت دانشكدهي علوم دانشگاه تهران، از جملهي افرادي بود كه درصدد پاسخ برآمد و يكي از مهمترين دلايل پيشامدِ مزبور را چنين توصيف كرد ... پيوست: ادامه مطلب |+| نوشته شده توسط محمد درویش در پنجشنبه 20 مهر1385 و ساعت 10:13 نقش نظام اطلاعرسانی در پژوهش
حقيقتي كه آشكار مينمايد و همواره از آن به عنوان يكي از عوامل كاهندهي درجهي موفقيت سياستها و برنامههاي اتخاذ شده در مسير دستيابي به توسعهي اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي پايدار ياد شده است، نبودن نظامي منسجم براي دست يافتن به آخرين اطلاعات فني و علمي در مقياس ملّی است؛ نقصاني كه نه تنها از كارايي پژوهشها ميكاهد كه هدررفت سرمايه و کارِ نيروي انساني را نيز در پي خواهد داشت. امّا نكتهي مهمتری كه اغلب مورد غفلت قرار میگيرد، تأكيد بر اين حقيقت است كه بهرهگيري از نوينترين و كاراترين سامانههاي پخش اطلاعات زماني كارساز و مؤثر خواهد بود كه اولاً بين کاردانی واقعی و عرضهي سيل آسای اطلاعات علمی و فنی پراکنده، تفاوت قايل شده باشيم و ثانياً اين سامانه از تغذيهي مطلوبي نيز ... ادامه مطلب |+| نوشته شده توسط محمد درویش در پنجشنبه 20 مهر1385 و ساعت 7:58 مراحل چهارگانهي دانايي!
ميگويند: امروزه در جهان پيشرفته، به دانايي چون يك محصول نگاه ميكنند و تجارت محصولات دانايي هر روز از اهميتي بيشتر برخوردار ميشود. اما دشواري از آنجا آغاز ميشود كه اجماع واحدي از مفهوم دانايي – دستكم در بين برخي از برنامهريزان – وجود ندارد. اما به راستي، دانايي چيست؟ بر پايهي تعريفي كه آلن بورتن جونز در سال 2002 ارايه داده است: «دانايي عبارت است از ...
ادامه مطلب |+| نوشته شده توسط محمد درویش در چهارشنبه 5 مهر1385 و ساعت 11:29 افزايش اعتبار مقالات ايرانيان در قلمرو محيط زيست و كشاورزي
يكي از معتبرترين نهادهاي ارزيابيكنندهي يافتههاي مكتوب علمي جهان، به نام مؤسسهي اطلاعات علمي - Institute for Scientific Information – يا همان «ISI»، اصطلاحي كه در بين نويسندگان ايراني و اصحاب قلم در حوزهي دانش بيشتر شهرت دارد، اخيراً خبرهاي خوشي را براي دانشيمردان و زنان ايراني منتشر كرده است. تازهترين گزارش اين نهاد كه در همين ماه جاري (سپتامبر 2006) منتشر شده است، حكايت از آن دارد كه در طول 10 سالهي گذشته (ژانويهي 1996 تا آگوست 2006)، رتبهي ايران از نظر تعداد ارجاعات به مقالات علوم زمين، بومشناسي و محيط زيست يك پله رشد داشته است؛ رشدي كه در علوم كشاورزي دو پله گزارش شده است. اين موفقيت به ويژه از آنجا اهميت مييابد كه بدانيم – به گزارش خبرنگار پژوهشي ايسنا - در طول 10 سالهي موصوف، رتبهي كل كشور از نظر تعداد ارجاعات نمايه شده، تغييري نكرده و در همان رتبهي 49 باقي مانده است. رخدادي كه نشان ميدهد، هموطنان دانشمند ما در حوزههاي ياد شده، توانستهاند با كوششي بيشتر نهتنها موقعيت دانش تخصصي خويش را در مقياس جهاني بهبود بخشند، بلكه جبران كمكاري ديگر همتايان خود را در ديگر حوزههاي علم هم كرده و از سقوط رتبهي ايران جلوگيري كنند! درود بر پژوهشگران و نامداران فرزانه، امّا بيادعاي وطن ... كاش قدرشان را بيشتر بدانيم. همين! |+| نوشته شده توسط محمد درویش در سه شنبه 28 شهریور1385 و ساعت 22:51 راهبردهاي كنوني و ظرفيتهاي پژوهشي برنامهي اقدام ملّي
ادامه مطلب |+| نوشته شده توسط محمد درویش در جمعه 17 شهریور1385 و ساعت 15:45 بنيانيترين انتظاري كه از پژوهش ميرود
|+| نوشته شده توسط محمد درویش در جمعه 17 شهریور1385 و ساعت 15:26 آنكس كه ميپندارد: همهي ميوهها با رسيدن توت فرنگي ميرسند ... – 5
در جهاني كه هر روز كوچكتر و بهم پيوستهتر از روز پيش مينمايد، بسياري از مسايل از جنبههاي محلي و بخشي فراتر رفته و در ابعادي ملّي يا جهاني با اثراتي چندلايه و متقابل قابل طرح شده است. رخدادي كه نشان ميدهد خُردنگري تا چه اندازه ميتواند فرصتها را سوزانده و امكان همپايي با رشدي متوازن و درخور را كمرنگ سازد. پنجمين و واپسين بخش از آفتهاي خُردنگري را از اين منظر پي گرفته و با عبارتي مشهور از پاراسلوس به پايان ميبرم ...
ادامه مطلب |+| نوشته شده توسط محمد درویش در شنبه 14 مرداد1385 و ساعت 2:50 كلام سحرانگيز پاستور و خُردنگري ما! - 3
«اگر مايل باشيم باور كنيم كه چنين است، زيرا ما چنين ميانديشيم، پيش از اظهارِ آن به خاطر داشته باشيم كه بزرگترين ناهنجاري ذهن آن است كه اجازه دهيم خواستههايمان، راهبرِ باورهايمان باشند.»
ادامه مطلب |+| نوشته شده توسط محمد درویش در جمعه 13 مرداد1385 و ساعت 14:0 چگونه بايد از خُردنگري فاصله گرفت؟ - 2
ما ز فردا نگرانیم که فردا چه کنیم؟ در ادامهي اين جستار كه چگونه بايد از خُردنگري فاصله گرفت و كارشناساني تصميمساز بارآورد - موضوعي كه به درخواست دوست و همكار عزيزم، محمّد خسروشاهي به رشتهي تحرير درآوردهام - ميخواهم بر عدم فقدان آمايش بهينهي امكانات در كشور به عنوان يكي از مصداقهاي بارز حاكميت خردنگري و بخشيانديشي در دوران كنوني تأكيد كنم ... پيوست: مرثيهاي براي چهارباغ اصفهان از منظر يك دوست! ادامه مطلب |+| نوشته شده توسط محمد درویش در جمعه 13 مرداد1385 و ساعت 11:54 خُردنگري؛ آفتي كه از آن گريزي نيست! - 1
در سال جهاني «بيابان و بيابانزايي» قرار داريم؛ بيابانزايي سوّمين تهديد جدي حيات در كرهي خاك محسوب ميشود و در ايران؛ كشوري كه بيش از 7/89 درصد از خاكش در قلمرو سرزمينهاي خشك واقع شده (يعني سرزمينهايي كه بيشترين استعداد را در بيابانزايي از خود نشان دادهاند)، نميتوان و نبايد اين تهديد را ناديده يا كمرنگ انگاشت. چرا كه به باوري قاطع ميتوان ادعا كرد: در قلمرو ايران زمين، بيابانزايي مهمترين و نخستين تهديد جدي زيست پايدار نسل امروز و فردا محسوب ميشود؛ تهديدي كه براي مهارش نيازمند فاصله گرفتن از خردنگري در عاليترين سطوح مديريت كشور هستيم؛ گرايهاي كه در اين نوشتار به برخي از مهمترين مصداقهايش اشاره شده است ... پيوست: جامعه جنگلباني ايران با اعلام هشدار نسبت به تخريب پارك جنگلي چغاسبز در استان ايلام، از قطع قريب الوقوع بيش از 18 هزار اصله درخت بلوط زاگرس و نابودي 70 هكتار از اراضي جنگلي اين پارك خبر داد. گزارش هومن را بخوانيد. تصاویری از زادگاه شهید شاه کوه محلی حمایت قاطعانه استاد رحیمی بروجردی و شاگردانش از محیط بانان ادامه مطلب |+| نوشته شده توسط محمد درویش در پنجشنبه 12 مرداد1385 و ساعت 1:8 چرا كاركنان، كاري را كه از آنان انتظار ميرود، انجام نميدهند؟
در سالهاي پاياني دههي هشتاد ميلادي يكي از مشاوران ارشد مديريت در ايالات متحده به نام فرديناند فورنيس[1]، نتايج پژوهشهاي دامنهدار و گستردهي خويش را در كتابي با عنوان: «چرا كاركنان، كاري را كه از آنان انتظار ميرود، انجام نميدهند؟» منتشر ساخت. وي در طول 15 سال از طريق جمعآوري نظريات بيش از بيست هزارتن از مديران مؤسسات در سراسر آمريكا به اين نتيجه رسيد كه مهمترين دلايل اين رخداد، سه عامل زير است: 1. كاركنان دلايل و ضرورت انجام دادن كار را نميدانند؛ 2. كاركنان چگونگي انجامدادن كار را نميدانند؛ 3. كاركنان نميدانند انجام يافتن چه كاري از آنها مورد انتظار است. او در هر سه مورد هم، اصليترين دليل وضعيت پيشآمده را ضعف مديريت و ناتواني يا ناآگاهي مدير از علم روز مديريت، معرفي كرده و رهنمودهايي براي مديران عرضه داشت[2]. پرسش اصلي اين است، هنگامي كه مشاهده ميكنيم در كشوري چون ايالات متحده آمريكا كه قدرت اصلي بازار در دست بخش خصوصي بوده و عملاً بر پايهي آموزههاي مبتني بر اقتصاد آزاد اداره ميشود؛ چنين بحراني در مديريت وجود دارد و تا اين حد از مديراني ناكارآمد در عاليترين سطوح بهره برده ميشود، تكليف كشورهايي نظير ايران روشن است؛ كشوري كه سالهاست به بهانههاي توهمزاي «دشمن در كمين است» و بايد «بين خودي و غير خودي و نخودي!» تفاوت قايل شد و خلاصه آنچه كه در تصاحب پستهاي مديريتي حرف نخست را ميزد، ثابت شدن «برادري» مدير بود تا «تخصص» وي. اينكه ما در طول سه دههي گذشته بيش از 600 ميليارد دلار صادرات داشتهايم – يعني در شمار يكي از 20 كشور نخست جهان از اين منظر قرار داريم - امّا كماكان از منظر پايداري سرزمين، بهداشت، توسعهي انساني، ظرفيت بحث و گفتگو، ريسك سرمايهگذاري، راندهمان كاري و در بين يكصد كشور نخست جهان هم جاي نميگيريم؛ خود گواه آن است كه مديريت حاكم بر سرزمين ارزشمندمان، تا چه اندازه در استفاده از شگردهاي نوين مديريت با لكنت زبان مواجه است. [1] Ferdinand F. Fourniee [2] Fourniee, Ferdinand F. 1988: Why Employees Don't Do What They're Supposed To Do and What to Do About ir. |+| نوشته شده توسط محمد درویش در جمعه 9 تیر1385 و ساعت 10:13 آيا «خلاقيت» هنوز هم ارزش ديروز را دارد؟!
ترديدي وجود ندارد كه در دورهي كنوني كه آن را سزاوارانه «دورهي مديريت برنامهريزي در عصر دانش، فضاي مجازي و دنياي سايبر[1]» لقب دادهاند، بين توسعهي اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي كشورها با نيروي انساني متخصص و متعهد رابطهاي مستقيم موجود خواهد بود؛ حقيقتي كه در بسياري از كتابها، مقالات و جستارهاي دانشگاهي مورد تأكيد قرار گرفته و از ابعاد گوناگون مطالعه شده است. در عصر مديريت دانش[2]، مؤلفههايي نظير شناخت مسايل و مشكلات جديد، شناسايي قابليتها و كاستيهاي موجود در زمينههاي گوناگون، امكان سياستگذاري در امر پژوهش و تعيين اولويتهاي پژوهشي، امكان برنامهريزي و پايش فعاليتهاي پژوهشي، شناسايي نيروهاي متخصص و برنامهريزي براي به كارگيري آنان، اعتلاي سطح پژوهشي با افزايش استفاده از نتايج آنها، افزايش بهرهوري در نظامهاي فرهنگي، اجتماعي و اقتصادي با استفاده از نتايج پژوهشهاي انجام شده و پيشگيري از دوبارهكاريها، كاهش فاصلهي زماني بين توليد و استفاده از اطلاعات و جلوگيري از كهنه شدن آنها، كاهش هزينه و زمان دسترسي به اطلاعات، امكان دسترسي به كليهي گزينههاي موجود در برنامهريزي، تصميمگيري و حل مسايل، توازن و تنظيم فعاليتها در فرآيند توسعهي ملي و منطقهاي، امكان دسترسي به اطلاعات مرتبط و نامرتبط با برنامههاي توسعه، امكان پيشگيري از واردات بيرويه و بدون كاربردِ اطلاعات از خارج، صادرات اطلاعات به خارج از كشور و سرانجام توسعهي مرزهاي دانش از اهميتي دوچندان برخوردار بوده و در تضمين امنيت ملّي و ايجاد كشوري مقتدر و مستقل نقشي انكارناشدني برعهده خواهد داشت؛ دورنمايي كه تحقق آن در گرو توليد، گردآوري، سازماندهي، ذخيره و اشاعهي اطلاعات با امكان بازيابي مناسب و درك درست چالشهاي مديريتي قرن بيست و يكم است. راست اين است كه در سدهي پيش رو، جستارهايي نظير راهبردهاي رقابتي، رهبري، خلاقيت و نوآوري، كار گروهي و فناوري كه تا امروز از اهميتي ترديدناپذير برخوردار بودند، ديگر كارايي چنداني نخواهند داشت و جاي خويش را به گرايههايي مانند: «نهاد مديريتشده»، «بهرهوري كاركنان علمي[3]»، «سازماندهي اطلاعات» و «نحوهي مديريت بر خود» خواهند داد[4]. 3 سايبر پيشوندي است براي توصيف يك شخص، يك شي يا يك ايده كه مربوط به دنياي رايانه و اطلاعات باشد. اين واژه از لغت يوناني Kybernetes به معني سكاندار يا راهنما مشتق شده است و نخستين بار با عنوان سايبرنتيك توسط رياضيداني به نام نوربرت وينر به كار برده شد. تاكنون بيش از دهها تركيب متفاوت از اين واژه ساخته شده است؛ دنيا يا فضاي سايبر(Cyberspace)، يكي از آن تركيبهاست كه به مجموعهاي از ارتباطات دروني انسانها از طريق رايانه و مسايل مخابراتي بدون در نظر گرفتن جغرافياي فيزيكي اطلاق ميشود. اين واژه نخستين بار توسط ويليام گيبسون در داستان علمي تخيلي Neuromoncer به سال 1984 به كار برده شد. يك سامانهي باز و فعال (On Line) نمونهاي از فضاي سايبر است كه افراد واقع در آن ميتوانند از طريق پست الكترونيك (E-mail) با يكديگر ارتباط برقرار كنند. نكتة درخور توجه آن است كه برخلاف فضاي واقعي، در فضاي سايبر نياز به جابجاييهاي فيزيكي نيست و كليهي اعمال فقط از طريق فشردن كليدها يا حركت موشواره (ماوس) صورت ميگيرد. [2] Knowledge Management [3] 9 سال پس از انتشار مصاحبهي دراكر با مجلهي تايم، وي در واپسين كتابش چنين مينويسد: «بهرهوري كارگر علمي، بزرگترين چالش مديريتي قرن بيست و يكم است. افزايش بهرهوري كارگر علمي در كشورهاي توسعهيافته، رمز و ضرورت بقاء آنهاست. كشورهاي توسعهيافته، به هيچ طريق ديگري نميتوانند به حفظ كيان خود اميدوار باشند، چه رسد به حفظ رهبري و حفظ سطح زندگيشان ... و ما امروز در مورد اين مسأله همان قدر ميدانيم كه يكصدسال پيش در مورد بهرهوري كارگران يدي ميدانستيم.» [4] دراكر، پيتر اف. 1999: چالشهاي مديريت در سدهي 21 (برگردان محمود طلوع، 1378). تهران. مؤسسه خدمات فرهنگي رسا (چاپ سوم: 1382)، 237 صفحه. |+| نوشته شده توسط محمد درویش در پنجشنبه 8 تیر1385 و ساعت 16:31 رمز ثروتمندشدن كشورها در چيست؟
«صورت يك مسأله غالباً اساسيتر از حل آن است. حل مسأله ممكن است فقط مستلزم مهارتهاي تجربي و يا رياضي باشد، حال آنكه طرح پرسشهاي نو، امكانات جديد و بررسي مسايل قديمي از ديدگاهي تازه نيازمند ذهني خلاق و مبين آزمودگي فرد در علوم است.» آلبرت اينشتين در آغازين روزها از واپسين دههي قرن بيستم، مجلهي پرشمارگان «تایم» گفتگويي متفاوت با پيتر فرديناند دراكر[1]، استاد سالخوردهي دانشگاه هاروارد - مردي كه بسياري او را بزرگترين معلم مديريت در قرن بيستم ميدانند - به انجام رساند؛ گفتگويي كه هنوز هم به رغم گذرِ نزديك به 17 سال از انتشارش، آنهم در عصر شتابندگي تاريخ كه فاصلهي تحولات در آن بسيار كوتاه شده و حجم دادههاي توليد شدهاش هر 12 تا 18 ماه دو برابر ميشود[2]، سخت خواندني مينمايد. وي در توصيف كليديترين شناسهي سدهي بيست و يكم ميلادي ميگويد: «آشكارترين و مهمترين ويژگي دنياي قرن بيست و يكم كه تغييرات سياسي بسيار پويايي دارد، اين است كه ما در جامعهاي "فراتجاري" زندگي خواهيم كرد. در اين دنيا باز هم تجارت و داد و ستد مهمترين چيز و آزمندي و فزونخواهي، فراگيرتر از گذشته است. امّا ارزشهاي مورد اعتقاد مردم، ديگر نه ارزشهايي تجاري كه ارزشهايي حرفهاي خواهند بود. بيشترِ مردم ديگر اجزاي تشكيلدهندهي جامعهي تجاري به شمار نميآيند، بلكه اجزاي جامعهاي ديگر ميشوند و آن جامعهي دانش است.» كيست كه درصدد انكار يا كمرنگساختنِ نقش بنيادي پژوهش در چنين جامعهاي باشد؟ اصولاً آيا ميتوان شهروندانِ جامعهي دانش را بيرغبت يا حتّي بيتفاوت نسبت به روندِ گسترش مؤلفههاي پژوهشمداري در هر يك از اركان برنامهريزي و تصميمگيري زادبوم پنداشت؟ از طرفی، هر چند که هنوز به پايان نخستين دهه از نخستين سدهي هزارهي سوّم نيز نرسيدهايم، امّا به نظر میرسد هر روز که میگذرد بيشتر از پيش میتوان به شواهدی معتبرتر |




