ديروز آخرين روز از نشست مشترك هيأت ايراني و عراقي در بارهي ريشهيابي و مهار مشكل تشديد كانونهاي بحراني فرسايش بادي در كشور عراق بود؛ كانونهايي كه تظاهراتش در غالب ريزگرد تا تهران هم رسيد و خس و خاشاك تهراني را هم غبارآلود كرد! نکرد؟
نكتهي حيرتانگيز ماجرا اين است كه ظاهراً نمايندگان وزارت نيرو به عنوان يكي از پايههاي اصلي براي ريشهكني اين بحران ناديده انگاشته شده و محترمانه حذف شدهاند!

گزارش امير سررشتهداري عزيز خود گوياي ماجرا هست. اميدوارم كه تا كار از كار نگذشته، آب را وارد معادلهي درمان ريزگردهاي عربي كنيم.
درج نظر
+ نوشته شده در سه شنبه 26 آبان1388ساعت 14:25  توسط محمد درویش
امروز مهمان مردم نجیب و خونگرم شال در استان قزوین بودم. آبادبومی کهن که مردمانش با زبانی اختصاصی به نام تاتی صحبت میکنند (گویا یکی از صاحبمنصبان بانک جدید تات هم اهل همین دیار است) و یکی از بخشهای شهرستان بویینزهرا محسوب میشود. آنها در پی راهاندازی و استحصال انرژیهای نو، به ویژه باد و خورشید در منطقهی خود بودند و مشتاقانه امکانات و خدمات فنی را مطالبه میکردند ...
ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه 15 آبان1388ساعت 21:31  توسط محمد درویش

خوشحالي هم دارد. چه اگر زايندهرود را از اصفهان كسر كنيم، يعني طراوت و نشاط و بركت را از اين ديار تمدنساز حذف كردهايم ...
ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه 13 آبان1388ساعت 11:18  توسط محمد درویش
+ نوشته شده در چهارشنبه 13 آبان1388ساعت 10:1  توسط محمد درویش
نخستين ماه از سال آبي 89-1388 هم به پايان رسيد و البته نتايج حاصل از آن
بسيار نگرانكننده است. تقريباً كمتر ميشود سالي را به ياد آورد كه در آن
سرزمين وطن اين گونه سرخپوش شده و سبزينگي رنگ باخته باشد. اوضاع به نحوي
است كه ميتوان دقيقاً – به ويژه در اصفهان – وضعيت را وارونهي سال پيش
دانست. يعني آنجاهايي كه سال گذشته وضعيت خيلي بدي داشتند، مثل ارتفاعات
گلپايگان و خوانسار و اليگودرز و يا دهلران و چند نقطهي محدود ديگر در
شرق گلستان، شمال اردبيل و مركز كرمان؛ اينك روزگاري سبز را تجربه كرده و
ميزان ريزشهاي آسمانيشان نسبت به ميانگين درازمدت بسيار بيشتر است. اما
در عوض حدود 85 درصد خاك وطن و 90 درصد مساحت استان اصفهان غرق در خشكسالي
شديد و خيلي شديد است ...
ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه 6 آبان1388ساعت 11:27  توسط محمد درویش
سرانجام با سپري شدن واپسين ماه سال آبي 88-1387، پرونده يكي ديگر از
سالهاي خشك ايران بسته شد تا همچنان براي سال آبي جديد، چشم به مهر آسمان
بدوزيم و از پروردگار مهربان عاجزانه بخواهيم كه رنگ سبز را دوباره به وطن
بازگردانده و قرمز را از خويش دور كند ...
ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه 12 مهر1388ساعت 15:20  توسط محمد درویش

تکرار فاجعهی پریشان در گندمان! لاکپشتهای سوخته در آتش نابخردی ما
همان گونه که در یادداشت پیشین هم با نگرانی هشدار داده بودم؛ سرانجام نخستین لاشههای سوختهی زیستمندان بیگناه ساکن در تالاب گندمان هم کشف شد و خاطرهی تلخ لاکهای سوختهی پریشان، این بار در گندمان تکرار شد تا پریشانحالی طرفداران محیط زیست کامل شود ...
ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه 5 مهر1388ساعت 1:18  توسط محمد درویش

نقشهای که ملاحظه میکنید، پراکنش مکانی چشمههای تولید گرد و خاک را در منطقهی بینالنهرین در سال گذشته نشان میدهد؛ همان طور که آشکار است، برخی از این چشمهها در کشورهایی چون ترکیه، عربستان، کویت، اردن و ایران قرار دارد. امّا اغلب این مراکز ناپایدار در عراق و سوریه مستقر هستند. ابعاد فاجعه هنگامی ملموستر میشود که پراکنش و وسعت این چشمههای تولید گرد و خاک را با نقشه سال 1368 مقایسه کنیم - در یادداشت قبلی - تا دریابیم که چه فاجعهای در کشور همسایهی غربی ما بعد از پایان جنگ تحمیلی ایشان بر علیه ایران رخ داده است ...
ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه 3 مهر1388ساعت 18:57  توسط محمد درویش

در ادامه یادداشت قبلی، میکوشم تا به مهمترین فرازهای پژوهش نادر جلالی اشاره کنم:
توفانهاي گرد و غبار و ماسهاي همواره مناطق مختلفي از كره زمين و كشورهاي منطقه و ايران را تحت تاثير قرار داده و ميدهند. دست کم از 3 دهه پیش تا امروز، توفانهايي در منطقه غرب و جنوبغرب ايران و نیز كشورهاي همسايه آن به وقوع پيوسته است و در مواردي هم، اين توفانها گرد و غبار و ماسههاي مناطق مستعد را به همراه خود جابجا كرده است. ليكن شدت اين توفانها و غلطت مواد حمل شده در آنها به حدي كه در ماههاي گذشته اتفاق افتاده نبوده است ...
ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه 3 مهر1388ساعت 0:9  توسط محمد درویش
در ادامه
یادداشت پیشین، اینک در بخش دوم می کوشم تا نشان دهم متهم اصلی خشکیدگی زاینده رود و گاوخونی کیست یا چیست؟!

ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه 29 شهریور1388ساعت 6:15  توسط محمد درویش

همان گونه که پیشتر قول داده بودم، از ماجرای عبرتآموز قحطی آب در بستر مشهورترین رود مرکزی ایران – زاینده رود – بیشتر خواهم نوشت … اینک میکوشم تا سخنرانی خویش را که در صبح روز پنج شنبه، چهارم شهریورماه ۱۳۸۸ در «همایش بررسی علل بحران زایندهرود» ارایه دادم، منتشر سازم.
مهمترین دریافتی که کوشیدم در این سخنرانی و با مخاطبان دلنگران اصفهانی در میان نهم؛ اشاره بر این واقعیت بود که تداوم خشکی بستر زاینده رود و نابودی تالاب گاوخونی میتواند مهمترین تهدید تمدّن دیرینه و افتخارآمیز اصفهان باشد؛ تمدّنی که دست کم دو هزار سال تاریخ مکتوب دارد و ما امروز باید نشان دهیم که توانمان برای حفظ این تمدن کمتر از پدرانمان نبوده و نیست.به سخنی صریح تر، تلخی امروز دیار زنده رود نتیجه نگاه نابخردانه ما به مواهب طبیعی است و نه قهر طبیعت ...
ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه 29 شهریور1388ساعت 5:58  توسط محمد درویش

در ادامه مجموعه گزارشها و تحلیلهای مرتبط با وضعیت خشکسالی کشور - که با استفاده از نقشهها و دادههای تولید شده توسط همکاران سختکوش اصفهانیام در پایگاه استانی مدیریت خشکسالی کشاورزی اصفهان، انجام میشود – اینک میشود با اطمینان بیشتری از وضعیت اقلیمی کشور در سال آبی 88-1387 سخن گفت؛ چرا که یازده ماه از سال سپری شده و فقط شهریور باقی مانده است ...
ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه 27 شهریور1388ساعت 8:55  توسط محمد درویش

ساعتی پیش از دیار شیخ بهایی عزیز – اصفهان – برگشتم. رفته بودم تا در «همایش بررسی علل بحران زایندهرود» شرکت کنم. همایشی که دستکم از دو نظر، کمنظیر بود؛ یکی موقعیت مکانی محل برگزاری همایش – که عبارت بود از کف بستر خشکیدهی زایندهرود در جوار سی و سه پل – و دیگری، تعدد چشمگیر شرکتکنندگان حاضر در همایش و حضور کمسابقهی مردم.
این همایش با همت جمعيت حمايت از منابع طبيعي و محيط زيست« پيام سبز» و حمایت شوراي اسلامي شهر اصفهان، شهرداري اصفهان، سازمان نظام مهندسي كشاورزي و منابع طبيعي استان اصفهان، سازمان نظام مهندسي ساختمان اصفهان و كانون خبرگان كشاورزي استان اصفهان برگزار شد. با این وجود به نظر میرسد، جای کارشناسان وزارت نیرو و نخبگان مرتبط از استانهای چهارمحال بختیاری، یزد، کرمان، قم و خوزستان خالی بود.

زایندهرود، میراثی جهانی و متعلق به تمام بشریت است. مردمان دیار زندهرود در طول چند هزار سال گذشته، سزاوارانه نشان دادهاند که استحقاق برخورداری از این رود زاینده و حیات بخش را در فلات مرکزی ایران دارند. بنابراین، دلیلی ندارد که از تعامل و هماندیشی و همافزایی با دیگر کارشناسان استانهای مرتبط برای یافتن خردمندانهترین راهکار پایداری این شاهرگ حیاتی ایران مرکزی و نگین فیروزهای انتهاییاش - تالاب بینالمللی گاوخونی - پرهیز کنند.
نگرشهای بخشی هرگز نتوانسته و نمیتواند به پایداری سرزمین کمک کند؛ اگر میخواهیم به درستی دلایل مرگ زایندهرود را بازیابی کرده و با شجاعت به جراحی و درمان بیماری مدیریتی حاکم بر این سامانه همت گماریم، باید نشان دهیم که از شنیدن حرف حق نمیهراسیم.
مگر نه این است که همهی ما ایرانی هستیم و باید برای اعتلای نام بلند ایران بکوشیم؟
در بارهی این همایش، موضوعات مطرح شده در آن، سخنرانی خویش و بازتابهای آن بیشتر خواهم نوشت.
تا آن زمان یادمان باشد که میخواهیم در بارهی پهنهی آبشناختیای صحبت میکنیم که زادگاه بزرگان و فرزانگانی چون شیخ بهایی بوده و فراخی آن بیش از سه برابر استان گیلان است؛ آبخیزی که هر قطرهی آبش برای این که از سراب تا پایاب برسد، باید 405 کیلومتر راه را طی کنید که از این منظر، زایندهرود را باید یازدهمین رودخانهی طویل کشور در بین 123 رودخانه مهم ایران دانست؛ رودخانهای که با دبی متوسط سالانهی 41 مترمکعب بر ثانیه، پانزدهمین رودخانهی پرآب کشور هم به حساب میآید و از همه مهمتر آن که صدها هزار سال است که از برکت زایندهرود، تالابی به بزرگی پایتخت ایران در پایابش آفریده شده و حیات را تطهیر کرده و میکند؛ تالابی بینالمللی و منحصر به فرد که به حق او را: «نگین فیروزهای کویر» مینامند.
بیاییم کاری نکنیم که اگر آن شیخ فرزانه و خردمند امروز میزیست، نفرینمان میکرد!
در همین باره:
- فروش آب رودخانه زايندهرود به طور موكد ممنوع شود!
- ما به مجلس ترحيم زايندهرود آمدهايم!
- توسعه بیش از حد بخشهای مختلف زاینده رود را خشک کرد
- نگاههای نگران به زاینده رود
- مردم بيش از مسوولان نگران وضعيت زاينده رود هستند
- همایش بررسی علل بحران زاینده رود
- بحران آب در اصفهان
- زنده رود در اینجا همچنان زاینده رود است! باورتان میشود؟
درج نظر
+ نوشته شده در جمعه 6 شهریور1388ساعت 22:38  توسط محمد درویش

آیا نهالکاری میتواند نفوذ گرد و غبار به کشور را مهار کند؟!
در پیشانی درگاه مجازی سازمان جنگلها، مراتع و آبخیزداری کشور یک خبر – ظاهراً – خوشحال کننده میدرخشد که البته ممکن است گمراه کننده باشد!
این که قرار است سالی 600 کیلومتر مربع بر وسعت پوششهای جنگلی کشور در جنوب و غرب کشور افزوده شود، بیشک میتواند خبر مسرتبخشی باشد؛ امّا این که قرار است به مدد این جنگلکاریها – آن گونه که در تارنمای سازمان جنگلها آمده است – نفوذ گرد و غبار به داخل کشور را از سمت غرب و جنوب کاهش دهیم، یا نمیدانیم که درست نیست یا درست است که نمیدانیم!

در حقیقت، شاید بتوان با درختکاری، اندکی از شدت توفان شن (Sand Storm) را کاست و از سرعت حرکت ذرات درشتدانهتر در نزدیکی سطح زمین کاست؛ امّا بی شک نخواهیم توانست به مدد هر مانع سبز یا غیر سبز دیگری، از نفوذ ذرات ریز و گرد و غباری جلوگیری کنیم که چندین کیلومتر بالاتر از سطح زمین در حرکت هستند.
به دیگر سخن، برای مهار ریزگردها (haze) و یا آنچه که اصطلاحاً از آن با عنوان dust storm (توفانهای گرد و غبار) یاد میشود، چارهای نداریم جز آن که به سراغ منشأ برخواستن این ذرات ریز رفته و به اصطلاح، چشمههای تولید ریزگردها را پیش از برخواستن از زمین شناسایی و تثبیت کنیم.

مؤخره:
به نظر میرسد پس از آن که آن معمار زیرک و جوان سوئدی تصمیم گرفت با احداث یک دیوار شش هزارکیلومتری، بیابانزایی را در صحرای آفریقا مهار کند، برخی از دوستان هم به هوس افتادهاند که با احداث دیوارههای سبز، در برابر ریزگردهای دو میکرونی عربی قد علم کنند! غافل از این که با احداث دیواره های سبز و نهالکاری در نوار مرزی جنوب و غرب فقط می توان مانع نفوذ خس و خاشک شد؛ آن هم تا حدودی!
درج نظر
+ نوشته شده در دوشنبه 26 مرداد1388ساعت 0:22  توسط محمد درویش
مردمان دیار تفتدیدهی اردستان، امسال رؤیاییترین سال خود را سپری کرده و در طول 10 ماه گذشته (مهر 87 تا پایان تیر 88) 122 میلیمتر بیشتر از میانگین 30 ساله از آسمان رحمت گرفتهاند ...
ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه 10 مرداد1388ساعت 0:32  توسط محمد درویش
بررسی نقشههای وضعیت خشکسالی ایران از مهر 1387 تا پایان خرداد 1388 نشان میدهد که لکههای سبز رنگ گام به گام در حال پیشروی هستند. کافی است به آخرین گزارش نگارنده - با عنوان: روزگار خشک گربه ایران - که وضعیت کشور را تا پایان اردیبهشت ماه ارزیابی کرده بود، مجدداً بنگرید تا دریابید که شمار این لکههای خوشرنگ که نوید ترسالی و گریز از خشکسالی را میدهند، چگونه از 5 به 12 افزایش یافته و اینک علاوه بر نطنز، ایرانشهر، چاه بهار، بیرجند و تربت جام؛ مناطق بیشتری در اطراف شهرستانهای کاشان، کنگاور، ماکو، یزد، رفسنجان، خاش و رباط به رنگ سبز آغشته شدهاند. همچنین به موازات پیش روی رنگ سبز، شاهد عقبنشینی گام به گام رنگ قرمز در نواحی جنوب و غرب کشور هم بودهایم، به نحوی که از 9 لکهی قرمز رنگ – که نشاندهندهی شدت خشکسالی بیش از 60 درصد میانگین 30 ساله است – اینک به سه لکهی محدود خشکسالی بسیار شدید در اهواز، بهبهان و لار رسیدهایم ...
ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه 19 تیر1388ساعت 13:12  توسط محمد درویش
چندي پيش، يعني دقيقاً در بيست و دومين روز از مرداد ماه 1387، وقتي پاي سخنراني عباس كشاورز، معاون بازنشسته وزير كشاورزي در همانديشي تخصصي خشكسالي و پيامدهاي آن نشسته بودم، از شنيدن اين خبر كه حدود 11 ميليون تن يا 47 درصد TDNعلوفهي مورد نياز دام كشور در سال جاري به دليل خشكسالي كاهش يافته است، حيرت نكردم. مهندس كشاورز در همان نشست اعلام كرد: ما چارهاي نداريم جز آن كه – دست كم - يك تا دو ميليون تن علوفه در سال جاري وارد كنيم (موضوعي كه نگهدار اسكندري، عاليترين مقام مسئول در حوزهي مديريت مراتع كشور نيز در همين نشست تخصصي بر آن صحه نهاد). از همين رو، وقتي امروز مصاحبهي محمّد حسين انصاريفرد، مديركل روابط عمومي وزارت جهاد كشاورزي را خواندم كه در آن از واردات علوفه و جو به منظور شكستن قيمتها سخن گفته و مژده داده بود كه دولت ميخواهد قيمت علوفه را از كيلويي 500 تومان به 290 تومان كاهش دهد، باز هم حيرت نكردم.
امّا شما بگوييد: چگونه با چنين شرايطي ميتوان از كنار اين خبر به راحتي گذشت و چشم بر روي صف كاميونهايي كه علوفهي ايراني را به مقصد كشورهاي عربي آن سوي خليج فارس اهدا ميكنند، بست؟! آيا اينگونه ميخواهيم تراز صادرات غيرنفتي خود را افزايش دهيم؟!

ميگويند: در جهان امروز ديگر نميتوان از «هماهنگي» به عنوان يكي از وظايف «مديريت» نام برد؛ چرا كه در حقيقت، «هماهنگي» امروز، يعني: «مديريت».
و آنچه كه در صحنهي صادرات و واردات حيرتانگيز علوفه به كشور رخ داده است، شاهدي گويا در تشريح اين مدعاست كه آنچه كشور را بيش از خشكسالي اقليمي در تنگنا و فشار قرار داده است، «خشكسالي مديريتي» است!
همين.
درج نظر
+ نوشته شده در دوشنبه 4 شهریور1387ساعت 0:50  توسط محمد درویش