تبليغاتX
مهار بيابان‌زايي

اشتیاق مردم و مسئولین محلی در استان قزوین برای سرمایه‌گذاری در حوزه‌ی انرژی‌های پاک


    امروز مهمان مردم شریف  دیار عبید زاکانی و علی‌اکبر دهخدا – قزوین – بودم تا در حضور عالی‌ترین مقامات صنعتی استان و جمعی از سرمایه‌گذاران محلی، امکانات و علاقه‌مندی طرفین را به استحصال انرژی‌های نو در استان ارزیابی کنم. خوشبختانه از هر دو طرف چراغ سبز آشکارا چشمک می‌زد و من امیدوارم استان قزوین بتواند روزی با پیشگامی در این حوزه – به ویژه از منظر انرژی بادی – گامی استوار در مسیر توسعه‌ی پایدار و کاهش وابستگی معیشتی به سرزمین بردارد؛ رخدادی که سبب شده روند اُفت سطح آب‌زیرزمینی، به ویژه در دشت‌های جنوب شرقی استان به مرزهایی نگران‌کننده برسد.
    جالب اینجاست که هم‌اکنون بخش صنعت تأمین‌کننده‌ی بیش از نیمی از اشتغال استان است؛ در حالی که تنها 2 درصد از آب قابل استحصال قزوین را به خود اختصاص می‌دهد، در صورتی که بخش کشاورزی حدود 93 درصد از آب قابل استحصال استان را مال خود کرده، آن هم در حالی که کمتر از 25 درصد اشتغال را راهبری می‌کند.

درج نظر

+ نوشته شده در  جمعه 29 آبان1388ساعت 22:26  توسط محمد درویش 

نوشخند شکوفه‌های سیب به نیشخند سوزان گندمان!

شکوفه سیب در آبان 1388 بر ساحل غربی تالاب گندمان - عکس از وبلاگ طبیعت بختیاری

      هومان خاکپور عزیز در واپسین یادداشتش خبرمان داده که به رغم آتش سوزانی که بیش از یک ماه زیستمندان گندمان را آزار داد – و البته اینک به لطف باران پاییزی، کاملاً سرد و خاموش شده است – طبیعت با گشاده‌رویی مثال‌زدنی‌اش آن خشم انسان‌ساز را با گل‌های سفید و صورتی پاسخ داده است!
     هرچند که ظهور شکوفه‌ها در این فصل، هرگز نمی‌تواند خبر خوشی برای درخت و سالی پربار در بهار آینده باشد. چرا که نشان از تنشی محیطی داده که سامانه‌ی زیستمندی درخت را متأثر کرده است.
     با این وجود، کامنت مرضیه ناظری عزیز و تعبیر عاشقانه‌ی او از واقعیت رخ‌داده، سخت به دلم نشست و دوباره یادم افتاد که در مواجهه با طبیعت و هر آنچه در اوست:

دچار باید شد
و دچار یعنی:
تعبیر عاشقانه‌ی اشکال ...

     درست مثل عباث که وقتی زندگی به او نقره می‌داد، او سیب‌های طلایش را سخاوتمندانه بین مردم پخش می‌کرد تا بشود زندگی ... بشود ضرب زمین در ضربان دل ما ...

    بیاییم از طبیعت بیاموزیم و نوشخندمان را ارزانی نیشخند زمانه کنیم.

                                                                                                  همین.

                                                       درج نظر

+ نوشته شده در  چهارشنبه 13 آبان1388ساعت 23:54  توسط محمد درویش 

زنده‌رود زنده شد ؛ چه كنيم تا اين زندگي را مرگ نباشد؟

كاري نكنيم كه شادي اين جوان دف زن به غم بدل شود!

     خوشحالي هم دارد. چه اگر زاينده‌رود را از اصفهان كسر كنيم، يعني طراوت و نشاط و بركت را از اين ديار تمدن‌ساز حذف كرده‌ايم ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 13 آبان1388ساعت 11:18  توسط محمد درویش 

انتقاد نرم از تباهي 8 هزار تن گندم در اصلاندوز مغان!

مطابق بسياري از سال‌هاي سپري شده‌ي روزگار ما، باز هم خبر رسيد كه هشت هزارتن گندم ناقابل در اثر عدم رعايت اصول علمي جانمايي و دپو و نگهداري، در استان اردبيل نابود شد. اين كه مي‌گويم «ناقابل» براي آن است كه عالي‌ترين مقامات سياسي و قضايي استان در مواجهه با اين رخداد ناگوار، تنها به «انتقادي نرم» از مسئولاني پرداختند كه سبب ساز چنين فساد كم‌نظيري در راهبردي‌ترين محصول ايران شدند. وگرنه ارزش ريالي آنچه كه در چند ساعت از دست رفت با تمامي بودجه سالانه‌ي پژوهشي بزرگترين نهاد متولّي تحقيقات منابع طبيعي كشور برابري مي‌كند ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 14 مهر1388ساعت 10:46  توسط محمد درویش 

جدال سبز و قرمز در صحنه شطرنج مدیریت حاکم بر سرزمین!

طرحی گویا از محمود تبریزی عزیز

     طرحي از محمود تبريزي در روزنامه جام جم ديدم كه عجيب مرا به ياد جدال نگران‌کننده و نابرابري مي‌اندازد كه اين روزها بين سپاهيان سبز در منابع طبيعي و محيط زيست از يك سو با توسعه‌سالاران طبيعت‌ستيز از سوي ديگر در جريان است ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 2 مهر1388ساعت 9:27  توسط محمد درویش 

نابودی اکثریت به دست اقلیت!

نابودی اکثریت به دست اقلیت را محکوم می کنیم ... الله اکبر!


    به این می‌گویند یک تیتر کاملاً هوشمندانه در خبرگزاری مستقل محیط زیست ایران! تیتری که هم حرفش را با ظرافت می‌زند و هم با درایت نمی‌زند! شگردی که فقط از ناصر کرمی و ایرن برمی‌آید و بس!
    درود بر او که بهتر از همه‌ی ما می‌داند چگونه بر روی طناب تلاطمات سیاسی ایران راه خود را برود و حرف خود را بزند و گزک هم دست نااهلان ندهد!
    به امید روزی که اقلیت به قدرتی برابر با همان 25 درصد قانع شود و بگذارد اکثریت هم نفس بکشد؛ آرزویی که در صورت اجابت می‌توان مطمئن بود که فرآیندهای کاهنده‌ی کارایی سرزمین در وطن متوقف شده و شعار این تارنما – یعنی مهار بیابان‌زایی – تحقق خواهد یافت.

                                                               درج نظر

+ نوشته شده در  جمعه 12 تیر1388ساعت 0:47  توسط محمد درویش