تبليغاتX
مهار بيابان‌زايي - گارد منابع طبيعي و حديث جنگل زيباي مُلِه‌‌گاله

مهار بيابان‌زايي

بیابان‌زایی، سومین بحران جهانی و نخستین خطر منطقه ای است که حیات را نشانه رفته است.


محمد طيبي‌خرمي
عضو هيأت علمي مركز تحقيقات كشاورزي و منابع طبيعي استان فارس


مقدمه
           جنگل مُلِه‌گاله كه از جنگل‌هاي بسيار زيبا و منحصر‌به فرد استان فارس به شمار مي‌آيد، در كيلومتر 60 جنوب شهر شيراز و در حوزه استحفاظي اين شهرستان قرار مي‌گيرد. اين جنگل در يكي از سرشاخه‌هاي سدّ در حال احداث تنگاب ‌فيروزآباد واقع شده است. گونه‌ي غالب درختي اين توده‌ي جنگلي، بلوط( Quercus brantii ) و درختان بنه (pistaciaa atlantica ) ، افرا (Acer monspessulanum) و درختچه‌هاي ارژن و تنگرس(.Amygdalus spp)، تركيب اصلي پوشش‌ گياهي آن ‌را تشكيل مي‌دهند. تراكم درختان بلوط 136 تا 150 اصله در هكتار و تاج‌پوشش جنگل 20 تا 25 درصد است. بخش عمده‌ي اين جنگل، در دشت و دامنه‌ها قرار مي‌گيرد.

گارد منابع طبيعي
تشكيل گارد منابع طبيعي بعد از چند دهه فراموشي، از اقدامات اوليه‌ي مدير كل جديد منابع طبيعي و آبخيزداري استان فارس بود. از منظر صاحب نظران منابع طبيعي و به‌ويژه متخصصان علوم اجتماعي به‌نظر مي‌رسد، احياي مجدد ايده‌ي گارد منابع طبيعي با سياست تائيد‌شده‌ي علمي و جهانيِ مشاركت بهره‌برداران عرصه‌هاي طبيعي در مديريت، حفظ، احياء و توسعه منابع طبيعي ( كه در دهه‌هاي اخير در منابع طبيعي در حال احياء است) منافات داشته باشد. دلسوزان منابع طبيعي نگران هستند كه نكند سياست گارد‌ جنگل كه اثر آن در حفاظت منابع طبيعي گذشته، زير سؤال رفته و به بايگاني سازمان جنگل‌ها و مراتع سپرده شده بود، با شكل و شمايل جديد در آينده، اثرات سوء در منابع طبيعي داشته باشد.
         آقاي مدير كل ما شما را متهم نمي‌‌كنيم كه چون مدت طولاني با يك تشكيلات نظامي سروكار داشته‌ايد، شايد قصد داريد كه ايده‌ي نظامي را در منابع طبيعي ترويج كنيد. ما معتقديم كه گارد جنگل با آن شكلي كه شما در منابع طبيعي ترسيم كرده و تعريف نموده ايد، شايد براي مقطع كوتاهي بتواند كار‌آيي خود را به اثبات برساند. ولي اگر قصد نداشته باشيد كه گزينه‌ي ديگري جايگزين آن بكنيد، ادامه فعاليت آن با اين شكل و شمايلي فعلي، براي آينده منابع طبيعي خطرناك است. چرا نگران هستيم؟ چون تفكر نظامي‌كه اسلحه زبان اصلي آن است، به مرور و با پشتوانه دولتي، پاي افراد ناصالح را در اين تشكل رسمي باز مي‌كند. اين افراد ، با سازو كارهايي كه در عرصه ياد مي‌گيرند، به پشتوانه مديريت دولتي و زيرچتر منابع طبيعي، هسته‌هاي زيرزمينيِ زمين خواري و مخربين در منابع طبيعي را شكل خواهند داد. اعتماد بهره‌برداران سلب خواهد شد وبه‌تدريج اراضي را از دست مردم بسيار ساده و بي ريايي كه قرن‌ها از اين  عرصه‌ها بهره برداري كرده اند، خارج خواهند كرد.به همين دليل از عاقبت و آينده ي اين تشكيلات بايد نگران شد. مطمئن باشيد اگر تار و پود نظامي در پيكره منابع طبيعي تنيده شد، ريشه رويشگاه هاي طبيعي را خواهد سوزاند.
              آقاي مديركل اين يك هشدار جدي است. به اعتقاد ما، شما چاره‌اي نداريد كه در كوتاه‌ترين زمان به صورت يك گزينه مهم، هسته‌هاي خود‌جوش مردمي، متشكل از ريش‌سفيدان و معتمدين محلي و دل‌سوزان محيط‌زيست را به صورت NGO در عرصه‌هاي طبيعي، جايگزين اين تشكيلات نظامي بكنيد و امور منابع طبيعي و حفاظت آنها را به خود مردم واگذار نمائيد. تشكيلات جدايي با تفكر نظامي به‌هيچ وجه نبايد دراين گزينه، جايگاهي داشته باشد.
              آقاي مديركل، حضرتعالي در جلسه‌اي كه تشكيلات گارد منابع طبيعي زير سؤال رفت، براي توجيه، مثالي از جنگل مُلِه‌‌گاله و ساكنين آن زديد و فرموديد كه كوره‌هاي ذغالي در كنار منازلشان دارند و شديداً اين عمل را مورد نكوهش قرار داده و گارد جنگل را براي مقابله با آن توصيه نموديد. بلي در ظاهر امر حق با شماست. بايد بدانيد اين كوره‌ها در مقايسه با كوره‌هاي بسياري كه در تمام عرصه‌هاي جنگلي مله‌گاله وجود دارد و شما قطعاً از آن بي‌اطلاع مي‌باشيد، بسيار ناچيز هستند.   
نمي‌خواهيد سؤال كنيد، اين درختان را چه كسي قطع مي‌كند؟ اين كوره‌ها و ذغال‌ها‌ي بار چارپايان از آن كيست؟ اكثر اين كوره‌ها ارتباطي به ساكنين جنگل ندارند! اگر شما دنبال حقيقت هستيد علت يابي كنيد تا بتوانيد ريشه جنگل‌سوزي را بخشكانيد، نه با گارد منابع طبيعي مردم فقير و بي‌گناه جنگل نشين را دستگير، متهم و روانه زندان كنيد. اگر تعداد اندكي از ساكنين جنگل، دست به اين كار در ظاهر ناشايست، مي‌زنند، فقط مي‌خواهند شكم بچه‌هاي معصوم خود را سير كنند، تا از گرسنگي نميرند(چراغي كه به خانه رواست به مسجد حرام است). وقتي كه در دولت عدالت محور، سيب زميني (كه زماني قوت مردم فقير بود!) با كيلويي900 تومان به مُلِه‌گاله مي‌رسد، شما حق نداريد آنها را متهم كنيد. حقايق تلخي كه در مُلِه‌گاله وجود دارد، با يك بار حضور، آن‌هم با گارد‌ جنگل روشن نمي‌شود.
             آقاي مديركل بايد بدانيد مردمي كه در اين جنگل زندگي مي‌كنند، از فقير‌ترين انسان‌هايي هستند كه شما سنگ آنها را در دولت كنوني به سينه مي‌زنيد! آنها با سكني گزيدن در خانه‌هاي گلي چند قرن پيش، زندگي بسيار فقيرانه‌اي را تجربه مي‌كنند كه بي‌شك شما از آن بي‌اطلاع هستيد. فكر نكنيد كه آنها از طرح خروج از جنگل استقبال نمي‌‌كنند. برويد ريشه‌يابي كنيد. به‌جاي اينكه گارد نظامي خود را به آنجا بفرستيد تا مردم را دستگير و روانه زندان كنند،اگر نيروهاي متخصص، متعهد و دلسوز (كه از ديدن مردم فقير عار نداشته باشند!) در اداره مطالعات عريض و طويل منابع طبيعي، داريد به آنجا بفرستيد كه علت‌يابي كنند و چاره‌ي اساسي بجويند. پاي صحبت همين مردم بنشينيد تا براي شما بگويند چرا طرح ناقص و بي‌سرانجام خروج از جنگل كه شايد يك دهه از قدمت آن مي‌گذرد، تاكنون عملي نشده است.
              آقاي مديركل بنده روزها و شب‌هاي درازي را در كلبه‌ي محقر ساكنين اين جنگل‌نشينان پاي صحبت و درددل آنها نشسته‌ام، شايد گوشه‌اي از غم‌نامه‌ي آنها را بتوانم بازگو كنم ولي نمي‌خواهم در اين نوشتار كوتاه روضه بخوانم تا اشك مديركل در آيد. خودتان برويد و ببينيد شايد خودبه‌خود اشكتان سرازير شود! اميدوارم خودتان ريشه‌ي اين معضل را بيابيد تا بتوانيد اين جنگل منحصر به فرد را در كنار شهر فرهنگي و توريستي شيراز، نجات دهيد. بعد خواهيد ديد كه اين‌روش و منطق، لذت خاص خود را دارد به شرط اينكه خود را از جنس آنها بدانيد و با آ‌ن‌ها صادق و دوست باشيد و تفكر نظامي و تهديد روا نداريد.
           آقاي مديركل تهديد و زور اسلحه چاره‌ي قطع جنگل نمي‌كند. در كجاي دنيا سراغ داريد كه گارد جنگل با پيكره‌ي نظامي، الگوي موفقي بوده كه شما دومي باشيد و كمر همت بسته‌ايد و بر احياء مجدد آن اصرار داريد؟ اگر مشكلات ساكنين اين جنگل را ريشه‌يابي كنيد و بشناسيد راه حل را خود آنها به شما خواهند گفت و با شما همكاري و مشاركت مي‌‌كنند و نيازي به نيرو و گارد منابع طبيعي نمي‌باشد. وجود 2 واحد آموزش و واحد حقوقي قوي و مقتدر كه در تعامل كامل با مقامات قضايي بوده وبتواند در كنار هم با نيروهاي انتظامي (كه در همه بخش‌هاي اين كشور حضور دارند) هماهنگ شود،مي‌توان در مواقع ضروري از تجاوز سودجويان بي‌منطق جلوگيري نمود.مضافاً اينكه با آموزش مستمر به بهره‌برداران منابع طبيعي مي‌توان به حفاظت اين نعمت خدادادي با كمك آن‌ها اميدوار بود.
          خاطره‌ي تلخي از اين جنگل دارم كه هر زمان يادم مي‌آيد، نفرت عجيبي از محافظين منابع طبيعي سراسر وجودم را فرا مي‌گيرد. بر اساس گزارشي كه اينجانب به اداره كل داده بودم  (اواخر فروردين سال 1382 )، كارشناس پر سابقه‌ي اداره كل كه مستقيماً زير نظر حضرتعالي( در زماني كه معاون فني مديركل بوديد) كار مي‌‌كرد، در كنار درختان بنه قطع شده با قدمت حدود 500 ساله (كه قطر برابر سينه‌ي بعضي از آنها به 70 سانتيمتر، ارتفاع درخت 8 متر و قطر تاج به 9 متر مي‌رسيد، حضور يافت و با كمال خونسردي گفت، قطع درختان عادي است ، نگران نباشيد!! و به صورت تفريحانه و با پُك زدن به سيگارش! بسيار خون‌سرد و بي‌احساس بدون يك كلمه يادداشت و يا صورت جلسه‌اي، راه خود را پيش گرفت و رفت! مبهوت و حيران شدم. عرق سردي بر پيشاني‌ام نشست، عرق را با لباس‌هاي بوي‌‌دود گرفته‌ام پاك كردم! راستش شب قبل همان روز در كلبه‌ي گِلي بسيار محقر چند متري يك جنگل‌نشين مُلِه‌گاله گذرانده و به خاطر سرماي هوا خود را به اجاق كلبه، چسبانده بودم تا گرمم شود و به همين دليل لباس هايم بوي دود مي داد.                                                    
              بلي آقاي مديركل اگر 2 شب را در اين كلبه‌ها، پاي صحبت گرم و صميمي و بي‌رياي آن‌ها بنشينيد و به درد و دل آنها گوش كنيد، تفكر گارد براي هميشه از ذهن شما دور خواهد شد و شايد بتوانيد به جاي آن راه حل اساسي‌تري براي حفاظت از جنگل پيدا كنيد. البته مطمئن نيستم شايد موفق نشويد. چرا كه اين تفكر و ايده، ديدگاه خاص خود را دارد كه همه كس نمي‌تواند آن را باور كند. شايد واقف باشيد كه يك ناهماهنگي عجيبي در سيستم مديريتي كشور به‌ويژه در بخش كشاورزي حكم فرماست و معضلات مديريتي اين جنگل يكي از محدود حلقه‌هاي مفقوده‌ي اين نظام ناهماهنگ مديريت مي‌باشد. حضرتعالي شب‌هاي گرمي را تا صبح در منزلي با اتاق هاي مجزا پاي شومينه‌هاي گازي ، تلويزيون و اينترنت در اين شهر سپري مي‌‌كنيد، در حالي كه در چند ده كيلومتري اين شهر توريستي، فقيران جنگل نشين در يك كلبه‌ي بسيار محقرِ چند متر مربعي، بدون آب، برق و گاز با خانواده‌ي پر جمعيت خود، براي گرم كردن، خود را به اجاقي مي‌چسبانند كه بايد در آن به اجبار هيزم بسوزد! مي دانيد يعني چه؟! لابد اگر يك شب مجبور شويد پاي اجاق اين روستايي فراموش شده، فقير و محكوم به تخريب جنگل(از ديدگاه شما)! بنشينيد و خود را گرم كنيد، صبح روز بعد دستور مي‌دهيد ميزبان خود را بخاطر هيزمي كه براي گرم كردن شما افروخته بود تا طلوع آفتاب تنِ شما گرم بماند، دستگير كرده و با زور اسلحه به شهر مي‌آورديد تا راهي زندان عادل آباد بكنيد؟!.به اعتقادشما اين عين عدالت است؟! لابد لذت مي‌بريد از اين همه تعادل و هماهنگي در اين سرزمينِ مسلمانِ شيعه ي امام علي (ع) كه به خاطراستعداد فوق العاده ي اين سرزمين، از هر نقطه‌ي آن مي‌توان پول پارو كرد! باز هم فكر مي كنيد چاره‌ كار، گارد است؟ خير ، هرگز چنين نيست.اقدام نظامي آخرين حربه براي تعداد معدودي قانون شكن توصيه مي‌شود.شما آخرين حربه را اول بكار گرفته ايد.! تفاوت ديدگاه ما و شما دراينجاست. بر حسب وظيفه ما نگراني خود را به اطلاع شما به‌عنوان متولي منابع طبيعي رسانديم، خود دانيد. مي‌گويند آزموده را آزمودن خطا است.

آدرس نگارنده:  شيراز، بلوار مدرس، خيابان جانبازان، مركز تحقيقات كشاورزي ومنابع طبيعي استان فارس، صندوق پستي 617-71555
تلفن :7204115  0711 – 7204959  0711  - 09177111064
نمابر : 7205107  0711
نشاني الكترونيكي :    tayebi@farsagres.ir   

رونوشت:  جناب آقاي دكتر شريفي رئيس محترم سازمان جنگل‌ها، مراتع و آبخيزداري كشور جهت استحضار. در صورت نياز كليه‌ي تصاوير تخريب جنگل موله‌گاله و (زير حوضه تنگاب فيروزآباد ) و جنگل‌هاي كوهستان داراب به حضور شما ارسال خواهد شد.