نقش فعاليت و مديريت كشاورزي در نابودي زيستبومهاي طبيعي كوهستان داراب
محمد طيبي خرمي
عضو هيأت علمي مركز تحقيقيات كشاورزي و منابع طبيعي استان فارس
منطقه کوهستان داراب به ايج و نيريز با مساحتي حدود 500 هزار هکتار، ازسوي جنوب به بخشهاي رستاق، فُرگ و قسمتي از بخش مرکزي، از شمال به دهستان مرواريد (شکروئيه)، از غرب به بخش مركزي داراب و حوضه رودبال و منطقه ايج استهبان و حوضهي رودبال، از شرق به دهستان تلبارگاه و بخش ريزاب نيريز منتهي ميشود. بيش از 90 درصد اين عرصهها، کوهستاني و عمدتاً صعبالعبور است. راههاي ارتباطي زير، بخشهاي مختلف منطقهي کوهستاني داراب را بههم مرتبط ميسازد:
جادهي آسفالته رستاق به تلبارگاه، جاده آسفالته و خاکي، داراب به مرواريد (شهرک شهدا)، ريزآب قطرويه و جادهي خاکي لايزنگون به بنيکلاغي _شکروئيه _شهرک شهدا، جادهي خاکي تلبارگاه به بنيکلاغي، سرگدار، قلعهسنگي و معدن رس.
فراهم بودن شرايط محيطي، خاکي و توپوگرافي ويژه در اين منطقه از خطهي جنوب استان فارس، منطقه اکولوژيک منحصر به فردي را در طي هزاران سال بهوجود آورده است. اختلاف ارتفاع بين بلندترين نقطهي اين واحد کوهستاني با دشتهاي کمشيب، مسطح و پست اطراف آن به بيش از 2 هزار متر، اختلاف دماي مطلق به بيش از 60 درجه سانتيگراد و اختلاف ميانگين بارندگي به 300 ميليمتر ميرسد .
فراهم بودن چنين شرايط ويژهاي، باعث ايجاد زيستبومهاي پيچيده و منحصر بهفرد و خدادادي در اين نقطه از جنوب استان و حتا کشور شده است که بسيار ارزان براي نسل ما فراهم شده، ولي هماكنون به طرز وحشتناکي در حال فروپاشي و انقراض حتمي است. شواهد مربوط به نابودي اين زيستبومهاي پيچيده - كه به صورت خزنده، پنهان و در عين حال بسيار مخرب، در حال وقوع است – هماكنون در بخشهاي پاييندست اين كوهستان قابل مشاهده است. افزايش چندين برابري عمق چاهها در يک دههي اخير و خشکي باغهاي مرکبات، شواهد و نشانههاي بيمهري انسان به طبيعت و زيستبومهاي زيباي اين منطقه از استان فارس است .اگر در كوتاهمدت دست به کار نشده و يک مديريت هماهنگ و جامع در اين نقطه از استان، اعمال نشود، هر روز شاهد نابودي بيشتر زيستبومهاي مرتعي، جنگلي و كشاورزي زيرحوضههاي بالادست و تهديد حيات انسان در زيرحوضههاي زيردست اين زيستبومها خواهيم بود .
فعاليت كشاورزي(عمدتاً باغداري) و شتاب نگرانكنندهي دستاندازي انسان به پوششگياهي طبيعي و آسيب رساندن به محيط زيست كوهستان داراب در تعادل بومشناختي منطقه، اختلال ايجاد كرده است. به همخوردن نظم و هماهنگي در محيطزيست منطقه، زمينهي ظهور مخاطرات زيستمحيطي بسياري را در آيندهي فراهم ميکند. در حال حاضر، نميتوان گفت كه چه الگويي، چه راهکار و ابزاري و با چه نوع مديريتي، براي جلوگيري از بحران زيست محيطي منطقه، مناسب است. چرا که شناخت ما از اين منطقهي خاص بسيار ناچيز و درحد صفر است. لذا تا دقيقاً فاکتورهاي مختلف اکولوژيکي، اقتصادي و اجتماعي در اين منطقه شناخته نشود و تجزيه و تحليل صورت نگيرد، تعيين يک الگوي علمي و مناسب مديريتي و توسعهاي ميسر نخواهد شد.
عناصر طبيعي شامل گونههاي جنگلي (Juniperus polycarpus Pitacia atlantica و Amygdalus orientalis) با قدمت چندين قرن كه از با ارزشترين عناصر جنگلي و گونههاي حفاظت شدهي استان فارس محسوب ميشوند و همچنين Amygdalus scoparia در کوهستان داراب، رويش دارند (تصوير 1).

در حال حاضر اين گونهها به طرز بي رحمانهاي در سرتاسر منطقه کوهستاني به دست بهرهبرداران (کشاورزان، باغداران و دامداران) به منظور افزايش وسعت اراضي تحت تصرف و تثبيت مالكيت و بهدست آوردن بهظاهر محصول بيشتر و بهتر، حذف و نابود ميشوند تا به جاي آن بوتههاي مو، گل و درختچههاي انجير و بادام غرس کنند (تصاوير 2 ،3 و 4).



در عرصههاي وسيعي در پاييندست و نقاط کمارتفاع کوهستان، روي پايههاي بومي، بادامکوهي( Amygdalus scoparia) و در ارتفاعات روي پايههاي ارژنطلايي (Amygdalus orientalis و Am.eleagnifolia ) بادام و گاهي شليل اهلي پيوند زده ميشود. وارد کردن گونههاي حساس به محدوديتهاي محيطي ( خشکسالي، آفات و امراض و ...) در عرصههاي طبيعي تصرفشده، خطر انقراض پوششگياهي كوهستان را افزايش داده است. خشکشدن خيلي از پايههاي اهلي به خاطر خشکسالي و شرايط نامساعد محيطي كه در حال حاضر در باغهاي ديم مشاهده ميشود و وجود پايههاي بسيار از گونههاي گياهي يکساله، بيارزش و مهاجم، عملاً عرصههاي تصرفشده، بهتدريج خالي از پوشش طبيعي ميشوند (تصوير 5).

اين نشانهها، از شواهد آشکار روند قهقرايي پوشش گياهي طبيعي (جنگل و مرتع) و پوششگياهي مصنوعي ايجاد شده (باغهاي بادام)، در کوهستان داراب است. در صورت ادامه اين روند و حذف عناصر بسيار مهم در بومسازگان (اکوسيستم) منطقه، نظم و تعادل چرخهي حيات، بههم خواهد خورد. با اين اوضاع، در آينده بايد شاهد خشکشدن بيشتر چاههاي آب كشاورزي و مخاطرات زيستمحيطي بسياري براي ساکنين اين مناطق و ساير عرصههاي مجاور آن باشيم. وجود دشتهاي پست و شورهزار و مناطق بياباني در مجاورت اين کوهستان زيبا و با ارزش، محيط را شکنندهتر کرده و روند نزولي پوشش طبيعي را بيش از پيش تسريع ميکند.
متأسفانه حضور مأمورين متولي حفظ محيطزيست و منابعطبيعي در اين کوهستان، بسيار کمرنگ و در حد صفر است. همين موضوع، عامل مضاعفي در تشديد تخريب پوشش طبيعي شده است. ظاهراً از مترسک گارد منابع طبيعي که در يک سال اخير در مدخل ورودي اداره کل منابع طبيعي استان در مركز شهر شيراز هر روزه شاهد آن هستيم، در اين کوهستان دور افتاده خبري نيست! اکثر ساکنين عرصههاي جنگلي کوهستان داراب، اطلاعي از منابعطبيعي ندارند و قلع و قمع درختان جنگلي و بوتههاي مرتعي (كه متولياش اداره كل منابع طبيعي است) را بدون هيچگونه ممانعتي، نه براي سوخت بلکه براي احداث باغ (كه متولياش سازمان جهاد كشاورزي است!) عادت روزمرهي ساکنين اين مناطق شده است. اگر باورتان نميشود، تشريف ببريد ببينيد كه چه اتفاق وحشتناكي در حال وقوع است.
در خاتمه براي نجات اين کوهستان و اراضي زير دست آن و نقاط مشابه در ساير مناطق استان فارس چند توصيه و پيشنهاد به شرح زير ارايه ميکنم . اميدوارم اقدام جدي براي مديريت هماهنگ بر اساس يک الگوي علمي مشخص به تناسب هر منطقه اکولوژيک بهويژه زيرحوضههاي مهم جنگلي استان به عمل آيد. انشاالله.
توصيهها و پيشنهادها :
الف) در سطح استان :
1 – تشکيل شوراي عالي کشاورزي، منابع طبيعي و محيط زيست در استان فارس :
هدف اساسي و اصلي شورا، حفاظت از محيطزيست بهويژه در بخش كشاورزي در راستاي حفاظت از آب و خاك و توسعه پايدار به منظور تضمين و تداوم حيات جانداران در استان است. اعضاي شورا حداکثر 10 نفر از با تجربهترين و خبرهترين کارشناسان در مجموعهي جهاد کشاورزي، منابع طبيعي، مرکز تحقيقات کشاورزي و منابع طبيعي و محيط زيست انتخاب شوند. متذکر ميشود کارشناسان عضو شورا بايد سالها مستقيماً با عرصههاي طبيعي، در ارتباط بوده و تجربهي ميداني زيادي داشته باشند و مشکلات مردم، محيطزيست، کشاورزي و منابعطبيعي و ... را از نزديك لمس کرده باشند. اعضاي شوراي عالي بايد صاحب ايده باشند. تجربه نشان داده است که مديران فعلي، به دليل مشغلهي كاري و عدم تجربهي كافي در عرصههاي مختلف صحرايي، کارايي لازم براي اينگونه تشکيلات فني، نخواهند داشت و فقط وقت شورا را تلف ميكنند، لذا توصيه ميشود مديران در اين شورا عضويت نداشته باشند. رئيس اين شورا، رئيس سازمان جهاد کشاورزي و يا ميتواند يکي از کارآمدترين کارشناسان استان را معرفي کند. اين شورا به عنوان مغز متفکر، مسئول تعيين الگوهاي مديريتي كارآمد در فارس با هدف توسعه پايدار خواهد بود. مصوبات اين شورا بايد در کل استان و يا منطقه خاص مورد نظر، ضمانت و قابليت اجرايي داشته باشد. بديهي است مصوبات و الگوهايي که اين شورا براي زير حوضهها تعيين ميکند، بايد با ساير بخشهاي صنعتي، اقتصادي، خدماتي و ... در استان هماهنگ شده و قابليت و مقبوليت اجرايي داشته باشد. متذكر ميگردد شوراي مذكور يك تشكيلات كاملاً غيرسياسي است و بههيچ وجه نبايد ملاحظات سياسي را در تصميمات خود لحاظ كند. هر زماني تصميمات شورا تابع مصلحتانديشيهاي سياسي و جناحي شد، بايد فاتحهي اين شورا را خواند و نمينوان اميدي به آن داشت. مثالي ميزنم تا اهميت غير جناحي بودن تركيب شورا را روشن كنم. بهطور مثال اگر شوراي عالي فوق به دلايل فني و علمي تشخيص داد باغشهرهاي حاشيهي شهر شيراز كه بهوسيله مؤسسات خيريهي مختلف احداث شده، در آينده به محيطزيست و تنوعژنگياهي آسيب ميرساند، بايد قدرت متوقفكردن و تغيير كاربري مجدد اين باغها را با پشتوانهي مردمي داشته باشد.
2 – تجديد نظر در مديريت گذشته و تعيين الگوي مناسب از طريق شورايعالي مذکور براي مديريت آيندهي بخش کشاورزي ( کشاورزي، منابع طبيعي، محيط زيست و ... ) بر اساس واقعيتهاي موجود در مناطق مختلف اکولوژيک استان فارس.
ب- در كوهستان داراب :
1 – تعيين الگوي مناسب مديريتي در منطقه کوهستان داراب در اسرع وقت و اجرايي کردن آن .
2 – نقشهبرداري دقيق اراضي تحت تصرف بهره برداران در كوهستان داراب و خلعيد كليهي اراضي غيرقانوني در سنوات گذشته و برخوردبا متخلفين اراضي كه بهصورت مستثنيات در ميآيند.مالك بايد مؤظف شود كه محدودهي تحت تصرف را كاملاً محصور نمايد تا بتوان از تخريب بيشتر اراضي جنگلي حاشيهي باغهاي ديم جلوگيري كرد.
3 – کليهي پايههاي گونههاي جنگلي که در محدودهي هر باغ در منطقهي کوهستاني وجود دارد، شمارش و طي صورت جلسهاي به باغدار تحويل داده و ملزم به حفاظت آن شود .
4 – راه اندازي دفتري تحت عنوان واحد حفاظت جنگل و مرتع در منطقه کوهستان داراب که روزانه در مناطق مختلف کوهستاني گشتزني داشته باشد و گزارش مكتوب روزانه ارايه نمايد. اين دفتر با هدف راهنمايي و آگاهي دادن به بهرهبرداران بايد راهاندازي شود و فعاليت كند. اين واحد در عينحالي كه وظيفهي حفاظت را دارد، بايد دست به يك كار مهم ترويجي بزند. منظور يك كار گاردي نيست. كار ايندفتر دستگيري و زنداني بهرهبرداران نيست بلكه با كار ترويجي و آگاهي دادن، همگام وبا كمك بهرهبردار بايد حفاظت را قانونمند،هدفدار وبا ارزش كرده ودر نهايت بهدست خود آنها بسپارد.
5 – از دادن هر گونه تسهيلات به باغداراني که در مناطق کوهستاني و شيبهاي تند، باغداري ميکنند، خودداري شود و طي اطلاعيهاي رسمي( بهصورت مصوبهي استاني)، هدف مديريت از اين تصميم، به مردم اعلام شود .گروههاي ترويجي مختلف بايد بتوانند بهرهبرداران را در اين زمينه كاملاً توجيه نمايند و اقدامات جدي بهعمل آورند. در قبال اين تحريم، متوليان امر بايد ّبه طرق مختلف، از تحريمشدگان مستحق در نقطهي ديگري حمايت جدي بهعمل آورند واز ابزارهاي تشويقي مختلف براي ترغيب بيشتر آنها در ترك اراضي شيبدار، اعمال نمايند.
6 – اولويت واگذاري اراضي زيردست کوهستان داراب به افرادي در نظر گرفته شود که داوطلبانه باغهاي ديم خود را در کوهستان رها کرده و به منابع طبيعي تحويل ميدهند . ضمنا" اين افراد بايد قبل از رها سازي باغها با همکاري و حمايت منابع طبيعي، نسبت به کپهکاري و جنگلکاري و يا گونههاي جنگلي بومي در تمام عرصه تصرفي قبلي خود و بر اساس دستورالعمل مشخص و تحت نظارت منابع طبيعي اقدام نمايند .بخشي از اعتبارات بيولوژيكي و گورابهاي منابع طبيعي و آبخيزداري منطقه، بايد به كمك اين كوهستان زيبا و در حال فروپاشي بيايند.
7 – گرفتن ماليات از باغداران منطقهي کوهستان كه با وجود كمكهاي حمايتي حاضر به ترك باغداري در اراضي شيبدار نميباشند و اختصاص آن مبلغ براي حفاظت منطقه و اصلاح و احياء مجدد عرصههاي جنگلي نخريب يافته در کوهستان داراب .
8 – ترويج و آموزش مداوم بهرهبرداران و ساکنين حوضههاي جنگلي استان، بهويژه مناطقي که باغداري ديم رواج دارد و توصيه طرحهاي حفاظت از جنگلها و مراتع وتشويق مردم در همكاري بيشتردر احياء زيستبومهاي طبيعي منطقه.
9 – استعداديابي اراضي كمشيب و فقير در زيردستهاي اراضي جنگلي به منظور واگذاري به جنگلنشينان با هدف تشويق آنها در ترك اراضي جنگلي بالادست.
10- كنترل وارزيابي مستمر (Monitoring ) در اراضي رهاشده ومجاور آنكه اقدامات اصلاحي انجام ميگيرد به منظور بررسي روند تغييرات پوششگياهي و اثرات متقابل آن بر ساير فاكتورهاي زيستمحيطي.


