|
یکی از دوستان عزیز در مورد محتوای این وبلاگ نوشته بود:
Hi ضمن تشکر از علیرضای عزیز از آنجا که ممکن است برای دیگر خوانندگان گرامی این وبلاگ هم چنین پرسش هایی پیش آمده یا بیاید به توضیحی مختصر می پردازم: ۱- مراجع مورد استفاده در انتهای آخرین بخش هر مقاله خواهد آمد. ۲- به نظر می رسد تاکنون اغلب خوانندگان وبلاگ با نظر تو در مورد دلیل اصلی شتاب بیابان زایی در کشور موافق باشند. ۳- در مورد استفاده از اصطلاح "سرزمین مادری" و نه "سرزمین پدری"! باید بگویم: افتخارات ما نوعا به پدران و اجداد ما بر می گردد. مذهب، نمادها و آیینهای مذهبی ما معمولا خصوصیت پدرسالارانه دارد. تاریخ ما عمدتا تاریخ حماسهها و رشادتهای سرداران ما است. یعنی که عناصر فرهنگی ما معمولا به خط مردانه و ذکور تاریخ ما ارتباط پیدا میکند. ولی وقتی از سرزمین و زبان سخن میگوییم، آن را سرزمين و زبان مادری مینامیم! واقعيتی که ظاهرا در همه جوامع شیوع دارد و در بین عناصر فرهنگی یگانه است. این امر البته دلایل عینی دارد. مادر به عنوان نخستين سرزمين مادی قابل لمس برای کودک نه فقط کسی است که برای اولين بار با طفل سخن میگوید و بلکه کودک اولین کلمات خود را نیز از مادر یاد میگیرد. این مادر است که حتی گاه پیش از تولد با کودک خود سر سخن را باز می کند و این مادر است که کودک را با نوازش کلمات خود بیدار می کند و با لالایی می خواباند. ما اگر آداب و رسوم و مذهب و تاریخ خود را از پدرانمان میگیریم، ولی زبان را از مادرانمان میآموزیم. هر کدام از ما احتمالا میتوانیم عبارات و اصطلاحاتی را به یاد آوریم که از مادرمان و فقط از مادرمان آموخته ایم. زبان ما، بر خلاف سایر عناصر فرهنگی، یک میراث پدری نیست - میراث مادری است. (راستی سری به سرزمین مادری بزن!)
|+| نوشته شده توسط محمد درویش در سه شنبه 23 فروردین1384 و ساعت 16:46 |
|







