بنویسیم بهشت آباد ؛ بخوانیم جهنم آباد!


    تیتر رازآلودی است! نه؟
    اما زیاد هم نگران نباشید ... کافی است تا بیانیه انجمن صنفی مهندسان صنعت آب خوزستان را با عنوان " در سوگ مرگ کارون" بخوانید تا متوجه شوبد که این تیتر زیاد هم رازآلود نیست و چرا باید از این پس، بهشت را معبری برای ورود به جهنم بدانیم!
    در ضمن این که سازمان حفاظت محیط زیست کشور، مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی و حتا سازمان مدیریت منابع آب ایران هم بر این طرح مهر تأیید نزده‌اند، زیاد شگفت‌آور نیست! هست؟
    زیرا آب کارون مدت‌ها بوده که خودش هم نمی‌دانسته دارد اشتباهی به هدر می‌رود! نمی‌رود؟

    شایان توجه آن که اجرای طرح انتقال آب فلات مرکزی ایران موسوم به "بهشت آباد" با تونلی به طول 64 کیلومتر، هم اکنون مراحل پایانی طراحی و مطالعه خود را طی می کند. طرح یادشده علاوه بر تامین آب استان چهارمحال وبختیاری، برای تامین بخشی از آب شرب استان های یزد، کرمان و اصفهان در دستور کار دولت قرار گرفته است.

    البته حرف های دیگری هم هست:

    - سد بهشت آباد ، اصفهانی ها یا خوزستانی ها ؟


درج نظر

ایرانی‌ها 17 برابر ژاپنی‌ها مصرف می‌کنند!


    باور کردنش شاید اندکی دشوار باشد، اما وقتی حسین امیری خامکانی، یکی از اعضای کمیسیون انرژی مجلس شورای اسلامی و نماینده مردم زرند و کوهبنان با صراحت و تأسف فاش می‌سازد که ایرانیان امروز برابر یک میلیارد نفر از مردم جهان مصرف می‌کنند، باید اندکی در این خبر تأمل کرد! نباید کرد؟ به ویژه وقتی بدانیم که رییس جمهور سیاست‌های انقباضی جمعیتی را نابخردانه دانسته و ایران امروز را مستعد پذیرایی از دوبرابر ساکنان کنونی‌اش می‌داند که در آن صورت و با توصیف جناب خامکانی، لابد سهم 2 میلیارد انسان را هم باید نوش جان کنند! نباید بکنند؟
ادامه نوشته

نگرانی‌های خاویاری! عامل همگرایی در بین کشورهای ساحلی خزر

    شاید مثبت‌ترین نکته‌ای که در بیانیه‌ی پایانی اجلاس 5 کشور ساحلی خزر به چشم می‌آید ، توافق نظر جدی و متفقانه‌ای است که برای نجات ماهیان خاویاری این بزرگترین دریاچه جهان صورت گرفت و 5 رهبر جهان، به پیشنهاد قزاقزستان، تصمیم گرفتند تا راهکارهای اجرایی ممنوعیت 5 ساله‌ی صید این ماهی را تا 3 ماه دیگر تبیین و ارایه دهند ...
ادامه نوشته

مهر 1389 : سرخ‌ترین ماه سال!


    به این نقشه دقت کنید: گمان نمی‌برم هیچ توضیح دیگری لازم باشد! لازم است؟
    تقریباً همه‌ی عرصه‌ی کشور (97.3 درصد) متأثر از خشکسالی شدید در نخستین ماه سال آبی 90-1389 است. فقط باید دعا کنیم که سبزها دوباره به نقشه‌ی دوست‌داشتنی گربه‌نشان ایران‌زمین بازگردند ...
ادامه نوشته

آیا نجات سمنان وابسته به انتقال آب از دریای مازندران است؟!

    حتماً در خبرها شنیده‌اید که به دستور مستقیم رییس جمهور، قرار است بزرگترین طرح انتقال آب نامتعارف خاورمیانه در ایران کلید بخورد؛ طرحی که می‌خواهد 500 میلیون متر مکعب آب شور دریای مازندران را از طریق لوله و تونل از نواحی خاوری‌اش به سمنان برساند تا پس از شیرین کردن مورد استفاده هموطنان عزیز ما در استان سمنان قرار گیرد.
ادامه نوشته

دکتر جلال ‌الدین شایگان: آب تهران ناسالم است!

    در ادامه‌ی چهار یادداشت گذشته که به روایت مهم‌ترین فرازهای گفتگوی رو در روی برخی از فعالان و نخبگان محیط زیست  با شهردار تهران پرداخته شد، اینک می‌خواهم سخنان دکتر جلال‌ الدین شایگان را انتشار دهم، استاد دانشگاه صنعتی شریف و رییس شاخه‌ی محیط زیست فرهنگستان علوم ایران؛ سخنانی که بخش‌هایی از آن بسیار بحث‌برانگیز و مهم ارزیابی شد ...

ادامه نوشته

سد کرج را فراموش کنید ؛ لتیان را دریابید!

    در چهارمین روز اردیبهشت ماه نوشتم که روزگار مهم‌ترین منبع آب شرب 10 میلیون تهرانی، اصلاً خوب نیست. آن روز با انتشار تصاویر جزایری از آلاینده‌های انسان‌ساز در انتهایی‌ترین بخش از دریاچه سد کرج، کوشیدم تا توجه متولیان پاکسازی و حراست از رودخانه‌های کشور را متوجه خطر عظیمی کنم که مستقیماً جان انسان‌ها را نشانه رفته است ...
ادامه نوشته

خرداد: ماهی که در آن قلمرو سرزمین‌های سبز وطن آب می‌رود!

    تازه‌ترین تحلیل‌های منتج از داده‌های هواشناسی که توسط همکاران شریفم در پایگاه مدیریت خشکسالی استان اصفهان تهیه شده است، نشان می‌دهد که میزان ریزش‌های آسمانی در طول خردادماه 1389 به طرز چشمگیری کاهش یافته است. واقعیتی که بار دیگر غول خشکسالی را مهیب‌تر از هر زمان دیگری به رخ ایرانیان کشیده! آن هم در سالی که از آن با عنوان گرم‌ترین سال کره‌ی زمین از سال 1880 میلادی (زمان آغاز اندازه‌گیری علمی داده‌های هواشناسی در جهان) تاکنون یاد می‌شود. فقط کافی است بدانیم که همین امروز، یعنی هفدهمین روز از تیرماه 1389، دست‌کم نیمی از قلمرو پهناور کشور دارد دمایی بیش از 40 درجه‌ی سانتی‌گراد را تحمل می‌کند که بی‌سابقه است. حال در چنین شرایطی، نقشه‌های خشکسالی ایران از مهر 1388 تا پایان خرداد 1389 هم خبرهای خوشی برای ما ندارند! به نحوی که گستره‌ی مناطقی که کمتر از میانگین درازمدت سالانه از موهبت باران برخوردار بوده‌اند به 67 درصد قلمرو سیاسی وطن می‌رسد؛ نسبتی که در مقایسه با ماه قبل از آن، سه درصد افزایش یافته است. البته در این میان، روزگار مردم ایلام و سرپل ذهاب، حتا مرطوب‌تر و پرباران‌تر از ماه قبل شده و به بیش از 60 درصد میانگین درازمدت رسیده است؛ در حالی که از آن سو نیز، مردمان کرمان و سیرجان هم از خشکسالی متوسط وارد خشکسالی بسیار شدید شدند! با این وجود، بیشترین تنش را مردمان قم تحمل کرده‌اند که 43 درصد از میزان نرمال سالانه، کمتر بهره‌مند شده‌اند و درعوض همشهری‌های ستارخان و باقرخان عزیز با 45 درصد افزایش از میانگین درازمدت سالانه، عنوان خیس‌ترین استان کشور را به خود اختصاص داده‌اند. همین نکته، یعنی استمرار ریزش‌های مناسب بارندگی در غرب و شمال غرب کشور سبب شده که مجموع کل ریزش‌های آسمانی کشور در طول 9 ماه‌ی اخیر به 321 میلی‌متر برسد؛ در حالی که میانگین درازمدت آن در چنین زمان مشابهی، 311 میلی‌متر بوده که 2 درصد افزایش را تأیید می‌کند ...
ادامه نوشته

10 فرمان رهبري به نفع محيط زيست ايران

    روز گذشته، عالي‌ترين مقام جمهوري اسلامي ايران پس از مشورت با تصميم‌سازان و نخبگان حاضر در مجمع تشخيص مصلحت نظام، يك فرمان 10 ماده‌اي انتشار دادند كه در حقيقت سیاست‌ها و راهبردهاي کلی اصلاح الگوی مصرف در كشور را اعلام و ابلاغ كرده است. اين فرمان از آن جهت اهميت دارد كه شايد بتوان آن را خالص‌ترين و سبزترين حكم حكومتي دانست كه تقريباً تمامي بندهاي 10 گانه‌ي آن هم‌راستا با ارتقاي ملاحظات محيط زيستي ايرانيان معنا مي‌يابد ...

ادامه نوشته

تاخت و تاز در کوهستان‌های ایران را پایان دهیم!

    امروز از شیرکوه در یزد خبر می‌رسد که تخریب بی‌سابقه در این یگانه عامل تعدیل‌کننده‌ی اقلیم در حاشیه‌ی کویر مرکزی ایران به مرزهایی بس‌نگران‌کننده رسیده است، دیروز هم در همایش روز ملّی دماوند – که گزارشش را در یادداشت بعدی انتشار خواهم داد – تأکید شد که منابع سنگ و خاک زیباترین و بلندترین کوه مخروطی جهان دارد با سرعت 500 کامیون در روز به تاراج می‌رود! پیش‌تر هم که کوه باباموسی را در بجنورد به بهانه‌ی جانمایی غلط در احداث فرودگاه به فنا دادیم! و فردا هم لابد اعلام خواهد شد که مرتفع‌ترین کارخانه تولید شن و ماسه بر چکاد دنا یا سبلان احداث خواهد شد!!
ادامه نوشته

برای آنها که هیولای دریای مازندران (کاسپین) را نمی‌شناسند!

    یک نوع عروس دریایی بسیار زیبارو در سواحل شمالی و جنوبی ایالات متحده آمریکا زیست می‌کند که البته فکر نکنم نامش - Mnemiopsis Leidyi – به زیبایی خودش باشد! این جاندار آبزی که مانند حریر، شفاف و دلربا می‌نماید، زیاد هم دلربا نیست! هرچند که به صورت مستقیم برای انسان خطری ندارد. با این وجود، عملکردهای نابخردانه‌ی آدمی می‌تواند از این عروس دریایی پری‌پیکر، یک هیولای مرگ‌‌آفرین و پریدار بسازد! همان گونه که کارکرد آزولا در تالاب انزلی یا ماهی کپور معمولی - Cyprinus carpio - در تالاب هامون آن گونه بنیان‌کن و فاجعه‌بار خود را نشان داد. و چندی پیش با ورود آرام و بی سروصدای این موجود آبزی از طریق دریای سیاه به سواحل کاسپین (مازندران)، شاهد یک تنش بزرگ و بی‌سابقه در بوم‌سازگان (اکوسیستم) بزرگترین دریاچه‌ی عالم بودیم که سبب شد تا از این عروس دریایی با عنوان هیولای کاسپین یاد کنند. هیولایی که حالا نه‌تنها سه دریای مازندران، مدیترانه و سیاه را متأثر کرده است، بلکه به گزارش مجله‌ی فوکوس چاپ آلمان، حالا دامنه‌ی تجاوز خود را تا دریای بالتیک در شمال اروپا گسترش داده و دانشمندان زیست‌شناس را به شدّت نگران کرده است ...


ادامه نوشته

کودکان تشنه در هندوستان!

     آمارها حکایت از آن دارد که فقط از نواحی شمالی هندوستان، سالانه 54 تریلیون لیتر آب از زمین مکیده می‌شود، رخدادی که سبب افت سطح آب زیرزمینی و نشست معنی‌دار زمین را فراهم آورده و نرخ بیابان‌زایی را در شمال هند افزایش داده است ...
ادامه نوشته

پارادوکس آب در کرمان!

    استان کرمان شاید بعد از استان فارس با بیشترین تراز منفی سفره‌های آب زیرزمینی‌اش مواجه است؛ رخدادی که بیش از دو دهه است که به واقعیت غم‌انگیز کرمان بدل شده است.
    حال در چنین شرایطی، حتماً برای شما جالب است که بدانید آنچه شهر کرمان را با خطر ویرانی مواجه ساخته و از آن تعبیر به «زلزله خاموش» می‌کنند، فزونی آب و پیش‌روی آب‌های زیرسطحی است!

ادامه نوشته

تخریب 430 سد در طول 13 سال گذشته در آمریکا!

    در حالی که آب‌سالاران طبیعت‌ستیز، پیشنهاد ساخت 600 سد جدید با اعتبار 61 هزار میلیارد تومان را برای برنامه‌ی پنج ساله‌ی پنجم داده‌اند تا به این ترتیب، حیات آب‌شناختی (هیدرولوژیکی) کشور را  به ممات برسانند؛ از آمریکا خبر می‌رسد که در طول 13 سال گذشته، 430 سد بزرگ و کوچک تخریب شده است تا زندگی را از تخریب و مرگ نجات دهند ...
ادامه نوشته

و سرانجام شورای نگهبان به داد طرفداران محیط زیست رسید!

    این شاید بزرگترین خدمتی بود که آن 150 نماینده تاریخ ساز به شورای نگهبان کردند تا همه امروز بعد از شنیدن خبر عدم موافقت این شورا با مصوبه جنجالی مجلس شورای اسلامی، نفس راحتی بکشند و ناخودآگاه بگویند: خدا پدر و مادر اعضای شورای نگهبان را بیامرزد که یک اشکال شرعی از مصوبه‌ی مجلسی که در رأس امور است، بگیرند و نگذارند تا مجوز قانونی و پروانه‌ی بهره‌برداری به قانون‌شکنان و متجاوزان به اندوخته‌های آبی زیرزمینی کشور داده شود!
    شگفتا از آن نمایندگان که چگونه حاضر شدند تا مصوبه‌ای را امضا کرده و به تصویب برسانند که نه از نظر علمی، نه از نظر فنی، نه از نظر قانونی توجیه نداشته و جالب‌تر آن که حالا معلوم شد که از نظر شرعی هم پذیرفته شده نبوده است! واقعاً من مانده‌ام که آن 150 نفر نماینده‌ی محترم با چه تشکل یا نهاد مشورتی، رایزنی کرده و چگونه به چنین جمع‌بندی حیرت‌انگیزی رسیده بودند!
    یعنی آنها نه فریادهای اعتراض‌آمیز آن نخبگان دانشگاهی استخوان خردکرده و پیشکسوت را شنیدند و نه حتا اعتراض تشکل‌های کشاورزی را و نه هیچ نهاد پژوهشی و اجرایی و مردم‌نهاد دیگری را! چرا؟

    چرا کسی خشک شدن بزرگترین دریاچه آب شیرین ایران در پریشان را ندید و یا نخواست باور کند که علتش ممکن است به حفر صدها چاه غیر مجاز در منطقه مربوط باشد؟
    چرا کسی 5 هزار چاه غیر مجاز را در  جنوب کرمان نمی‌بیند که چه فاجعه‌ای را بوجود آورده است و یا 3600 چاه غیر مجاز دیگر در بوشهر را؟
    چرا حفر 103 هزار چاه غیر مجاز را شوخی می‌گیریم؟
    مگر نمی‌بینیم که چاه‌های غیرمجاز نفس زمین را بریده‌اند؟
    و مگر نمی‌بینیم فاجعه‌ی بزرگ را در شیراز؟

    جالب است که آقای تابش، رییس فراکسیون محیط زیست مجلس هم به نگارنده می‌گفت که نظر فراکسیون نسبت به تصویب این قانون منفی بوده است! فراکسیونی که ظاهراً بیش از 180 عضو دارد! ندارد؟ حالا شما پیدا کنید پرتقال فروش را ...
    بگذریم و درود بفرستیم به آن اشکال شرعی ناب! این که اگر مجوز به چاه‌های غیرمجاز داده شود، در حقیقت سهم آب چاه‌های مجاز و قانونی که حق‌الناس است، مورد خدشه و هجمه قرار می‌گیرد. به همین سادگی!


درج نظر

اگر هشدار هفتم مرداد 87 را جدی می‌گرفتیم، شاید فاجعه‌ی امروز در مراغه و بناب تکرار نمی‌شد!


    در هفتم مرداد 1387، ضمن هشدار وضعیت وخامت‌بار دفن پساب‌های آلوده‌ی در حد فاصل مراغه – بناب، از عملکرد دیرهنگام و بسیار کند فاطمه جوادی، رییس وقت سازمان حفاظت محیط زیست انتقاد کردم؛ انتقادی که البته برخی را در آن زمان خوش نیامد!
    اما شاید اگر دو سال پیش، فاطمه جوادی، قاطعانه برخورد می‌کرد، اینک مردم محروم منطقه ناچار از تحمل خسارت 25 میلیارد ریالی ناشی از پخش پساب آلوده‌ی کارخانه‌ی کاوه سودای مراغه نبودند و می‌توانستند همچنان از اراضی کشاورزی خویش و آب‌های زیرزمینی آن بهره‌مند شوند.
    جالب اینجاست که در 4 سال گذشته، این برای بار چهارم است که چنین فاجعه‌ای در منطقه رخ می‌دهد!
    در چنین حالتی، آیا خشم آقای نماینده می‌تواند مرهم درد زیستمندان محروم منطقه باشد؟!
    شگفت‌آورتر آن که گویا تصمیم گرفته‌اند تا این پساب‌های زهرآگین را از این پس به دریاچه‌ی نگون‌بخت ارومیه انتقال دهند تا لابد مشکل کمبود آب آن را هم حل کنند!
    باور کنید شنیدن این خبرها کمتر از شنیدن جای گرفتن کره زمین در داخل یک هندوانه نیست! آن هم به نحوی که نه کره زمین کوچک شود و نه هندوانه بزرگ!!
    و من در حیرتم که چرا واکنشی درخور را نمی‌بینیم؟ آیا اشتغال‌زایی به چنین بهایی برای منطقه ارمغانی به جز مرگ و نابودی خواهد داشت؟ آیا اینگونه می‌خواهیم به معیشت‌های جایگزین اندیشیده و درآمد سرانه‌ی روستانشینان جویای کار را افزایش دهیم؟

   آقای محمدی زاده! لطفاً از درس و تجربه تلخ خانم جوادی، توشه ای شیرین برای خویش ذخیره کنید. این شاید آخرین فرصت باشد.

تصاویری از سیمای تگرگی ارومیه در غروب چهاردهمین روز اردیبهشت

    حدود ساعت 17 روز سه شنبه، 14 اردیبهشت 1389 بارش تگرگ به مدت 10 دقیقه در ارومیه رخ داد که تصاویر پیش رو، وضعیت ریزش تگرگ و آب‌گرفتگی شدید معابر شهر را پس از این بارش سنگین نشان می‌دهد.

ادامه نوشته

کیست که بداند اینجا کجاست؟!


این تصویر را امروز شکار کرده ام، در جایی که فکرش را هم نمی کنید! می کنید؟

آیا کسی می تواند حدس بزند که اینجا کجاست؟!

البته یک ساعت بیشتر فرصت ندارید ها!


درج نظر

رخداد‌های سبزی که در تعطیلات نوروزی حرامش می‌کنیم!

    یکی از بدشانسی‌های محیط زیستی‌های ایران این است که، روزشان همواره عزای عمومی است! دارم از روز جهانی محیط زیست، یعنی پنجم ژوئن حرف می‌زنم که برابر است با 15 خرداد! روزی که در جمهوری اسلامی ایران – به احترام رخداد 15 خرداد 1342 - به عنوان یک روز عزای ملّی در تقویم‌ها با رنگ قرمز مشخص شده و تعطیل است.
    اینک امّا در نوشتار پیش رو که با عنوان: «وقتی روز طبیعت شب می‌شود»، در مردمک هم منتشر شده است، خواهید دید که بدشانسی‌ها فقط به 15 خرداد محدود نمی‌شود و انگار ناف محیط زیستی‌ها را در این سرزمین با بدشانسی بریده‌اند! نبریده‌اند؟

وقتی روز طبیعت شب می‌شود
«ما و مناسبت‌های جهانی»

    در طول نیم‌قرن گذشته می‌توان به جرأت ادعا کرد که محیط زیست، همواره در شمار مظلوم‌ترین و بدشانس‌ترین حوزه‌های حیات اجتماعی مردم ایران قرار داشته است؛ مردم ما معمولاً حتا مجال ندارند تا به محیط زیست فکر کنند، چه رسد به این که بخواهند برایش دل بسوزانند و مانند یک سلحشور جان برکف از حقوق و منافع برحقش به دفاع برخیزند؛ همان گونه که در اصل 50 قانون اساسی ایران نیز بر آن تأکید شده و حفظ محیط زیست را در شمار وظایف شهروندی یکان یکان از ایرانیان معرفی کرده است.
    در باره‌ی این که چرا مردمان ساکن در کشوری که برخوردار از یکی از 5 طبیعت و چشم‌انداز ممتاز جهان است، تا این اندازه باید نسبت به ملاحظات محیط زیستی بی‌تفاوت و سهل‌انگار باشند، تاکنون سخنان و تحلیل‌های فراوانی گفته شده و به رشته‌ی تحریر درآمده است. امّا شاید بتوان برآیند همه علت‌ها را در فقر دانایی دانست؛ فقری که از دو نارسایی عمده در کشور، یکی در حوزه‌ی فرهنگ و دیگری در حوزه‌ی مدیریت سرچشمه می‌گیرد و هم آنها را متأثر می‌کند.
    اینک امّا نمی‌خواهم به چرایی این فقر بپردازم، بلکه مایلم تا به بهانه‌ی تعطیلات طولانی نوروزی که سرانجام به پایان رسید! به یکی دیگر از بدشانسی‌های طبیعت‌دوستان در ایران اشاره کنم؛ رخدادی که البته ریشه در وزن پایین و ناچیز گرایه‌های محیط زیستی در وطن دارد و آن هم ریشه در همان آفتی که پیش‌تر به آن اشاره کردم.
    نخستین روز نوروز، روز اعتدال بهاری، بر بنیاد یک رسم دیرین که سابقه‌اش به سال 1969 میلادی باز می‌گردد، با عنوان روز جهانی زمین گرامی داشته شده و از سوی سازمان ملل متحد، به رسمیت شناخته می‌شود. ابتکاری که یک آمریکایی به نام جان مک کانلی  آن را بنیان نهاد و مورد استقبال دبیرکل وقت سازمان ملل متحد و کارشناسان یونسکو هم قرار گرفت. امّا در ایران، هرگز این روز جدی گرفته نشد. می‌دانید چرا؟ زیرا در نخستین روز فروردین کسی را نمی‌توانی پیداکنی که بخواهد برای برپایی و گرامیداشت یک آیین جهانی تدارک دیده و یا شرکت کند! بنابراین، این فرصت تاریخی عملاً از دست رفت و مثل خیلی فرصت‌های دیگر در این بوم و بر سوخت!
    پس از آن، یعنی در دومین روز بهار، مصادف با 22 مارس، در حالی که مردمان 195 کشور عضو سازمان ملل متحد روز جهانی آب  را جشن می‌گیرند، در ایران به ندرت حتا می‌توانی مدیر مسئولی در حوزه‌ی آب یا محیط زیست یا منابع طبیعی را بیابی که بخواهد در مورد فواید آب و ضرورت پاسداشت بهینه‌ی این عنصر حیاتی زندگی و روز جهانی 22 مارس سخن رانده و مصاحبه کند. غم‌انگیز‌تر آن که رسانه‌های دیداری و شنیداری ما هم اغلب در خواب نوروزی به سربرده و دریغ از اندک اشاره‌ی مؤثری به چنین رویداد مهمی، به خصوص برای ایرانیانی که چند سال است در مرز تنش آبی به سر می‌برند و از نامدیریت‌های بخش آب کشور، آسیب‌های فراوانی دیده و می‌بینند. انگار وقتی روزنامه‌ها تعطیل هستند، صدا و سیما‌یی‌ها هم یه جورایی باید در بی‌خبری خیامی غوطه‌ور باشند!
    و امّا سوّمین رویداد جهانی که برای چهارمین سال پیاپی در ایران شهید شد، ساعت زمین  بود. ابتکاری که از سال 2007 در کشور استرالیا جرقه‌اش زده شد و امسال مردمان حدود  پنج هزار شهر در 125 کشور جهان از این ابتکار حمایت کرده و در اعتراض به روند شتابناک انتشار گازهای گلخانه‌ای و جهان‌گرمایی، از ساعت 20:30 به وقت محلی، چراغ‌های خود را خاموش کردند. این اتفاق باید در ساعت 8:30 بعداز ظهر روز شنبه، هفتم فروردین ماه (27 مارس) می‌افتاد، اما دریغ از کوچکترین همراهی بخش‌های دولتی و خبررسانی صدا و سیما برای پیوستن ایران به این آیین سبز ارزشمند در جهان. جالب اینجاست که وقتی به میزان صرفه‌جویی انرژی برق در کشورهایی نظیر چین، روسیه، فرانسه و حتا مصر و پرو و اندونزی پی می‌بریم و اخبار آن را تعقیب می‌کنیم، بیشتر افسوس می‌خوریم که چرا وزارت نیرو باید از چنین ابتکار سودمندی در ایران حمایت نکند؟
    و بدین‌ترتیب، حدیث تکراری تعطیلات نوروزی با شهادت سه رخداد مهم زیست‌محیطی جهان در وطن به پایان رسید و تا روز جهانی محیط زیست که همه ساله با 15 خرداد (روز عزای ملّی) مصادف شده، طرفداران محیط زیست در ایران می‌توانند خوش باشند و دست‌کم خود را برای مراسم روز دوّم اردیبهشت  (22 آوریل) یا روز زمین، آماده کنند.

                                                             درج نظر

محدودیت منابع آب، تهدیدی جدی برای پایداری منابع طبیعی کشور است

    در اسفند ماه گذشته، سفری به چهارمحال بختیاری داشتم تا در جمع اساتید و دانشجویان دانشگاه شهرکرد و نیز مدیران و کارشناسان اجرایی و منابع طبیعی استان، به مهم‌ترین چالش‌های سد راه پایداری منابع طبیعی اشاره کنم.
    در این باره می‌توانید، گزارش مشروحی را بر روی درگاه مجازی دانشگاه شهرکرد بخوانید. همچنین مصاحبه‌ی نگارنده با خبرگزاری ایسنا نیز در این نشانی قابل مشاهده است.

    آنچه که در شهرکرد امیدبخش بود، مشاهده‌ی علاقه‌ی روزافزون جوانان به گرایه‌های محیط زیستی بود؛ علاقه‌ای که امیدوارم در سال 1389 منسجم‌تر و سازمانی‌تر عمل کرده و به تأسیس یک نهاد دانشجویی مشخص و شناسنامه دار محیط زیستی منجر شود. نظیر حرکت ارزشمندی که دانشجویان داروسازی دانشگاه علوم پزشکی شیراز تحت عنوان «رستاک» انجام دادند و در حقیقت، سبب سرخ شدن صورت دانشجویان محیط زیست و منابع طبیعی آن دانشگاه را موجب گردیدند!

    گزارش کوتاه و مصوری از عملکرد رستاکی های نازنین در هفته‌ی منابع طبیعی را هم می‌توانید بر روی تارنمای معاونت فرهنگی دانشگاه شیراز ببینید و بخوانید.
    دست مریزاد به همه‌ی دانشجویان عزیز در دو دانشگاه شهرکرد و شیراز و به امید شنیدن خبرهای سبزتر از آنها در سال 1389.

                                                             درج نظر

وقتی که عنوان یک روز جهانی قیچی می‌شود!

    14 مارس 2010 آیین‌های روز مقابله با سدسازی در جهان برای سیزدهمین سال پیاپی برگزار شد. به همین مناسبت، مراسمی هم در روز 24 اسفند در تالار ارشاد شهرستان تنکابن، به همت گروه دیده بان کوهستان، جمعیت زنان مبارزه با آلودگی محیط زیست تنکابن و خانه‌ کشاورز برگزار شد و در آن تنی چند از شخصیت‌های علمی و سیاسی کشور و منطقه سخنرانی کردند.
    نکته‌ی جالب اما تغییر عنوان همایش بود که به «همایش بزرگ یک روز با طبیعت» تغییر نام یافته بود! نکته‌ای که در یادداشت پیشین هم به چرایی آن اشاره کردم.
    به راستی چرا باید دایره‌ی نقد علمی و کارشناسی را چنان تنگ بگیریم که حتا انتقاد از مدیریت آب و تمایل افراطی به راهکارهای سازه‌ای در این حوزه باید در شمار خطوط قرمز و حساسیت‌برانگیز قرار گیرد؟
    وقتی از برگزاری همایش روز جهانی مقابله با سدسازی بهراسیم، از چه و که می‌ماند که نهراسیم؟

                                                           درج نظر

روز جهانی آب در سکوت متولیان آب کشور آمد و رفت!

    چیزی در حدود 400 میلیارد متر مکعب به صورت سالانه بر ایران‌زمین می‌بارد. از این مقدار و در بهترین شرایط، تنها 140 میلیارد متر مکعب آن قابل استحصال است. یعنی در شرایط کنونی و برای جمعیت 75 میلیون نفری ایران، کمتر از 2 هزار مترمکعب آب در اختیار است. بنابراین، با توجه به میانگین سرانه‌ی آب مردمان جهان که به 7 هزار و پانصد متر مکعب در سال می‌رسد، ایرانیان اندکی بیشتر از یک چهارم میانگین جهانی از موهبت آب شیرین برخوردار هستند. این در حالی است که در 30 سال پیش، نسبت مورد اشاره چیزی در حدود یک دوم بود. به دیگر سخن، اگر فرض را بر آن بگیریم که مدیریت آب در ایران شاهکار است و بتوانیم جلوی خنده‌ی خودمان را از این فرض محال بگیریم! باز هم، رشد شتابناک جمعیت در ایران، به شدت بر ناپایداری سرزمین و افزایش ناامنی زیست در این کشور افزوده و می‌افزاید.
    با چنین پیشینه‌ای، آیا سزاوار نیست تا مراسم روز جهانی آب در ایران، دست کم 4 برابر بیشتر از بازخوردهای جهانی‌اش، اثرگذار بوده و با کمیت و کیفیت مناسب‌تری برگزار شود؟
    شعار امسال روز جهانی آب، «آب پاک برای جهان سالم» است.
    و من تا این لحظه، هنوز نخواستم در باره‌ی کیفیت آب قابل دسترس ایرانیان سخن بگویم!
    تا این لحظه فقط هشدار دادم که کمیت آب قابل استفاده با شتابی دمادم افزاینده دارد کم و کم و کم‌تر می‌شود.

    اما حال می‌خواهم بگویم:
    کمیت را رها کنید! فاجعه‌ای که دارد بر سر کیفیت آب رو و زیرزمینی ما می‌آید، آنقدر بزرگ و آنچنان مهیب است که به سادگی می‌توان خطر اُفت کمی آب را در ایران‌زمین نادیده گرفت و بی‌خیال نشست‌ها و فروچاله‌های هول‌انگیز در خراسان و کرمان و یزد و همدان و تهران و فارس و ... شد.
    و اینک ما چه کرده‌ایم؟
    چند رودخانه از مجموع 180 رودخانه کشور را می‌توان شمرد که آبش هنوز پاک و قابل شرب باشد؟
    چند چاه عمیق و نیمه عمیق را می‌توان شماره کرد که هنوز این امکان وجود دارد تا بدون بازبینی و تصفیه، آبش را نوشید؟
    من به شما می‌گویم:

    تقریباً هیچ!

    به همین سادگی و به همین تلخی ...

     پس چرا در روز جهانی آب، همه ساکت هستیم؟ چرا نه در سایت وزارت نیرو، نه در سایت وزارت جهاد کشاورزی، نه در سایت سازمان حفاظت محیط زیست ، نه در سایت سازمان جنگل ها، مراتع و آبخیزداری کشور، نه در سایت سازمان هواشناسی، نه در سایت کمیته ملی آبیاری و زهکشی و نه ... خبری نیست که نیست؟ فقط در سایت وزارت نیرو، به پیام دبیرکل سازمان ملل به مناسبت این روز - آن هم آن زیرمیرا اشارکی شده است!

    یادمان باشد، اگر اسپانیا توانست نیاز آبی مردم بارسلونا را در سال گذشته از طریق موناکو و با کشتی تأمین کند، ما نخواهیم توانست! زیرا درآمد سرانه‌ی اسپانیا و موقعیت جغرافیایی آن کشور را نداریم.
    ما دیگر پولی برای جبران ندانم‌کاری‌های مدیریتی خود در حوزه‌ی آب نداریم. باید هر چه سریع‌تر، راندمان آبیاری را در بخش کشاورزی به بالای 70 درصد برسانیم، باید از گسترش و افتتاح صنایع پرمصرف آبی ممانعت کنیم؛ باید شبکه‌های فرسوده‌ی لوله‌کشی شهری خود را ترمیم سازیم و باید به جای انباشت آب در مخزن‌های روزمینی (دریاچه سدها)، آن هم در کشوری که میانگین تبخیر سالانه‌ی آن به 2 متر می‌رسد، آب را در مخازن زیرزمینی انباشته کنیم؛ مخازنی که در سطح 43 میلیون هکتار از وسعت ایران، شناسایی شده و می‌توانند 10 برابر مجموع آبی را که قرار است در ناوگان بزرگ سدهای مخزنی انبار کنیم و به هدر دهیم، در آنجا ذخیره‌سازی کرده و به مصرف درست برسانیم، آن هم با اعمال کمترین فشار ممکن به زیست‌بوم.
    باشد که در نوزدهمین سالگرد روز جهانی آب – در 2 فروردین 1390 – بتوانیم حرف‌های شیرین‌تری در باره‌ی اندوخته‌گاه‌های آب شیرین وطن بزنیم و دیگر از کابوس جنگ آب و آلودگی جان‌فرسایش و نشست‌های دهشتناکش بیم به دل راه ندهیم!

   در همین باره یک گزارش زنهار دهنده را در ایرن بخوانید.

                                                      درج نظر

آقا جان: این رسم آب خوردن نیست! هست؟

    در آستانه‌ی روز جهانی آب قرار داریم، روزی که همه ساله به دلیل هم‌زمانی‌اش با نوروز، در ایران مورد توجه قرار نمی‌گیرد؛ اما حقیقت این است که شاید مهم‌ترین روز برای ایرانیان و برای پایداری ایران‌زمین، همین مناسبت مغفول مانده باشد.
    تو گویی همان گونه که این اورانگوتان بانمک باغ وحش اتریش، نمی‌داند که چه موهبت ارزشمندی را دارد هدر می‌دهد، ما نیز نمی‌دانیم، می‌دانیم؟

    امید که در این آغازین لحظه‌های سال 1389 با خویشتن خویش پیمان بندیم که هرگز کاری نکنیم که به قانون زمین بربخورد؛ قدر آب و خاک وطن را بیشتر دانسته و حرمت این طبیعت ناهمتا را بیشتر و بهتر به جا آوریم.

درج نظر

بحران برداشت شن و ماسه از تنکابن تا بهبهان!

    دوشنبه گذشته در همایش روز جهانی مقابله با سدسازی، آقای غلامرضا مشایخی، فرماندار تنکابن هم یکی از سخنرانان بود. او در فرازی از سخنانش به واقعیت تلخی اشاره کرد که اینک در جای جای وطن در حال تکرار است. مشایخی گفت: هم‌اکنون عمق برداشت شن و ماسه از بستر رودخانه چشمه کیله  - بزرگترین و پرآب‌ترین رودخانه تنکابن - به بیش از 25 متر رسیده است که این می‌تواند یک فاجعه‌ی تمام عیار برای منطقه و بخصوص کوه‌های زیبای سه‌هزار و رویشگاه‌ها و سکونتگاه‌های اطرافش باشد.

ادامه نوشته

روز جهانی مقابله با سدسازی به ایستگاه آخر رسید

    بعدازظهر امروز در تنکابن، آیین‌های سه روز‌ه‌ی مقابله با سدسازی در ایران به پایان می‌رسد؛ رسمی که 13 سال است در جهان و 2 سال است که در وطن برگزار شده و تکرار می‌گردد.
    باید بکوشیم تا نشان دهیم: سدسازی تنها می‌تواند به عنوان آخرین گزینه در مدیریت آب مطرح باشد و نه نخستین و بهترین و غرورآفرین گزینه.
    به همین مناسبت و همان طور که پیش‌تر هم اعلام شده بود، امروز در حضور علاقه‌مندان به این حوزه در شهر سبز و دوست‌داشتنی تنکابن سخنرانی خواهم کرد.

درج نظر

چه حرفی زده است کامران زلفی نژاد!

   

    کامران زلفی‌نژاد در پاسخ به پرسش خبرنگار خبرگزاری مهر گفته است: «هیچ زباله‌ای در تالاب بوجاق ریخته نشده است. ما که نمی‌توانیم دور تالاب را سیم خاردار بکشیم و از ریختن زباله در آن جلوگیری کنیم
    بدتر از آن گفته: «برای حفاظت از این تالاب نیازی به پیگیری شما خبرنگاران نیست

ادامه نوشته

آخرين هفته اسفند؛ كابوس آب‌سالاران طبيعت ستيز در ايران!


     امروز، فردا و پس فردا، به بهانه‌ي آيين‌هاي نكوداشت روز جهاني مقابله با سدسازي، طرفداران محيط زيست در ايران سه همايش برگزار كرده و خواهند كرد. هر چند شيرازي‌هاي عزيز درتالار دانشگاه علوم پزشكي دانشگاه شيراز  با سخنراني استاد فرزانه، دكتر آهنگ كوثر، عملن از روز پنج‌شنبه به استقبال اين مناسبت جهاني رفتند و شاهد يكي از مستدل‌ترين و علمي‌ترين سخنراني‌ها در ملامت مديريت نابخردانه‌ي حاكم بر منابع آبي كشور بودند؛ آنچه كه خود استاد از آن با عنوان: «نامديران صنعت آب كشور» ياد كرد. در اين باره البته در يادداشت‌هاي بعدي بيشتر توضيح خواهم داد.

    به هر حال، همايش امروز را كه پيش‌تر اطلاع‌رساني كرده بودم و به گفته‌ي يكي از برگزاركنندگان همايش – آقاي خسروي – به زودي گزارش‌هاي مربوط به آن بر روي نت منتشرخواهد شد. اما دو همايش ديگر به قرار زير است:

یکشنبه 23 اسفند - از ساعت 9:00 تا 12:00 - دانشگاه شهید عباسپور (تهران - بزرگراه شهید بابایی - خروجی حکیمیه) - ثبت نام:09354225083

دوشنبه 24 اسفند - از ساعت 16:00 تا 18:00 - تنکابن - پارک مادر - سالن ارشاد. (براي آگاهي بيشتر به وبلاگ آقاي عباس محمدي مراجعه فرماييد).

    گفتني آن كه در همايش سوم، نگارنده هم سخنراني خواهد كرد.

                                                                   درج نظر

روزگار سبز بام ایران در برابر روزگار سرخ دشت‌های وطن!

    در بهمن‌ ماهی که گذشت، در حالی که سبزها در شهرکرد کولاک کرده‌اند؛ سرخ‌ها تقریباً همه‌ی مواضع خود را در رفسنجان بازپس‌گرفتند ... و این البته همه‌ی ماجرا نیست! چه، بر بنیاد آخرین ستاده‌های به دست آمده از پایگاه مدیریت خشکسالی استان اصفهان مربوط به مهر تا پایان بهمن 1388 ریزش‌های آسمانی کشور کاهشی قابل توجه را نشان می‌دهد. به نحوی که مجموع بارندگی در 78 درصد از مساحت کشور کمتر از میانگین دراز مدت بوده و خشکسالي خفيف تا بسيار شديد در این مناطق حاکم شده است (نمودار شماره 1). این نواحی در بیشتر قسمت‌های کشور به استثنای بخش‌هایی از شمال غرب و غرب کشور دیده می‌شود. در حقیقت اگر از بام ایران –  شهرکرد و بروجن و مناطق همجوارش در استان چهارمحال بختیاری – که همچنان روزگاری رؤیایی را سر کرده و میزان دریافت ریزش‌های آسمانی‌اش بیش از 60 درصد میانگین درازمدت است، بگذریم؛ در دیگر نقاط کشور، رؤیای سبزی را نمی‌توان دید! هرچند همچنان استان‌هایی چون همدان، آذربایجان شرقی، کرمانشاه، اردبیل و زنجان از لذت ترسالی خفیف (افزایش کمتر از 20 درصد نرمال) بهره‌مند هستند، اما چنین بهره‌مندی لرزانی نمی‌تواند پشتوانه‌ی مناسبی تا انتهای سال آبی محسوب شود. به خصوص اگر یادمان باشد که مثلاً در استانی همچون خوزستان که تا پایان دی‌ماه همچنان با ترسالی هم‌آغوشی می‌کرد، چگونه دوباره کابوس خشکسالی را نزدیک‌تر از هر زمان دیگری به خود احساس می‌کند؛ کابوسی که می‌دانم برای مردم محروم دغاغله، گطیش و حموله می‌تواند تحمل‌ناپذیر باشد. نکته‌ی نگران‌کننده‌ی دیگر کاهش ریزش‌های آسمانی به صورت برف است که حتا میزان آن در بام ایران و یا در ارتفاعات کندوان نیز بسیار ناامید‌کننده می‌نماید، رخدادی که آشکارا توان ذخیره‌سازی اندوخته‌های آبی قابل شرب و کشاورزی کشور را در سال 1389 به چالش خواهد کشید ...

ادامه نوشته

تلاش دشمنان بیابان برای بیکار کردن درویش و خسروشاهی!

    به دنبال روایت‌ها و تحرکات طنازانه‌ی آدم مشکوکی به نام عبداللطیف عبادی در باره‌ی من و محمّد خسروشاهی و بقیه‌ی بروبچ! اینک از درگاه مجازی نشنال جیوگرافیک – که روابط نزدیکی با لطیف دارد – خبر می‌رسد گروهی از دانشمندان جهان در اقدامی کاملاً مشکوک می‌خواهند با استفاده از انرژی خورشیدی، صحراهای آفُریقا را سبز کنند و واحه‌ها را در بیابان‌ها به طرز چشمگیری افزایش دهند!
     می‌گویید نه! خودتان اصل ماجرا را در اینجا بخوانید و شرح پروژه را هم در اینجا و عکس‌های بیشتر را هم در اینجا ببینید تا دریابید چه آینده‌ی تیره و تاری انتظار درویش و خسروشاهی را می‌کشد! نمی‌کشد؟
    با این وجود، دنیا بداند ... (دنیا که می‌گویم، یعنی لطیف!): اگر یک مو از سر بیابان‌های نازنین من و محمّد کم شود، ممکن است مجبور به تعطیل مهار بیابان‌زایی شویم و آنگاه لطیف دیگر می‌خواهد در شبانه‌های گرین‌بلاگی‌اش، خواب چه کسی را تعبیر کند! نه؟

درج نظر

روزگار خشك خراسان در برابر  روزگار خيس زاگرس

    برپايه‌ي تازه‌ترين يافته‌هاي آب و هوايي منتج از نقشه‌هاي خشكسالي كه توسط دكتر مرتضي خداقلي و همكاران سختكوشش در پایگاه مدیریت خشکسالی کشاورزی مرکز تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی استان اصفهان تهيه و منتشر شده است، دو استان خراسان رضوي و شمالي در سخت‌ترين شرايط اقليمي خود در طول 30 سال گذشته به سر مي‌برند، به نحوي كه ميزان ريزش‌هاي آسماني اين مناطق در طول 4 ماهه‌ي نخست سال آبي 89-1388 بيش از 60 درصد كمتر از ميانگين 30 ساله در مدت مشابه بوده است. چنين است وضعيت سكونتگاه‌هاي ديرينه‌ي ديگري چون شاهرود، خور و بيابانك، كاشمر، سبزوار و بيارجمند.
    درعوض اما، طبيعت همچنان به بام ايران در چهارمحال و بختياري و بسياري ديگر از مناطق غربي كشور لبخند زده و روزگاري خيس‌تر از هميشه را برايشان به ارمغان آورده است.

    نكته جالب در اين ميان، وضعيت شهرستان‌هايي چون زاهدان و جيرفت و بم است كه به صورت غيرمنتظره‌اي، ترسال‌ترين سال خود را در طول دست كم سه دهه‌ي گذشته تجربه مي‌كنند.
    بنابراين از همين حالا، گردشگران نوروزي مي‌توانند اين مناطق را به عنوان يكي از هدف‌هاي سفرهاي خود برگزينند.

    در همين باره:

    - در پایان پاییز ۸۸ ؛ بیش از ۸۰ درصد خاک ایران به تصرف سبزها درآمد!

درج نظر