اشکهای طبیعت هم درآمد!
اشکهای طبیعت، نام تارنمایی است که مرضیه ناظری، خبرنگار سختکوش ایسنا در خراسان مدیریت خواهد کرد. ناظری خود از جملهی انسانهایی است که در مصیبت غمهای وارد شده بر طبیعت وطن، اغلب چشمانش خیس میشود و دلش میلرزد. یادم نمیرود که در نخستین ملاقاتم با او در دانشکدهی محیط زیست دانشگاه فردوسی مشهد، پس از پایان سخنرانیام برای مصاحبه به نزدم آمد، آن هم با چهرهای متأثر و چشمانی خیس از شنیدن دردها و رنجهای طبیعت وطن که به آنها – در آن سخنرانی - اشاره کرده بودم ...
اینک او میخواهد به خاطر مادرش – زمین – از طبیعت بنویسد و مانند سربازی فداکار و عاشق از مواهب ناب سرزمین مقدس مادریاش پاسداری کند تا دیگرباره سبزینگی را به وطن بازگرداند ...
مرضیه در نخستین یادداشتش مینویسد: «من ایمان دارم...که یک گوشه از دل همه آدمها متعلق به طبیعت است؛ اما این دوستی گاهی در هیاهوی زندگی شهری، چهاردیواریهای محدود آجری، عادتهای تکراری و وابستگیهامان به ماشین و رفاه و تکنولوژی گم میشود ... این دوستی با ارزش را خیلی راحت معامله کردهایم - نه؟!»
او آمده است تا یادمان اندازد که ارزان نفروشیم این دوستی سبز را ...
ورودش را به دنیای سبز وبلاگستان فارسی تبریک میگویم و برای او و عشق پاکش، آسمانی آبی بر بلندای سرزمینی سبز را آرزو میکنم. سرزمینی که در آن تمامی زیستمندانش از حرمتی سزاوارانه برخوردار خواهند بود.
در آغازین برگ از دفتر سبز اشکهای طبیعت مینویسم:
همهی موفقیتهای این دنیا از سختکوشی و باور حاصل میشود ... پس یادمان باشد: «شکست خوردن در مسیر ابتکار، بهتر از پیروزی در تقلید است.»

به «مهار بيابانزايي» خوش آمديد؛ تارنمايي كه از 12 فروردین 1384 کلید خورده است و تاکنون جوایز متعدد منطقهای، ملّی و جهانی بدست آورده؛ از جمله: در آبان 1385 و اردیبهشت ماه 1387، عنوان برترین وبلاگ محیط زیستی ایران را بدست آورد؛ در فروردین ماه سال 1389 به عنوان سومین وبلاگ محبوب محیط زیستی جهان در سال 2009 انتخاب شد؛ در دوم اردیبهشت 1392، وبگاه نخست محیط زیستی پایتخت در جشنواره مشکات برای سال 1391 شد و سرانجام در 17 اردیبهشت 1392، برنده عنوان برترین وبلاگ به انتخاب مردم در اجلاس جهانی رسانهها برای سال 2013 شد. محمّد درویش در این محیط مجازی ميكوشد در گام نخست جايگاه محيط زيست را در سبد اولويتهاي راهبردي كشور، به منزلگاهي درخور ارتقاء بخشد؛ و در گام بعدي ثابت كند كه بخش پهناوري از زيستبوم وطن، همان قلمرو برهنه و سوزان ماسههاي بادي و شورابهاي كويري و كلوتهاي سر به فلك كشيده و نبكاهاي استوار عرصههاي بياباني، ميتواند پايدارترين و غنيترين صندوق ذخيرهي ارزي ايرانيان باشد. به شرط آنكه بكوشيم با نفي «بيابانزدايي»، از بيابانيشدن زيستبومهاي تالابي، جنگلي و مرتعي خويش جلوگيري كنيم.