جنگلها کم میشوند یا زیاد؟ دم خروس را باور کنیم یا ...
مدتی است که مسئولین سازمان جنگلها، مراتع و آبخیزداری کشور با اتکا به اندازهگیریهای دقیق ماهوارهای و نیز عکسهای هوایی، اعلام میدارند که برای نخستین بار تخریب منابع جنگلی را به صفر رسانده و شاهد شیبی منفی در حوزه جنگل نیستند. افزون بر آن، آنها پرتکرار اعلام میدارند که مساحت رویشگاههای جنگلی کشور نسبت به چند دههی اخیر کاهشی نداشته است و نباید تحت تأثیر برآوردهای کارشناسی – بعضاً - مغرضانه و یا گزارشهای مستقل دیگر ارگانهای کشور قرار گرفت.
آنها حتا بخشی از دلایل کاهش رخداد سیل در دههی 80 را نیز متأثر از همین دانستگی ارزیابی کرده و با ارایه آماری ثابت کردهاند که پروندههای متخلفین و متجاوزین به حریم جنگل به طرز محسوسی کاهش یافته است.
با این وجود اگر نگاهی به این عکسهای هوایی بیاندازید که در سه مقطع زمانی 1346، 1373 و 1385 از روستایی در شمال کشور گرفته شده است، بیاندازید؛ آشکارا عمق فاجعه تخریب رویشگاههای ناب جنگلی هیرکانی را میتوانید دریابید و خون گریه کنید بر این همه نابخردی و آزمندی.
افزون بر آن، هرمز سهرابی عزیز، دو تصویر دیگر از منطقه عمومی جاده 2000 (روستای گلعلی آباد و صادق آباد) را بر روی تارنمای شخصیاش قرار داده که به وضوح نشان میدهد مرز بین مستثنیات رسمی و آنچه عملاً اتفاق افتاده است تا چه اندازه فاحش و نگران کننده بوده؛ رخدادی که فقط به آن میتوان نام تاراج جنگل را داد و متأسفانه همه خاموش هستند. از مدیر و وکیل و قاضی گرفته تا من علاقهند به طبیعت! چرا؟!
درود بر هرمز سهرابی و تلاش پیگیرش برای مهار این تاراج مغولوار از میراث طبیعی و یگانه شمال ایران.







به «مهار بيابانزايي» خوش آمديد؛ تارنمايي كه از 12 فروردین 1384 کلید خورده است و تاکنون جوایز متعدد منطقهای، ملّی و جهانی بدست آورده؛ از جمله: در آبان 1385 و اردیبهشت ماه 1387، عنوان برترین وبلاگ محیط زیستی ایران را بدست آورد؛ در فروردین ماه سال 1389 به عنوان سومین وبلاگ محبوب محیط زیستی جهان در سال 2009 انتخاب شد؛ در دوم اردیبهشت 1392، وبگاه نخست محیط زیستی پایتخت در جشنواره مشکات برای سال 1391 شد و سرانجام در 17 اردیبهشت 1392، برنده عنوان برترین وبلاگ به انتخاب مردم در اجلاس جهانی رسانهها برای سال 2013 شد. محمّد درویش در این محیط مجازی ميكوشد در گام نخست جايگاه محيط زيست را در سبد اولويتهاي راهبردي كشور، به منزلگاهي درخور ارتقاء بخشد؛ و در گام بعدي ثابت كند كه بخش پهناوري از زيستبوم وطن، همان قلمرو برهنه و سوزان ماسههاي بادي و شورابهاي كويري و كلوتهاي سر به فلك كشيده و نبكاهاي استوار عرصههاي بياباني، ميتواند پايدارترين و غنيترين صندوق ذخيرهي ارزي ايرانيان باشد. به شرط آنكه بكوشيم با نفي «بيابانزدايي»، از بيابانيشدن زيستبومهاي تالابي، جنگلي و مرتعي خويش جلوگيري كنيم.