آیا لالههای واژگون را میشود به زور سرنیزه و چکمه نجات داد؟!
بسیاری بر این باورند که اگر امسال
بر بالای سر هر لالهی واژگونی یک محیطبان مسلح وجود نداشت، معلوم نبود از
نسل این گلهای خجالتی و محجوب چیزی باقی بماند یا خیر؟
امّا آیا
واقعاً این سزاوار است که فرزندان آن ایرانی آزادهای که 2500 سال پیش ندا
در داده بود:
هرکه رونده ای را بیازارد
جهان
را آزرده است.
او که درختی را بیافکند،
بی اجاق خواهد مرد.
ما را چه شده است که به جای پاسداری
از میراث طبیعت ایران، میراث مشترک و مقدس سرزمین مادریمان، دست به غارت
آن زدهایم؟
مانند این مرد که حتا جیبهایش را هم پر
از لالههای واژگون کرده بود! چرا؟
ممنون از مهلقا کاشفی که این تصاویر
را در اختیار نگارنده قرار داد.
در همین باره:
- فقر فرهنگی یا فقر مدیریتی؟ مسأله این است!
+ نوشته شده در سه شنبه ۲۱ اردیبهشت ۱۳۸۹ ساعت 19:1 توسط محمد درویش




به «مهار بيابانزايي» خوش آمديد؛ تارنمايي كه از 12 فروردین 1384 کلید خورده است و تاکنون جوایز متعدد منطقهای، ملّی و جهانی بدست آورده؛ از جمله: در آبان 1385 و اردیبهشت ماه 1387، عنوان برترین وبلاگ محیط زیستی ایران را بدست آورد؛ در فروردین ماه سال 1389 به عنوان سومین وبلاگ محبوب محیط زیستی جهان در سال 2009 انتخاب شد؛ در دوم اردیبهشت 1392، وبگاه نخست محیط زیستی پایتخت در جشنواره مشکات برای سال 1391 شد و سرانجام در 17 اردیبهشت 1392، برنده عنوان برترین وبلاگ به انتخاب مردم در اجلاس جهانی رسانهها برای سال 2013 شد. محمّد درویش در این محیط مجازی ميكوشد در گام نخست جايگاه محيط زيست را در سبد اولويتهاي راهبردي كشور، به منزلگاهي درخور ارتقاء بخشد؛ و در گام بعدي ثابت كند كه بخش پهناوري از زيستبوم وطن، همان قلمرو برهنه و سوزان ماسههاي بادي و شورابهاي كويري و كلوتهاي سر به فلك كشيده و نبكاهاي استوار عرصههاي بياباني، ميتواند پايدارترين و غنيترين صندوق ذخيرهي ارزي ايرانيان باشد. به شرط آنكه بكوشيم با نفي «بيابانزدايي»، از بيابانيشدن زيستبومهاي تالابي، جنگلي و مرتعي خويش جلوگيري كنيم.